PENELOPA
الذهاب إلى القناة على Telegram
سرشت حقیقی روح، شکوفایی مستمر است تا حرکت خود را به سوی نواحی عظیم تری از آگاهی شخصی ادامه دهد. .
إظهار المزيد452
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
452
افرادی که نتوانند در کلامشان دقیق باشند، در فکر کردن نیز دقیق نخواهند بود، حتی بیشتر از آن، از نظر اخلاقی نیز در تردید و ابهام هستند.
بطور کلی، کلماتی که احساسی خوب و شعف مانند را به گوینده و شنونده القا میکند، معمولاً در جهانهای درون نیز شکلهای زیبا و مطبوعی را میسازند و طنین آنها گوش را نوازش میدهد.
هنگام صحبت کردن یا خندیدن با آن صداها در حقیقت ما در حال ساخت رنگهایی هستیم که از ادای آن صداها ناشی میشوند.
اگر خنده از روی مهر و محبت و از صمیم قلب باشد، انرژی مثبت از خود ساطع کرده و احساسی از شادی و شعف به انسان دست میدهد.
این احساس خوب رنگهایی زیبا را در فضا ایجاد میکند و شفا و بهبودی را در سطحی بالا به ارمغان میاورد.
اما، چنانچه خنده از روی بی احترامی، طعنه و یا کنایه باشد، اثری متفاوت دارد.
در اینصورت انرژی اطراف ما را کاملاً خشکانده و باعث بوجود آمدن فضا و احساسی از افسردگی میشود که برای سلامتی انسان بسیار زیان آور است.
رنگها و تصاویری که توسط کلام و خنده های ما ساخته میشود، به روح و هدفی بستگی دارد که در آنها نهفته است.
ممکن است دو نفر کلماتی مشابه را بزبان آورند، اما فقط یکی از آنها، رنگها و ارتعاشات زنده را ایجاد کند، دلیل آنهم، احساس مناسبی است که در تلفظ آن کلمات بکار رفته است.
جالب توجه است، که سایه های افکار و عقاید ما چقدر واضح و آشکار در جهانهای دیگر انعکاس می یابند.
این موضوع هنگامی واضحتر و آشکارتر میشود که از کشوری به کشور دیگر میرویم و در آن جا فضایی را می یابیم که از اثرات صوتی کاملاً متفاوتی مملو است.
بی توجهی در صحبت کردن، به بروز رویکرد های مبهم و درهم برهم در دیگر فعالیت های زندگی می انجامد.
این مهم، میتواند مانع مثمر ثمر بودن فعالیتها شده، پیشرفت ما را در همۀ جهات مسدود کند.
تا موقعی که فرد وارد طریقی بلند پایه و معنوی مانند «اکنکار» نشود و در میان جنبههای دیگر معنویت اهمیت استفاده از کلمات متعالی متین و خوشایند را نیاموزد، همواره در خطری ناآگاهانه خواهد بود که وجود خود را در مقابل ورود نیروهای تیره که به هاله اش وارد میشوند باز گذاشته است.
این نیروها از نواحی تحتانی اثیری میایند و میتوانند براحتی زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده، ما را بسوی عاداتی منفی مثل استفاده از مواد مخدر، نوشیدن مشروبات الکلی، افراط در سکس شرکت در موقعیتهای خشونت آمیز، قانون شکنی و اینگونه چیزها سوق دهند.
در اینصورت بدن فیزیکی ما ضربه هایی مداوم را دریافت کرده و شاهد خرابی و شکستگی پیش از موعد خواهد شد.
هدف اصلی زندگی فیزیکی اینست که، از تجربههایمان درس بگیریم و روند مستمر بسوی خداشناسی را طی کنیم.
دانشجویان طرق معنوی بلند پایه تر اهمیت صحبت کردن با کلمات متعالی را در زندگیشان درک میکنند.
باید توجه کنید که نباید از سر بی محبتی و انتقاد هیچ کلمه ای در مورد موجود دیگری گفته شود.
بلکه باید در سخنان خود کلماتی با وقار و زیبا را انتخاب کنیم که طنینی خوشایند هم داشته باشند.
هنگامیکه زمان دسترسی به این تعالیم فرا رسد و تصمیم بگیریم به بالاترین مرحلۀ معنوی در زندگیمان نائل شویم، آنگاه استحقاق ملاقات با «استاد زنده اک» و «اساتید وایراگی» را بدست خواهیم آورد و تعالیم ما تحت نظارت این غولهای معنوی آغاز میشود.
از آن هنگام در اخلاق رفتار و نگرش ما تغییراتی حاصل میشود.
ما ممکن است زمان و چگونگی رویداد این تغییرات را متوجه نشویم، اما پس از مدتی با نگاه به گذشته به این موضوع پی خواهیم برد.
از زمرۀ این تغییرات، ایجاد تحول شگرف در سخن گفتن ماست، نه تنها کیفیت آن، بلکه، شیوه آن نیز باوقار خوشایند، متعالی، صحیح و خالی از بزرگ نمائی و غلو میشود.
دیگر طنین صدایمان جلوه ای از عشق الهی خواهد بود و بصورت مجرایی برای «ماهانتا» در می آییم، تا این عشق الهی را در سرتاسر دنیای زنده اطرافمان پخش کنیم.
نامه های نظیر پاتل
452
(عشق)
به نظر من هیچ یک از کتب فلسفی و دیگر کتابها نمیتونن این حسو به شما ببخشن این اتفاق از ژرف ترین نقطهٔ درون هر شخص و هر شئ جاری میشه
حس لطیفی ک توام با اگاهی و سر مستی همراهه
ع ش ق
فقد ی جمله س ولی ماهیت این معنی ( روح)
هستش
برکت باشد
452
اکیست واقعی هرگز از ماهانتا، استاد حق در قید حیات یا هیچ یک از پیروان او انتظار اجابت دعاهای خود را نداشته و توقع هم ندارد که در حق وی معجزه نماید.
هرآنکس که شفا یا هر مقصود بخصوص معنوی را از شخص دیگری خواستار گردد، معمولا به تقاضایش پاسخی داده نمیشود. کسی که نیازمند مساعدت است، بایستی به جای دعا کردن، خودش پیشقدم شده و درخواست خود را شخصا به پیشگاه ماهانتا، استاد حق در قید حیات ببرد.
این قانون کیهانی است. توسل به هیچ مرجع دیگری، معتبر نیست، مگر آنکه شخص مجوز آن را دریافت کرده باشد. اگر شخص برای کمک به دیگران، بی اجازه یا بر اساس فرضیات و پیش داوری هایش اقدام نماید، مستحق تنبیه توسط قانون کبیر the great law: قانون کارما است.
📚 شریعت کی سوگماد جلد دوم
