ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

• رُز آستࢪولوژی

• رُز آستࢪولوژی

الذهاب إلى القناة على Telegram

🌙 ، اینجا محلی برای ستاره های چرخِ فلکه . 🔮 ، برای خوندن چارت تولدتون پیام بدید @idkwhoiamwhereillgo💋 چنل تاریخ و ادبیات و پرسش و پاسخ: @letsbelonelytogetherr بات ناشناس: @letsbelonelytogetherrbot

إظهار المزيد
4 494
المشتركون
+124 ساعات
-417 أيام
-26830 أيام
أرشيف المشاركات
سجتریس امروز رو بیا منعطف باش گاهی وقتا اتفاقایی که توقعشو نداری از اونی که فکرشو میکنی بدردبخور ترن.

پست قمر در عقرب از اینجا به پایینه عشخ ها

نه آنکه بترسیم و گوشه‌ای بنشینیم، بلکه آهسته‌تر گام برداریم، کمی بیندیشیم، و اجازه دهیم آنچه در اعماقمان پنهان شده، بی‌هراس سر برآورد و دیده شود. قمر در عقرب، نفرین نیست. زمزمه‌ای است از جانب کیهان. یادآوری‌ای است برای آنکه بدانیم غرور، همان پاشنه‌ای است که اوریون را از پا انداخت. و فروتنی در برابر این عظمت بی‌کران، شاید یگانه راه نجات باشد.

شاید حق با پیشینیان بوده . شاید این‌ دو روز، فرصتی باشه که جهانِ پرشتاب ما، کمی از هیاهو کم کنه و گوشِ جان ما رو بخونه به سکوت.

و اما برای ما، امروز...

حالا تصورش را بکنید: ماهِ ظریف و نقره‌گون ما، آرام و بی‌صدا، از کنار این غول سوزان و سرخ‌فام عبور می‌کند. و این یک تصویر شاعرانه نیست؛ این رو تلسکوپ‌ها دیدن و فیزیک تأیید کرده.

اگر روزی قلب‌العقرب را به جای خورشید در مرکز منظومهٔ ما بگذارند، شعله‌هایش تا مدار مریخ زبانه خواهد کشید و زمین در آغوش سوزانش محو خواهد شد.

این ستاره، یک ابرغولِ سرخ است. برای درک بزرگی‌اش کافی است بدانید که قطر آن، حدود ۷۰۰ برابر قطر خورشید است.

حال از فلسفه و طب کهن بیرون بیاییم و بپرسیم: «واقعاً در آسمان چه خبر است؟» ماه در گردش ماهانه‌اش، از برابر صورت فلکی عقرب می‌گذرد؛ جایی که ستاره‌ای می‌درخشد به نام قلب‌العقرب یا آنطور که غربی‌ها می‌گویند: Antares.

🔭 ، حقیقت آسمانی؛ جایی که علم، افسانه را از نو می‌سازد.

می‌گفت: «طبیعت زبانِ خویش را دارد. عقرب با خود زهر می‌آورد، اما هر زهری پادزهری نیز دارد.» پادزهرِ این روزها، در نگاه او، سکوت و تأمل بود. فرو رفتن در خویشتن. پرهیز از جدال. و نگریستنِ صادقانه به غم‌هایی که از اعماق جان سر برمی‌آورند.

می‌گفت: «زخم دیرتر بهبود می‌یابد، خون در جوش می‌آید، و سودا (همان خلط تیره و سنگین که مایهٔ غم و اندوه و وسواس است) بالا می‌آید.» اما نگاه ابن‌سینا نگاهِ ترس نبود. او این زمان را «نحس» نمی‌نامید.

ابن‌سینا باور داشت که در روزهایی که ماه در عقرب جای دارد، اخلاط چهارگانهٔ بدن (خون، صفرا، بلغم، سودا) از تعادل طبیعی خود خارج می‌شوند. او به پزشکان سفارش می‌کرد که در این دو روز از خون گرفتن، جراحی دشوار، یا تجویز داروی قوی پرهیز کنند.

و اما ابوعلی سینا، حکیم و پزشکی که نامش هنوز هم در تاریخ فلسفه و طب می‌درخشد. او در کتاب ارزشمندش «قانون»، نگاهی ژرف به همین موضوع داشت.

🩺 ، ابن‌سینا؛ طبیبی که نبض آسمان را می‌شناخت .

می‌گفت: «ماه، سرد و تر است. آرام است و پذیرنده. اما عقرب، گرم و خشک است و با مِریخ هم‌خانه. این دو وقتی روبه‌رو می‌شوند، گویی آتش و آب به هم می‌رسند. از برخوردشان، تلاطمی در عالم زیرین پدید می‌آید.» همان‌طور که ماه دریاها را به حرکت درمی‌آورد، این همنشینی هم بر جان و تنِ آدمی بی‌اثر نیست.

این دیگه قصه نبود؛ یک موقعیت ریاضی بود: طول فلکی ۲۱۰ تا ۲۴۰ درجه. اما خوارزمی فقط اعداد را نمی‌دید. او به طبیعت اجرام آسمانی هم باور داشت.

او در زیج‌های نجومی‌اش با دقت محاسبه کرد که ماه هر ۲۷ روز و اندی، یک بار تمام دایرةالبروج را دور می‌زند و چیزی حدود دو روز و نیم، مهمان صورت فلکی عقرب می‌شود.

در بیت‌الحکمه، مردی نشسته بود که جهان او را به نام محمد بن موسی خوارزمی می‌شناسه؛ پدر جبر و مقابله، کسی که الفبای ریاضیات نوین رو نوشت. خوارزمی به آسمان نگاه می‌کرد، اما نگاهش از جنس افسانه نبود، نگاهش عدد و محاسبه بود.

از اسطوره‌های یونان که بیرون بیاییم، می‌رسیم به ایرانِ هزار و اندی سال پیش، به روزگاری که بغداد مرکز علم جهان بود.