دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨
الذهاب إلى القناة على Telegram
در مسیر درخشیدن✨ نودانشجوی پزشکی. یه دختر معمولی با چالشهای گاهی غیرمعمولی:) ربات برای صحبتهاتون: @Derafshanbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
219
المشتركون
+224 ساعات
-37 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
واقعا دلم میخواد یه سریال هیجانانگیز رو دنبال کنم و هرهفته منتظر باشم قسمت جدیدش بیاد. مثل وقتی که منتظر سریال "وحشی" میشدم. تمام اون هفته انتظار با مامانم دربارهش صحبت میکردیم و پیشبینی میکردیم چی قراره بشه.
هیجان اون لحظه که توی یوتیوب یه ویدئو دیدیم که میگفت احتمالا خسرو همون نیک باشه بیاندازه بود:))
حتی هنوزم دربارهش صحبت میکنیم!
بامداد خمار اصلا اون حس خوب رو نمیده، فقط منتظریم تموم بشه..
من الان متوجه شدم که توی گیلان برای اینکه فسنجون سیاه بشه میخ طویله یا نعل اسب رو روی آتیش قشنگ داغ و گداخته میکنن(که ضدعفونی بشه) بعد میندازن توی خورش:/
چه جالب
حالا قهوهای باشه چی میشه خب؟😂
بعد از مامانم پرسیدم مامانجون هم اینکارو میکنه؟ گفت نه ما نمیذاشتیم:))
میگم من ندیده بودم..
الان یه ویدئو دیدم از یه خانمی بهنامِ "بهی جدیدی" که انگار نقش همسر مسعود شصتچی رو بازی میکنه توی سریال مرد ۳هزار چهره؛
مجری بهش گفت چی حسی داره که یهشبه معروف شدی؟
خانمه ناراحت شد، گفت شما این همه سال تلاش من توی تئاتر و فیلمِ کوتاه و اینا رو ندیدی؟
بعد مجری گفت ولی با این سریال شناخته شدی دیگه، شانس اوردی.
بهی جواب قشنگی داد، گفت شانس چیه؟ شانس وقتی اتفاق میافته که شما داری توی مسیر میری و تلاش میکنی، یهو یه لامبورگینی از کنارت رد میشه، ازت میخواد سوار بشی.
همین!
اون روزی که آهنگهای "نوان" ترند شد فکر نمیکردم ازش خوشم بیاد؛
ولی الان "شدی نورم" و "پیدا" رو خیلی دوست دارم😭
girl to girl:
از پارتنر کنترلگر/غیرتی/تعصبی/سختگیر/حساس/ و کلا گیر، فرار کن به دورترین نقطهی جهان.
حتی اگر مجبور بشی تا آخرِ عمرت تنها بمونی، بهتر از اینه که برای کوچکترین تصمیم زندگیت بخوای به کسی جواب بدی و مواخذه بشی.
و اینم بدون، تو با انتخابت فقط زندگی خودتو خراب نمیکنی، زندگی بچههاتم خراب میکنی.
این آدما فقط توی رمانها قشنگن.
Repost from خیریه آسمان
خب دوستان، فراخوان رو بستیم ولی مجددا بازش می کنیم تا فرداشب؛
یوحنا و بچه های چنلش میخوان کمک کنن ❤️
قرار شد تمدیدش کنیم که برای بچه های بیشتری کمک جمع بشه ... 🕊
+1
اوایل که اومده بودیم این خونهمون داداشم بچه بود.
اعتراض میکرد که چرا اتاق من از همه کوچیکتره (در حد ۲ متر!) چرا کمد کم داره و اینا.
چند روز پیش بهش گفتم میخوای اتاقامونو عوض کنیم؟
گفت نه!
اتاق من ویو حیاط داره، آفتاب و نور میاد🙂↔️
منم دقیقا برای همین اتاقشو میخواستم:)))
آخرین روزهای تابستون!
خداروشکر که این تابستون هم تموم میشه و دوباره زیبایی میبینیم🍂🤎
بعد مامانم از اون طرف خودشو به آب و آتیش میزد بگووو لباااس میخوااام🔪🔪🔪
بعد من میگفتم و لباس😂
بزرگوار مادر عاشق لباسه، الان از آمریکا بخوان براش چیزی بیارن لباس میخواد حتی اگر کلی داشته باشه.
من؟
متنفرم واقعا! چیزای هیجانانگیز و جالب دوست دارم^^
حتی از لباس کادو گرفتن هم بدم میاد:/
دارم فکر میکنم چرا من مثل یوحنا و بقیه عاشق یهکارتونی نبودم که همه چیزاشو داشته باشم؟
فقط تا جایی که یادمه عاشقِ رنگ صورتی و لوازمالتحریر و باربی بودم.
با از این عروسکا که دستشویی میکنن و پوشک دارن🗿
بچه بودم هروقت که مامهجون زنگ میزد بهم میگفت سوغاتی چی میخوای من میگفتم لوازمالتحقیق:)))
هرداستانی که تموم میشه دوباره یهداستان جدید شروع میشه که باید براش استرس داشته باشم و دست به دامنِ خدای عزوجل بشم.
واقعا عالی.
