ar
Feedback
Escapism

Escapism

الذهاب إلى القناة على Telegram

«گاهی فرار، شجاعانه‌ترین انتخاب است. اما، ما از واقعیت نمی‌گریزیم؛ آن را روایت می‌کنیم.»/ "روایت‌هایی از تنهایی، فیلم، موسیقی، ادبیات و فرار از شلوغی دنیا." برای صحبت: t.me/HidenChat_Bot?start=6733052343

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 633
المشتركون
-5324 ساعات
+4027 أيام
+1 25230 أيام
أرشيف المشاركات
انسان ها نادان به دنیا می آیند، نه احمق؛ احمق شدن نیاز به آموزش دارد ✍برتراند راسل @OurEscapismway

شاید یه روز، بتونی بدون غصه داشتن درموردش صحبت کنی. @OurEscapismway

به هر قدمت باور داشته باش... 🎬 به پیش @OurEscapismway

—شبی میانِ این همه درد، امید می‌میرد.” @OurEscapismway

تنهایی یک انتخاب نیست، تنهایی، تنبیه کسانی است که زیاد میفهمند... ✍️آلبر کامو @OurEscapismway

سخت‌ترین خداحافظی، خداحافظی با نسخه‌ی قدیمیِ خودت است. @OurEscapismway

‏عزیزم اون حتی حرفاتو نمیفهمید، اونوقت تو براش سکوت معنادار میکردی؟ @OurEscapismway

برای ادامه‌ی زندگی، نیاز دارم رسپی خودمو بسازم. زندگی کردن با چیزی که دیگران ساختن مناسب من نیست. @OurEscapismway

در ستایش اعجوبه‌ی آرژانتینی، لیونل مسی، کسی که با نبوغ و جسارتش ثابت کرد هیچ‌وقت برای جنگیدن برای رؤیاها دیر نیست. @OurEscapi
در ستایش اعجوبه‌ی آرژانتینی، لیونل مسی، کسی که با نبوغ و جسارتش ثابت کرد هیچ‌وقت برای جنگیدن برای رؤیاها دیر نیست. @OurEscapismway

تو تنها نشانه‌ی حیات بودی، ردی از زندگی که بوی شکوفه‌های گیلاس را می‌داد. @OurEscapismway

heartless - kanye west @OurEscapismway
heartless - kanye west @OurEscapismway

خودت را بشناس سالیان متمادی با خود میگفتم که خودت را دوست داشته باش یعنی اینکه هرجا مشکلی پیش آمد خودت را اولویت قرار بده و از نقاط ضعفت چشم پوشانی کن اما یک روز به خودم آمدم و آن فرد ژولیده را در آینه دیدم با موهای سفید با استرسی فزاینده و روحیه ای شکست پذیر. تصمیم گرفتم کمی تغییر کنم و کمی دستی به سرو رویم بکشم تا شاید آن فرد زخمی روحش التیام یابد و کمی از بار مشکلاتش کم شود. روی آوردم به نوشتن، دیدن فیلم و خواندن کتاب ها و گوش دادن به زندگی افراد ناموفق. هر چند تغییر آنچنانی در من ایجاد نشد ولی به یک نتیجه ای در این جستوجوی چندساله رسیدم، اینکه تمام افراد ناموفق اعجوبه هایی بودند که میتوانستند سوپراستار شوند ولی از بده روزگار در گوشه ای از این جهان زندگی میکنند بدون اینکه کسی آنهارا بشناسد یا کسی از آنها حرف بزند. به این نتیجه رسیدم که امروزه ما نیاز به شنیدن داستان انسان های ناموفق داریم. چون در سکوتِ شکست‌هایشان، حقیقتی بزرگتر از هر پیروزیِ پر سر و صدایی نهفته است. ما عادت کرده ایم فقط قله‌ها را ببینیم، فقط برنده‌ها را تشویق کنیم، فقط کسانی را الگو قرار دهیم که انگار هیچ‌گاه زمین نخورده‌اند. اما من در این سال‌ها، در دلِ فیلم‌هایی که تماشا کردم، در لابه‌لای کتاب‌هایی که خواندم، و در گوشه‌وکنارِ زندگیِ آدم‌هایی که از نگاه جامعه "ناموفق" خطاب می‌شدند، یک حقیقتِ مشترک پیدا کردم: همه‌ی آنها روزی ستاره‌های درخشانِ احتمالی بودند، اما چیزی که آن‌ها را از سوپراستار شدن دور کرد، نبودِ استعداد یا شانس نبود؛ نبودِ رابطۀ درست با خودشان بود. آن فرد ژولیده‌ی درون آینه، آن روحیه‌ی شکست‌پذیر، آن استرسِ فزاینده... همه‌شان از یکجا آب می‌خوردند: من هیچ‌وقت واقعاً از خودم نپرسیده بودم که "من که هستم؟" من فقط به خودم گفته بودم "خودت را دوست داشته باش" اما هیچ‌وقت معنای این جمله را برای خودم تعریف نکرده بودم. خوددوستی برای من شده بود یک نسخه‌ی سرخود: هر وقت درد گرفتی، خودت را اولویت بده. هر وقت خسته شدی، از نقاط ضعفت چشم‌پوشی کن. اما این فرار بود، نه دوست داشتن. تا اینکه یک شب، در میانِ صفحاتِ یک کتابِ کهنه، به این جمله برخوردم: "خودشناسی، مقدمه‌ی خوددوستی است." یعنی تا ندانم چه کسی هستم، چه نقاط ضعف و قوتی دارم، چه زخم‌هایی از گذشته به‌دوش می‌کشم، و چه آرزوهایی در عمقِ وجودم دفن شده‌اند، نمی‌توانم عاشقِ آن کسی بشوم که در آیینه ایستاده است. و اینجا بود که جستوجویم از "چگونه خودم را دوست داشته باشم" به "چگونه خودم را بشناسم" تغییر جهت داد. شروع کردم به نوشتنِ نه از روی اجبار، بلکه از روی کنجکاوی. سوال‌هایی از خودم پرسیدم که تا آن روز ازشان فرار کرده بودم: از چه چیزی واقعاً می‌ترسم؟ چه زمانی بیشتر از همه به خودم افتخار کرده‌ام؟ کدام بخش از وجودم را سال‌هاست پنهان کرده‌ام چون فکر می‌کنم قابل قبول نیست؟ و آرام‌آرام، فهمیدم که خوددوستیِ واقعی، یعنی پذیرفتنِ تمامِ آن انسانِ ناموفق‌گونه‌ای که درون من است، بدون قضاوت. یعنی بدانم که قرار نیست سوپراستار بشوم تا ارزش داشته باشم. یعنی بتوانم به آن روحیه‌ی شکست‌پذیر در آینه نگاه کنم و بگویم: "تو حق داری خسته باشی. تو حق داری شکست بخوری. تو حق داری ژولیده و پریشان باشی. و من هنوز دوستت دارم، نه به خاطر موفقیت‌هایت، بلکه به خاطر تلاش‌هایت." امروز، بعد از این سال‌ها، به این باور رسیده‌ام که خودشناسی، همان خوددوستیِ حقیقی است. وقتی خودم را بشناسم، دیگر نیازی ندارم از نقاط ضعفم فرار کنم؛ می‌توانم کنارشان بنشینم، بهشان گوش بدهم و حتی ازشان یاد بگیرم. وقتی خودم را بشناسم، می‌دانم که "نه" گفتن به دیگران، بی‌احترامی نیست؛ احترام به مرزهای وجودِ خودم است. و وقتی خودم را بشناسم، دیگر دنبال تأییدِ کسی نمی‌گردم، چون می‌دانم که ارزشم را از درونِ خودم می‌گیرم، نه از نگاهِ بیرون. شاید ما آدم‌ها، به جای اینکه مدام دنبالِ تبدیل شدن به "موفق‌ترینِ جهان" باشیم، به این فکر کنیم که چطور می‌توانیم "صمیمی‌ترینِ خودمان" باشیم. چون موفقیتِ بدونِ خودشناسی، یک قصرِ روی شن است؛ اما خودشناسی، حتی در دلِ شکست‌ها، یک خانه‌ی امن می‌سازد که هیچ‌کس نمی‌تواند تخریبش کند. ✍️نویسنده: Escapismway @OurEscapismway

تو کتاب شوهر آهو خانم یه جا نوشته: ‏ «در زندگی لحظاتی پیش می آید که انسان نه کسی را دوست دارد و نه دلش می خواهد کسی او را دوست داشته باشد.از همه چیز و همه کس حتی از وجود خود بیزار است؛مثل اینکه تمام نیروها و رشته های زندگی را از او بریده‌اند.» ‏دقیقا همین جا. @OurEscapismway

دوست داشتن را از تو یاد نگرفتم، ولی بی‌اعتمادی را خیلی خوب یادم دادی. @OurEscapismway

نمیدونم، فکر نمی‌کنم دیگه هیچ‌وقت به هیچ‌کسی بتونم بگم چقدر سخت و دور گذشت. @OurEscapismway

90% of our lives is all about being confident, and the point about confident is that nobody knows if it's real or not! -uforia