کدینگ ۱۱۰۰ واژه
الذهاب إلى القناة على Telegram
یادگیری سریع لغات توسط استاد امیر احمدی مولف کتاب تصویرسازی لغات انگلیسی ۵۰۴ مدرسان شریف @amirahmadie
إظهار المزيد4 104
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
4 104
Incongruous: /ɪnˈkɒŋ.gru.əs/
نامتجانس
تلفظ:این کانگروس
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: این کانگورو
معنی: نامتجانس
جمله یادآر: این کانگورو است نامتجانس.
تصویرسای: نامتجانس بودن چه تصویری برای شما دارد؟ حالا این تصویر را به یک کانگورو که در کنار شما ایستاده اضافه کنید
4 104
Mundane: /mʌnˈdeɪn/
دنیوی، خاکی
تلفظ: مان دین
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: من، دین
معنی: دنیوی، خاکی
جمله یادآر: من دینم و دنیام رو با هم دارم.
تصویرسازی: یکی از آشناهات رو که به این صفت میشناسی که هم اهل دین است هم اهل دنیا واسه این واژه تصویرسازی کن.
4 104
Euphemism: /ˈjuː.fə.mɪ.zəm/
حسن تعبیر
تلفظ: یوفمیزم
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: بوفه میزنم
معنی: حسن تعبیر
جمله یادآر: بوفه میزنم، اسمش رو میزارم حسن تعبیر😯😇
تصویرسازی: یه بوفه زدی تو این تصویر و سردرش تابلوی بزرگی زدی و اسمش رو نوشتی: حسن تعبیر😂
4 104
Bristle: /ˈbrɪs.ļ/
موی سیخ، سیخ شدن، آماده جنگ شدن
تلفظ: بریسل
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: برس و تل
جمله یادآر: برس و تل موهات رو سیخ میکنه؟
تصویرسازی: به صورت خنده دار در نظر بگیر که با برس و تل موهات رو سیخ کردی.
4 104
Cessation: /sesˈeɪ.ʃən/
توقف، ایست
تلفظ: سسیشن
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: سه سطل شن
جمله یادآر: سه سطل شن متوقف کرده راه رو.
تصویرسازی: سه سطل بزگ شن در وسط خیابان محل سکونتتان در نظر بگیرید که راه را بسته و یک علامت ایست و توقف هم در کنار آنها تصویرسازی کنید.
4 104
Tremulous: /ˈtrem.jʊ.ləs/
لرزنده، مرتعش
تلفظ: ترمیولس
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: تر میون لاستیک.
جمله یادآر: تر میون لاستیک،میلرزه هی ماشین.
تصویرسازی: سوار یک ماشینی که لاستیک های بزرگی داره و از میون هر لاستیک آب میچکه و تره و لاستیکها و کل ماشین میلرزه.
4 104
Ominous: /ˈɒm.ɪ.nəs/ شوم،بدشگون
تلفظ: آمینس
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: امین است
جمله یادآر: امین است شوم و بدشگون.
تصویرسازی: یک نفر به نام امین از بین آشناهایتان یا اگر آشنایی به این نام ندارید از بین بازیگران یا ورزشکاران به این نام تصویرسازی کنید.تصویر آدم شوم در ذهن شما چه شکلی است؟ حالا امین را شوم در ذهن بسازید.
4 104
Inadvertent /ˌɪn.ədˈvɜː.tənt/
بی ملاحظه، غیرعمدی
تلفظ: این ادورطنت
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: این ادا و اطوارت
معنی: بی ملاحظه ، غیرعمدی
جمله یادآر: این ادا و اطوارت غیر عمدیه یا عمدی؟
تصویرسازی: یکی از آشناهات که خیلی ادا و اطواریه ولی بنده خدا دست خودش نیست و غیر عمدی این اطوارهارو در میاره در کنار خودتان تصویرسازی کنید.
4 104
نکته: برای هر بیست لغت یک فضای جداگانه و مجزا برای تصویرسازی در نظر بگیرید.مثلا بیست لغت را در جاهای مختلف خانه تان و با اعضای خانواده تصویرسازی کنید. بیست لغت بعدی را در محل تحصیل.بیست لغت بعد در محل کار و...
4 104
Incipient: /ɪnˈsɪp.i.ənt/
ابتدایی، اولیه
تلفظ: این سیپینت
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: این سی پرینتر
جمله یادآر: این سی پرینتر ابتدایی رو دیدی؟
تصویرسازی: یک پرینتر که کنارش عدد سی دیده میشود که نشان سی پرینتر است را به ذهن بیاورید. پرینترهای اولیه به نظر شما چه شکلی بوده اند؟ همه این عناصر را به دقت تصویرسازی کنید.
4 104
Dupe: /duːp/ ساده لوح
تلفظ: دوپ
کلمه شبیه تلفظ در فارسی: دو پخمه
معنی :ساده لوح
جمله یادآر: دو پخمه ساده لوح.
تصویرسازی: دو پخمه ساده لوح شمارو یاد چه کسانی می اندازد؟
4 104
Reprimand: /ˈrep.rɪ.m æ nd/
توبیخ کردن، سرزنش کردن
تلفظ: رپری مند
کلمه فارسی شبیه تلفظ: رپری ، من
معنی: توبیخ کردن، سرزنش کردن
جمله یادآر: رپری من رو سرزنش کرد.
تصویرسازی: یه خواننده رپ که داره میزنه تو سرت و سرزنشت میکنه رو خنده دار تصویرسازی کن.خنده دار بودن تصاویر به ماندگاری آن کمک می کند.
4 104
Loathe: /ləʊð/
نفرت داشتن، بیزار بودن
تلفظ: لث
کلمه فارسی شبیه تلفظ: لوس
معنی: نفرت داشتن،بیزار بودن
جمله یادآر: لوسه ازش بیزارم.
تصویرسازی: لوس شمارو یاد کی میندازه؟ حالا خودتان را با قیافه پر از تنفر و بیزاری کنار او تصویرسازی کنید.
4 104
Jostle: /ˈdʒɑː.sļ/
کنار زدن
جمله یادآر: به خاطر جثه لاغرش کنار زده شد.
تصویرسازی: جثه لاغر شما را یاد کدام دوستتان می اندازد؟ تصور کنید که چند نفر او را به کنار می زنند.
4 104
Infamous: /ˈɪn.fə.məs/
بدنام، پست
جمله یادآر: این famous (مشهور) نیست خیلی هم بدنامه.
تصویرسازی: یک آدم بدنام و پست را درنظر بگیرید که بر روی فرش قرمز راه میرود و شما هم فریاد میزنید که اون famous نیست و بدنامه.
4 104
Wrest: /rest/
پیچاندن، چلاندن، فشار آوردن
جمله یادآر: رستم میچلوند حریفاش رو.
تصویرسازی: خودتون رو به صورت حریف رستم درنظر بگیرید جوری که شمارو فشار میده و میچلونه.
4 104
Caustic: /ˈkɑː .stɪk/
تند و تیز، نیش دار، هجوآمیز
جمله یادآر: کاستی که خریدم خیلی آهنگاش نیش دار بود.
تصویرسازی: یک نوار کاست که چندتا نیش مار روشه تصویرسازی کنید.
4 104
Lackluster: /ˈlækˌlʌs.təʳ/
بی نور،کم فروغ
جمله یادآر: لکه لوستر بی نور کرده اتاق رو.
تصویرسازی: یک لکه بزرگ روی لوستر اتاقتون درنظر بگیرید طوری که اتاق بی نور و تاریک شده.
4 104
Avid: /ˈæv.ɪd/آرزومند ، مشتاق
جمله یادآر: نوید مشتاق خوردنه.
تصویرسازی: یک نفر به نام نوید که می شناسید را با قیافه خیلی مشتاق در نظر بگیرید که درحال خوردنه یک کیکه.قیافه یک آدم مشتاق در ذهن شما چه عناصری دارد؟
