𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅 پاتوقِ فیکشن
الذهاب إلى القناة على Telegram
Where words breathe and frames bleed. منبع فیکشنهای انگلیسی، ترجمه شده و سناریوهایِ انهایپن Unknown 1: @Grimmoorbot Unknown 2: http://t.me/HidennChat_bot?start=1884109743
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 234
المشتركون
+724 ساعات
+367 أيام
-2730 أيام
أرشيف المشاركات
1 235
چقدر عسل بوددددد
خیلی قشنگ بود واقعا، حس کمکم خانواده شدن. اینکه جی یواش یواش براشون تبدیل به خانواده شد، کارایی که جی براشون کرد نیصههصصخص.
جیکی که حس ناکافی بودن میکنه به خاطر بتا بودنش و جی که میترسه بهش آسیب بزنه؟ و درنهایت همدیگه رو کامل میکنن و فارسیشو نمیدونم ولی They don't fix each other; they make each other feel whole.
واقعا قشنگ بود، داستان درمورد اینه که آدمایی که جایی برای موندن ندارن همدیگه رو پیدا میکنن و برای همدیگه اون جایی میشن که میتونن همیشه اونجا بمونن.
جالب بود جیک اولش میترسید جایی نداشته باشن که برن و بمونن و آخرش میترسید نگران بود جایی که پیدا کرده رو از دست بده.
هی زندگی.
و جیک خیلی ماما بود برای نیکییییییبدثنصهخصصخصخ
و بوی اقیانوس؟تطصتخصصثخص فقط وای.
1 235
I need to hear the sweet sound of your moans
Come have a ride, baby don't be so shy
