EUTHANAS
الذهاب إلى القناة على Telegram
• من یک روانِ پاکم در هزار کالبد t.me/HidenChat_Bot?start=133467880 𓂀 @Pharida
إظهار المزيد2 606
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-457 أيام
-41430 أيام
أرشيف المشاركات
2 606
یک زمانی هر ماه یک سررسید تمام میکردم اونقدری ک تراوشات ذهنی زیادی داشتم.. هرچی می نوشتم کم بود و کم ... و کم ...
دنیای اون موقه ها دنیایی بود حقیقی .. با دغدغه های شریف و فاخر .. دنیای دوری نبود ... همین چند سالِ پیش ..
ولی اکنون .. این اکنونِ دردمند؛
عمومیت رفته به لایه های زیرین حواشی ..
اکنون .. در محضر دنیایی پوچ ایستاده ام ک جوان رشید و رعنای آن به جای اینکه بخاد تخصصی یاد بگیره، هنری بیاموزه، فن و تلنتی از خودش بروز بده، ترجیه داده تپ تپ روی موبایل بزنه و چنل فارکس و کریپتو بزنه و پولاشو تتر کنه و سیگاری بپیچه و فک کنه در حال زندگی کردن بهترین روال زندگیه ... و به نیچه و تولستوی و دکارت انگشت میانی رو نشون بده البته اگه اسمشون ب گوشش خورده باشه ..
هر روز بهتر میفهمم چرا انزوا طلب هستم و چرا از جامعه کم وزنِ اخیر گریزانم ...
آدمها زمانی مرغِ باغ ملکوت بودن .. حاملان روح قُدسی .. بارداران ذراتِ کیهانی .. تلاشگرانی ک به زندگی متوسط قانع نبودن .. آرمانگرا بودن و حتا با کشته شدن یک گربه خیابانی تحصن میکردن ..
اما اکنون ...
آدمهای قانع و فراخ و رئالیست ...
شبی چند خط می نویسم و ذهنم رو دست نخورده نگه میدارم چون در مقال اون نمی گنجه اینهمه افتضاح مدنی ...
2 606
سالها آمد، سالها رفت، زمین با میکروباتی که رویَش چسبیده بودند موسموسکنان، لبخند لوس به خورشید میزد و دنبالِ خورشید خودش را میکشانید. ماه هم بادمجان زمین را دور قاب میچید. مخلص کلام جنگها شد، زلزلهها شد، آفتها از آسمان نازل شد، خر دجال ظهور کرد و عده بیشماری را از راه در کرد. یک دسته از مردم مُردند و دستهای مُردار شدند و دستهای هم به غضب خدا گرفتار شدند. اما همان چندتایی که ماندند مثل ریگ تولید مثل میکردند و ابناء بشر از سر نو روی زمین را پر میکردند...
#صادق_هدایت
2 606
خوشحالم ک حتا در حدِ خیلی خفیف، یک برند ایرانی داره شبیه برندهای بزرگ جهانی برخورد میکنه.. از وقتی که هنوز هیچ شعبه ایی نداشت برای حمایت ازش خرید میکردم و تا الان هنوزم .. حتا اگه نپوشم ..
#لوسیفراستایل
2 606
این چه مقطعی از زندگی و یا چندسالگی میتونه باشه؛ که علیرغم تمام فشار کاری پروژه های همزمان، و مسافرت های اجباری و دغدغه های متعهدانه و کمبودِ زمان و ..
همچنان درگیر اهمال میشی ...
حتا برای چندین دقیقه ! یک تشنج روحی ذهنی از عدم وجودم ! یک دورِ تند از اصَبی شدن همراه با یک نوع لذت عجیب ماژوخیستی، که تهش انگار صاعقه به وُجودم خورده و از وسط نصف شدم ...
2 606
این تصویر؛ تجسمِ یک خاب است .. خابی که تکرارش یه اسارت ابدی رو برام ایجاد کرده ! کُمک ....
