𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒉𝒂𝒗𝒆𝒏
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
347
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-277 أيام
-2 95130 أيام
أرشيف المشاركات
347
حسم بعده اینکه داداشم بهم تهمت زد که سیمه شارژرشو خراب کردم
و رفتم تو فریزر بستنیشو خوردم
347
Repost from S P I D E R
خدایا
شاید اگه من جات بودم نمیزاشتم اون شب چیزیشون بشه میزاشتم علی به ۲۰۷ مشکیش برسه حداقل میزاشتم سپهر لباس دامادیشو تن بزنه میزاشتم مانی برگرده پیش باباش میزاشتم سینا دوباره صبح بلندشه به کلاسش برسه نمیزاشتم یه دختر مغز باباشو کف خیابون ببینه میزاشتم عاشقا بجای بغل کردن جنازه عشقشون تن گرمشونو بغل کنن میزاشتم جوونا برن سر خونه زندگیشون نمیزاشتم سری بی گناه بالای دار بره نمیزاشتم به دخترامون تجاوز شه نمیزاشتم جنازه ای باشه که بخوان رحمشو دربیارن نمیزاشتم مزاری باشه که خانواده ها سرش برقصن خدایا اگه جات بودم اینهمه خانواده داغ دار نداشتیم.
