Vip_Learning_English
الذهاب إلى القناة على Telegram
▪️IELTS coach ▪️Online and in person classes ▪️IELTS,TOEFL,Duolingo,speaking courses
إظهار المزيد2 403
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
-330 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أغسطس '26
أغسطس '26
+1
في 0 قنوات
يوليو '26
+22
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+27
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+22
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+17
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+14
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+11
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+15
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+20
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+8
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+18
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+19
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+10
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+6
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+10
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+9
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+11
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+13
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+20
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+36
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+29
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+32
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+29
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+26
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+10
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+11
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+5
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+14
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '24
+7
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+17
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+6
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+6
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+18
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+9
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+17
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+32
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+17
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+16
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+25
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+13
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+23
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+33
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+36
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+38
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+68
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+23
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+17
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+22
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+12
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+13
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+18
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+55
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+18
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+30
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+26
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+29
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+25
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+35
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+38
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+71
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+82
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+83
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+29
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+20
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+71
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+101
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+4 283
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 02 أغسطس | 0 | |||
| 01 أغسطس | +1 |
منشورات القناة
📚 Relative Clauses (Adjective Clauses)
A relative clause (or adjective clause) gives extra information about a noun. It usually begins with who, which, that, where, or whose.
جملهٔ وارهٔ موصولی (یا جملهٔ وصفی) اطلاعات بیشتری دربارهٔ یک اسم میدهد و معمولاً با who, which, that, where, یا whose شروع میشود.
1. who (برای افراد)
The man who lives next door is a doctor.
مردی که خانهٔ کناری زندگی میکند، پزشک است.
I have a friend who speaks four languages.
من دوستی دارم که چهار زبان صحبت میکند.
2. which (برای اشیا و حیوانات)
This is the book which I told you about.
این همان کتابی است که دربارهاش به تو گفتم.
The movie which we watched was amazing.
فیلمی که تماشا کردیم فوقالعاده بود.
3. that (برای افراد و اشیا)
The girl that won the competition is my cousin.
دختری که مسابقه را برد، دخترخالهٔ من است.
This is the phone that I bought yesterday.
این همان گوشیای است که دیروز خریدم.
4. where (برای مکان)
This is the restaurant where we had dinner.
این همان رستورانی است که آنجا شام خوردیم.
I remember the city where I was born.
شهری را که در آن به دنیا آمدم به یاد دارم.
5. whose (برای مالکیت)
The student whose bag is on the table is absent today.
دانشآموزی که کیفش روی میز است، امروز غایب است.
I met a writer whose books are very popular.
با نویسندهای آشنا شدم که کتابهایش بسیار محبوب هستند.
@Vip_Learning_English
| 2 | لا يوجد نص... | 68 |
| 3 | 🔹 پرسیدن «چندمی؟»
1. در صف یا نوبت
✅ What number are you?
چندمی؟ / شماره چند هستی؟
I’m number 12.
من شماره ۱۲ هستم.
What number is he?
او شماره چند است؟
این عبارت فقط برای صف، نوبت، شماره انتظار و… استفاده میشود.
2. برای جایگاه یا ترتیب
Which… یا What ordinal… (رایجتر: Which)
Which president was he?
او چندمین رئیسجمهور بود؟
He was the 44th president.
او چهلوچهارمین رئیسجمهور بود.
Which chapter is this?
این چندمین فصل است؟
This is the fifth chapter.
این فصل پنجم است.
Which attempt was it?
این چندمین تلاش بود؟
It was my third attempt.
سومین تلاشم بود.
3. اگر بخواهی بگویی «فلانی چندمین نفر بود»
He was the first person…
او اولین نفر بود…
She was the tenth student…
او دهمین دانشآموز بود…
They were the second team to qualify.
آنها دومین تیمی بودند که صعود کردند.
@Vip_Learning_English | 111 |
| 4 | لا يوجد نص... | 95 |
| 5 | @Vip_Learning_English | 109 |
| 6 | A Visit to the Park
Last Friday, Sara went to a beautiful park near her house. The weather was sunny, and many families were there. She walked around the lake and took some photos of the flowers. After that, she sat on a bench and read her favorite book. Before going home, she bought an ice cream and talked to an old friend for a few minutes. It was a relaxing and happy afternoon.
بازدید از پارک
جمعه گذشته، سارا به یک پارک زیبا در نزدیکی خانهاش رفت. هوا آفتابی بود و خانوادههای زیادی آنجا بودند. او دور دریاچه قدم زد و از گلها چند عکس گرفت. بعد از آن، روی یک نیمکت نشست و کتاب مورد علاقهاش را خواند. قبل از اینکه به خانه برگردد، یک بستنی خرید و چند دقیقه با یکی از دوستان قدیمیاش صحبت کرد. آن بعدازظهر، آرامشبخش و لذتبخش بود.
Lake = دریاچه
Bench = نیمکت
Favorite = مورد علاقه
Relaxing = آرامشبخش
Bought = خرید
@Vip_Learning_English | 135 |
| 7 | @Vip_Learning_English | 128 |
| 8 | 💪 Ways to Say “Continue”
1. Keep going
ادامه بده؛ دست نکش
Keep going. You’re closer than you think.
ادامه بده؛ از چیزی که فکر میکنی به هدفت نزدیکتری.
2. Carry on
ادامه دادن
Carry on. Don’t let anyone stop you.
ادامه بده؛ اجازه نده کسی جلوت رو بگیره.
3. Go on
ادامه دادن
Go on. I’m listening.
ادامه بده؛ دارم گوش میدم.
4. Stick with it
پای کار بمون؛ جا نزن
Stick with it. It’ll be worth it.
ادامه بده؛ ارزشش رو داره.
5. Hang in there
دوام بیار؛ کم نیار
Hang in there. Better days are coming.
کم نیار؛ روزهای بهتر در راهه.
6. Keep at it
به تلاشت ادامه بده
Keep at it. Success doesn’t happen overnight.
به تلاشت ادامه بده؛ موفقیت یکشبه به دست نمیاد.
7. Don’t give up
تسلیم نشو؛ دست نکش
Don’t give up. Every expert was once a beginner.
تسلیم نشو؛ هر متخصصی روزی یک مبتدی بوده.
8. Push through
با وجود سختی ادامه بده
Push through. You’re stronger than your excuses.
ادامه بده؛ تو از بهانههات قویتری.
9. Stay the course
تا آخر ادامه بده؛ در مسیر بمان
Stay the course. Great things take time.
در مسیر بمان؛ کارهای بزرگ زمان میبرند.
10. Keep moving forward
به جلو حرکت کن؛ رو به جلو ادامه بده
Keep moving forward, one step at a time.
به حرکت رو به جلو ادامه بده، قدمبهقدم.
@Vip_Learning_English | 147 |
| 9 | The power of pepper.pdf | 137 |
| 10 | The power of pepper.mp3 | 138 |
| 11 | لا يوجد نص... | 145 |
| 12 | 1. Stupid
احمق، کودن
Don’t be stupid.
احمق نباش.
That was a stupid mistake.
اون یه اشتباه احمقانه بود.
2. Silly
خنگ، سادهلوح، بچگانه
Don’t be silly.
این حرفها چیه!
That was a silly question.
اون سؤال سادهلوحانهای بود.
3. Foolish
نادان، نابخرد
It was foolish to ignore the warning.
نادانسته بود که هشدار را نادیده بگیری.
Don’t be so foolish.
اینقدر نادان نباش.
4. Crazy
دیوانه، عجیب
Are you crazy?
دیوونهای؟
That’s a crazy idea.
اون یه ایده عجیبه.
5. Idiot
احمق، کودن
What an idiot!
چه احمقی!
Don’t be an idiot.
احمق نباش.
6. Dumb
خنگ، کودن
That was a dumb decision.
اون یه تصمیم احمقانه بود.
Don’t ask dumb questions.
سؤالهای احمقانه نپرس.
7. Naive
سادهلوح
She’s too naive to believe that.
اون خیلی سادهلوحه که اینو باور میکنه.
Don’t be so naive.
اینقدر سادهلوح نباش.
8. Clumsy
دستوپا چلفتی
I’m so clumsy.
من خیلی دستوپا چلفتیام.
He dropped the glass because he’s clumsy.
اون لیوان رو انداخت چون دستوپا چلفتیه.
9. Absent-minded
حواسپرت
He’s very absent-minded.
اون خیلی حواسپرته.
I forgot my keys again. I’m so absent-minded.
دوباره کلیدام رو جا گذاشتم. خیلی حواسپرتم.
10. Careless
بیدقت، بیاحتیاط
Don’t be careless.
بیدقت نباش.
She made a careless mistake.
اون یک اشتباه ناشی از بیدقتی انجام داد.
11. Immature
بچهگانه، نابالغ
Stop being immature.
دست از بچهبازی بردار.
He’s too immature for this job.
اون برای این کار خیلی نابالغه.
12. Childish
بچهگانه
Don’t be childish.
بچهبازی درنیار.
His behavior was childish.
رفتارش بچهگانه بود.
@Vip_Learning_English | 167 |
| 13 | لا يوجد نص... | 140 |
| 14 | Because
چون، زیرا، به دلیل اینکه
🔹 من بیرون نرفتم چون باران میبارید.
→ I didn’t go out because it was raining.
🔹 او موفق شد چون سخت کار کرد.
→ He succeeded because he worked hard.
Since
از آنجا که، چون، به دلیل اینکه (کمی رسمیتر از because)
🔹 چون هوا سرد بود، پنجره را بستم.
→ Since it was cold, I closed the window.
🔹 از آنجا که وقت کافی نداریم، باید عجله کنیم.
→ Since we don’t have enough time, we should hurry.
As
چون، از آنجا که (رسمیتر؛ بیشتر در نوشتار)
🔹 چون من خسته بودم، زود خوابیدم.
→ As I was tired, I went to bed early.
🔹 چون او تجربه زیادی دارد، برای این کار مناسب است.
→ As he has a lot of experience, he is suitable for this job.
Due to + noun
به دلیلِ، به خاطرِ
🔹 پرواز به دلیل آبوهوای بد لغو شد.
→ The flight was canceled due to bad weather.
🔹 او به دلیل بیماری در جلسه نبود.
→ He wasn’t at the meeting due to illness.
Because of + noun
به خاطرِ، به دلیلِ
🔹 ما به خاطر ترافیک دیر رسیدیم.
→ We arrived late because of traffic.
🔹 بازی به دلیل باران متوقف شد.
→ The game stopped because of the rain.
Owing to + noun
به دلیلِ (رسمیتر از due to)
🔹 به دلیل مشکلات مالی، شرکت تعطیل شد.
→ The company closed owing to financial problems.
On account of + noun
به خاطرِ، به دلیلِ (رسمی)
🔹 او به دلیل شرایط سخت استعفا داد.
→ He resigned on account of difficult circumstances.
Insofar as / Inasmuch as
از آنجا که، به این دلیل که (خیلی رسمی و آکادمیک)
🔹 از آنجا که این موضوع اهمیت زیادی دارد، باید بررسی شود.
→ Inasmuch as this issue is important, it should be examined.
Now that + sentence
حالا که، از آنجا که
🔹 حالا که اینجا هستی، میتوانی کمک کنی.
→ Now that you are here, you can help.
@Vip_Learning_English | 222 |
| 15 | @Vip_Learning_English | 169 |
| 16 | be not all that + adjective
یعنی آنقدرها هم … نیست / خیلی … نیست / به آن خوبی یا شدتی که انتظار میرود نیست.
The movie isn’t all that interesting.
آن فیلم آنقدرها هم جالب نیست.
This restaurant isn’t all that expensive.
این رستوران آنقدرها هم گران نیست.
The exam wasn’t all that difficult.
امتحان آنقدرها هم سخت نبود.
He’s not all that smart.
او آنقدرها هم باهوش نیست.
The weather isn’t all that cold today.
هوا امروز آنقدرها هم سرد نیست.
My new phone isn’t all that different from the old one.
گوشی جدیدم آنقدرها هم با گوشی قبلی فرق ندارد.
The traffic wasn’t all that bad this morning.
ترافیک امروز صبح آنقدرها هم بد نبود.
The hotel wasn’t all that clean.
هتل آنقدرها هم تمیز نبود.
@Vip_Learning_English | 187 |
| 17 | @Vip_Learning_English | 221 |
| 18 | لا يوجد نص... | 225 |
| 19 | Would you like a robot companion.pdf | 211 |
| 20 | Would you like a robot companion.mp3 | 230 |
