ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

PENELOPA

PENELOPA

الذهاب إلى القناة على Telegram

سرشت حقیقی روح، شکوفایی مستمر است تا حرکت خود را به سوی نواحی عظیم تری از آگاهی شخصی ادامه دهد. .

إظهار المزيد
452
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
@MENMETHOD Lovely music Chillout

دانلود آلبوم Athos (A Journey To The Holy" Mountain)" اثر استفان میکوس Stephan Micus آهنگساز آلمانی. این آلبوم در سال 1994 تو
دانلود آلبوم Athos (A Journey To The Holy" Mountain)" اثر استفان میکوس Stephan Micus آهنگساز آلمانی. این آلبوم در سال 1994 توسط ECM منتشر شده است @MENMETHOD

City of Freedom Holy mountain film soundtrack @MENMETHOD

Isla (The Sapphic Sleep) Holy mountain film soundtrack @MENMETHOD

روایتی چند لایه و پیچیده از کارگردان بی پروای شیلیایی و استفاده بی شمار از نمادها و سمبل ها، در فضایی سورئال و رازگونه، این ف
روایتی چند لایه و پیچیده از کارگردان بی پروای شیلیایی و استفاده بی شمار از نمادها و سمبل ها، در فضایی سورئال و رازگونه، این فیلم را بدون شک یکی از پر استعاره ترین و رمزآلودترین آثار سینمایی بدل کرده است. . "کوهستان مقدس" هم مانند دیگر آثار "خودوروفسکی"، با نگاهی شدیدا انتقادی به مسائلی مثل مذهب، سانسور، آزادی، استعمار سرمایه داری ، سرکوب اعتراضات، فقر و تن فروشی و ... سعی دارد به بنیادی ترین چالش ها و عمیق ترین مشکلات جامعه بشری بپردازد. بی پردگی و عریانی در بینش و اعتقاداتش، او را مجاب کرده برای به تصویر کشیدن دغدغه های فکری اش از هیچ کاری فروگذار نکند. . داستان حول شخصیتی با چهره ای شبیه عیسی مسیح می چرخد که با فردی آشنا میشود که قرار است راز جاودانگی را با او در میان بگذارد. . . #کوهستان_مقدس #آلخاندرو_خودوروفسکی @MENMETHOD

معرفی فیلم The holy mountain 1973 "این پایان ماجراجویی ماست؟ هیچ چیز یک پایان نداره ،ما آمدیم به جستجوی راز جاودانگی ، به دنب
معرفی فیلم The holy mountain 1973 "این پایان ماجراجویی ماست؟ هیچ چیز یک پایان نداره ،ما آمدیم به جستجوی راز جاودانگی ، به دنبال اینکه مانند خدایان باشیم و حالا اینجاییم...فنا پذیر ، بیشتر از هرزمانی ، انسانی! اگر جاودانگی را بدست نیاوردیم، دست کم حقیقت را بدست آوردیم .. ما با یک داستان جن و پری شروع کردیم و در زندگی بیدار شدیم. ولی این زندگی حقیقت است؟ نه این یه فیلمه ما تصاویریم ، رویاها ، عکس ها. ما نباید اینجا بمانیم زندانیان... ما بایستی خیال را بشکنیم این خواب و خیاله. با کوهستان مقدس خداحافظی کنید. زندگی واقعی منتظر ماست." @MENMETHOD #Film

THE ENIGMA SHINNOBU :: ALBUM VOL 4 :: 2017 :: FULL @MENMETHOD

” نغمهٔ خوابگرد “ (برای گلوریا خینه و فرناندو دِلس ریوس) سبز، تویی که سبز می‌خواهم، سبز ِ باد و سبز ِ شاخه‌ها اسب در کوهپایه و زورق بر دریا. سراپا در سایه، دخترک خواب می‌بیند بر نرده‌ی مهتابی ِ خویش خمیده سبز روی و سبز موی با مردمکانی از فلز سرد. (سبز، تویی که سبزت می‌خواهم) و زیر ماه ِ کولی همه چیزی به تماشا نشسته است دختری را که نمی‌تواندشان دید. سبز، تویی که سبز می‌خواهم. خوشه‌ی ستاره‌گان ِ یخین ماهی ِ سایه را که گشاینده‌ی راه ِ سپیده‌دمان است تشییع می‌کند. انجیربُن با سمباده‌ی شاخسارش باد را خِنج می‌زند. ستیغ کوه همچون گربه‌یی وحشی موهای دراز ِ گیاهی‌اش را راست برمی‌افرازد. «ــ آخر کیست که می‌آید؟ و خود از کجا؟» خم شده بر نرده‌ی مهتابی ِ خویش سبز روی و سبز موی، و رویای تلخ‌اش دریا است. «ــ ای دوست! می‌خواهی به من دهی خانه‌ات را در برابر اسبم آینه‌ات را در برابر زین و برگم قبایت را در برابر خنجرم؟… من این چنین غرقه به خون از گردنه‌های کابرا باز می‌آیم.» «ــ پسرم! اگر از خود اختیاری می‌داشتم سودایی این چنین را می‌پذیرفتم. اما من دیگر نه منم و خانه‌ام دیگر از آن ِ من نیست.» «ــ ای دوست! هوای آن به سرم بود که به آرامی در بستری بمیرم، بر تختی با فنرهای فولاد و در میان ملافه‌های کتان… این زخم را می‌بینی که سینه‌ی مرا تا گلوگاه بردریده؟» «ــ سیصد سوری ِ قهوه رنگ میبینم که پیراهن سفیدت را شکوفان کرده است و شال ِ کمرت بوی خون تو را گرفته. لیکن دیگر من نه منم و خانه‌ام دیگر از آن من نیست!» «ــ دست کم بگذارید به بالا برآیم بر این نرده‌های بلند، بگذاریدم، بگذارید به بالا برآیم بر این نرده‌های سبز، بر نرده‌های ماه که آب از آن آبشاروار به زیر می‌غلتد.» یاران دوگانه به فراز بر شدند به جانب نرده‌های بلند. ردّی از خون بر خاک نهادند ردّی از اشک بر خاک نهادند. فانوس‌های قلعی ِ چندی بر مهتابی‌ها لرزید و هزار طبل ِ آبگینه صبح کاذب را زخم زد. سبز، تویی که سبز می‌خواهم. سبز ِ باد، سبز ِ شاخه‌ها. همراهان به فراز برشدند. باد ِ سخت، در دهان‌شان طعم زرداب و ریحان و پونه به جا نهاد. «ــ ای دوست، بگوی، او کجاست؟ دخترَکَت، دخترک تلخ‌ات کجاست؟» چه سخت انتظار کشید «ــ چه سخت انظار می‌بایدش کشید تازه روی و سیاه موی بر نرده‌های سبز!» بر آیینه‌ی آبدان کولی قزک تاب می‌خورد سبز روی و سبز موی با مردمکانی از فلز سرد. یخپاره‌ی نازکی از ماه بر فراز آبش نگه می‌داشت. شب خودی‌تر شد به گونه‌ی میدانچه‌ی کوچکی و گزمه‌گان، مست بر درها کوفتند… سبز، تویی که سبزت می‌خواهم. سبز ِ باد، سبز ِ شاخه‌ها، اسب در کوهپایه و زورق بر دریا. – فدریکو گارسیا لورکا «کولی آوازخوان» (۱۹۲۷ - ١۹۲۴) ⁃ ترجمه‌ی احمد شاملو