ar
Feedback
𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅

𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅

الذهاب إلى القناة على Telegram

Where words breathe and frames bleed. منبع فیکشن‌های انگلیسی و ترجمه شده‌ی انهایپن Unknown: @Grimmoorbot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 288
المشتركون
+724 ساعات
+617 أيام
+21730 أيام
أرشيف المشاركات

فرزندانم چطوری سین می‌زنین که سین پست‌ها انقد پت و مته

لطفا برای پروموت کپشن + پک پین شده + این پیام رو فوروارد کنید 💞

‌    ‌    ‌ ‌ ‌ ‌wanted  :  evanlee      ‌only alive  〰 ’s  —‌  そはん

Repost from N/a
Click here to read~Ch4 -------------------------- Writer: #Jelis Unknown: @BMEN_Everbot Name: #Fate Couple: #Jaywoon , #Heeja
Click here to read~Ch4 -------------------------- Writer: #Jelis Unknown: @BMEN_Everbot Name: #Fate Couple: #Jaywoon , #Heejake , #Sunsun Ganer : Romance, Smut , Mystery , Drama ----------------------------------- شرط آپ چپتر بعدی ، +20 ری‌اکت خلاصه:
جونگوون ، جی ، سونگهون ، نیکی ، جیک و هیسونگ تو دنیای هنر و تئاتر همراه دو نمایش نویس و مدیر برنامه به اسم بک جنا و کیم یونا دنبال سرنوشت خودشون میرن ولی زندگی اونجوری که برنامه ریزی کردن باهاشون رفتار نمیکنه و حالا این تیم درگیر ماجراهای غیرقابل پیش بینی داخل گروهشون میشن و....

چنل حقیه

عاشق ماشقای سونسون، این چنلو شیرجه بزنین

سونسون بارون شدین

𝙊𝙣𝙡𝙮 𝙮𝙤𝙪, 𝙛𝙤𝙧 𝙢𝙚 𝘛𝘩𝘪𝘴 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘩𝘢𝘴 𝘵𝘸𝘰 𝘱𝘢𝘳𝘵𝘴, 𝘢𝘯𝘥 𝘧𝘰𝘳 𝘯𝘰𝘸 𝘺𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘳𝘦𝘢𝘥 𝘗𝘢𝘳
𝙊𝙣𝙡𝙮 𝙮𝙤𝙪, 𝙛𝙤𝙧 𝙢𝙚
𝘛𝘩𝘪𝘴 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘩𝘢𝘴 𝘵𝘸𝘰 𝘱𝘢𝘳𝘵𝘴, 𝘢𝘯𝘥 𝘧𝘰𝘳 𝘯𝘰𝘸 𝘺𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘳𝘦𝘢𝘥 𝘗𝘢𝘳𝘵 1. 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : #SunSun

هردو پست پین رو با هم فور کنین خوشگلا

هردو پست پین رو با هم فور کنین خوشگلا

Repost from N/a
چارت رابطه ی سونسون رو دراوردم.با من سکته کنید)) اگه به astrology علاقه دارید بخونید.
چارت رابطه ی سونسون رو دراوردم.با من سکته کنید)) اگه به astrology علاقه دارید بخونید.

Repost from Always✞⁷🖤
با سرعت زیادی به سمت مقصد راه افتاد. پسر مو مشکی از طولانی شدن زمان،هوفی کشید و دستی به موهاش کشید. بعد از پنج دقیقه با دیدن
با سرعت زیادی به سمت مقصد راه افتاد. پسر مو مشکی از طولانی شدن زمان،هوفی کشید و دستی به موهاش کشید. بعد از پنج دقیقه با دیدن موتور قرمز رنگی که با سرعت زیادی به سمتش نزدیک میشد،پوزخندی زد. پسر کلاه قرمز به جونگوون نزدیک شد. "چه عجب جناب جئون تشریف آوردن" جونگکوک در جواب پسر مو مشکی پوزخندی زد. "پولا رو بده که عجله دارم" جونگوون به سمت موتور مشکی رنگش رفت،ساک مشکی رو برداشت و به سمت پسر رفت. کوک دستشو دراز کرد تا ساک رو بگیره که پسر نزاشت. "اول قول بده بعد پولو در اختیارت میزارم" "جونگوون چقدر اذیت میکنی،بهت گفتم که انجام میدم" "قول؟" "قول جئون جونگکوک هیچوقت شکسته نمیشه" جونگوون با لبخندی که بیشتر شبیه پوزخند بود،ساک پر از پول رو به پسر داد. کوک با گرفتن ساک موتورش رو روشن کرد. "یانگ جونگوون چقدر ساده ای" بلافاصله بعد از حرفش قهقه ای زد و به سرعت از اونجا دور شد. جونگوون با ندیدن پسر پوزخندی زد. "هه؟ من ساده ام؟تو هنوز منو نشناختی جناب جئون جونگکوک"
𝙒𝙤𝙣𝙆𝙤𝙤𝙠𖠰

Repost from N/a
00:56

Repost from N/a
I'm still feeling fucked, fucked in the head I need a break I don't wanna be here Running out of luck in the end I need a fri
+4
I'm still feeling fucked, fucked in the head I need a break I don't wanna be here Running out of luck in the end I need a friend Everybody disappeared from my life and again I don't intend to push it all away