827
المشتركون
+524 ساعات
+237 أيام
+15030 أيام
أرشيف المشاركات
826
جز اون دسته از ادمهام که اگه پیشم باشی شاید پاشم برات چایی درست کنم، یا آب بیارم، یا خوراکیامو تقسیم کنم، یا یهو یه چرتو پرتی بگم. دیگه خیلی اوضاع بد باشه بغل کنمی هستم.
826
بعد وقتی تو اینقدر در معرض اون اطلاعات و تلقینهای شخص قرار میگیری، که شروع میکنی به زیر سوال بردنِ خودت، درحالی که تو یادته! یادته که اون شخص چیکار کرده و چه حرفی زده. ولی اون اینقدر بهت میگه که این اتفاق نیوفتاده و داری حساس میشی و اشتباه شنیدی که این تضاد مغزت رو تحت فشار قرار میده. بعد اگه این وضعیت همینجوری ادامه داشته باشه باعث استرس مزمن میشه. و سطح هورمون کورتیزول برای مدت طولانی بالا میمونه. و همین باعث میشه روی عملکرد بخشهایی از مغز مثل هیپوکامپ که توی حافظه نقش مهمی داره اثر بذاره و مختلش کنه. درنتیجه کم کم باعث میشه بجای اینکه رفتار طرف مقابل رو زیر سوال ببری و از خودت دفاع کنی؛ خودت رو مقصر بدونی.
826
مثلا تورو خیلی ناراحت کرده باشه و بعدش میاد میگه: من؟ من همچین حرفی نزدم که. خیلی حساس نشدی؟ تو همیشه منظورمو اشتباه متوجه میشی، اشتباه یادت میاد.
826
این درحالیه که تو مرتکبش نشدی. و کم کم به خودت، رفتارت، بینشت، ناراحت شدنت! و حتی احساساتت شک میکنی.
826
گسلایتینگ؛ فکر کنم هرکسی توی زندگیش چندباری تجربهش میکنه.
اگه بخوام توضیحش بدم باید بگم یکسری از آدمها هستن با شما جوری صحبت میکنن، که آخرش شک میکنی که "مشکل شاید از منه" به حدی که گاهی شک میکنی که شاید این من بودم که اشتباه کردم، این من بودم که یکاری کردم. به این میگن گسلایتینگ.
