ar
Feedback
‌ ‌blue hour !!

‌ ‌blue hour !!

الذهاب إلى القناة على Telegram

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
967
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+3730 أيام
أرشيف المشاركات
درود بر شما🙂‍↕️ راحت باش انون:( تشسشتحت خوشحالم که از نظر شما خوب بوده قربونت بشم😭😭😭😭😭 ممنون از شما

آره واقعا پیشنهاد می‌کنم بین پلات‌های این چپتر پونی کوچولو ببینید😂😂😂

=))))) قهقهه زدممممم

من واقعا بلد نیستم نظر خوبی بدم راستش اصلا نمیتونم کلمات رو اونجوری که باید کنار هم بچینم ولی منظورت چیه که به این شاهکار میگی اشغال؟ از لحظه ای که اون خنجر رفت تو سینه سانتا تا به الان من هنوزم نیمتونم نفس بکشمممم یه جوری زیبا نوشته بودی که تو تک تک لحظه ها حس کردم منم کنارشون وایستادم و دارم باهاشون درد میکشمثنصجاستسی 😭😭 واقعا ارزش این همه صبرو داشت و کلییی کلیییی خسته نباشی بهتتت 🫂✨️

من با چپتر جدید سیرز :

ما که ضد گلوله هستیم. بریم ادامه.

من که دیگه نمی‌دونم توی ایران چه خبره ولی سانتا از این خراب‌شده نجاتمون بده.🖐🏻

نت سر ۱۲ قطع شد ۴ صبح اومد.🖐🏻

اینجوری نگو😭😭😭😭 برای من بسیار ارزشمند بود و متشکرم که نظر دادی🫶🏻

:)))))) یه روزی تنها دغدغه‌مون این بود که پسر نقاش داستان مجبور نباشه استاد هنرهای تجسمی رو تحمل کنه و از دست اون تعرض‌های ممتد خلاص بشه، الان داریم همون پسر نقاش رو از مرگ نجات می‌دیم‌.

یه اکس خوب توی سینرز نداریم چرا؟ (فقط یکی‌شون خوبه که هنوز ندیدید.)

صادقانه کاش ویلیام رو دیده بود اما پاوین رو نه.

:)))) آره راستش، نمی‌شه صرفا چون جذاب هستن در کنار همدیگه یا مثلا قراره بعدا توی ساید سانتا قرار بگیرن از این کارشون چشم‌پوشی کرد و باهات موافقم در این زمینه

یادتونه اون اوایل گفتم انتظار نداشته باشید از پرث به این زودی‌ها "عاشقتم" بشنوید؟ دقیقا منظورم از اینکه گفتم عشقش رو "حس می‌کنید" و نیازی به "شنیدنش" ندارید همین بود. اینقدر واضحه عشقش که اصلا نیازی نیست به زبون بیارتش، حتی سانتا هم بدون شنیدنش احساسش می‌کنه

نه نه، اتفاقا سؤال خوبیه بچه‌ها پووین آموزشگاه بود:((( چون الان دیگه ای‌کر هم نیست کمک دستش و همون‌طور که خودش گفت به افراد خیریه هم زیاد اعتماد نداره برای همین هر روز می‌ره آموزشگاه اما خب پوند شماره گریس رو برداشت و خوشبختانه خانومی خوشگل سینرز قراره برگرده

درود بر شما🙂‍↕️ و متشکرم

فدای سرت انونننن😭😭😭

=))))) 😂😂😂😂😂

کلی خسته نباشی نگاری :(((( هممون دیدیم با چه سختی و تلاشی این پارت رو نوشتی و کلی ازت ممنونیم. امیدوارم پارت های بعدی باهات مهربون تر باشن:( من هنوز باورم نشده که سینرز داشتیم و دو بار پارت جدید رو خوندم که قشنگ باورم شه🥸 برای این پارت واقعا نمیدونم که چی بگم تا اسمش میاد تو ذهنم سانتا میاد جلو چشمام و تنها چیزی که تو سرمه اینه که " الهی بمیرم". فقط این وسط یه سوال؟ پوند که اومد پیش پرث، پووین کجا بود؟ شاید بنظرت سوال مسخره ای باشه ولی واقعا چندساعته که ذهنمو درگیر کرده😂😭 و درباره‌ی پرث... من برای پارت قبلی اون جمله‌ی "از اینکه باعث میشی اینطور کنترلم رو از دست بدم خوشت میاد، نه؟" رو اعتراف در نظر گرفته بودم؛ ولی اگه اون اعتراف بود پس این اشک ها چی بود؟ نمیدونم واقعا فقط الهی بمیرم. واقعا واسم مهم نیست اون آئو یا جناب ولنتاین و همسر عزیزش قراره در اینده چی باشن کی باشن. الهی دستتون بشکنه قلبم دردمیکنه از کاراتون. ویلیام هم که این وسط دیوونه‌م کرد دیگه نگم چیزی. د آخه مردک تو با چه رویی.....این وسط است رو هم میتونیم به عنوان اسطوره ی خوش شانسی در نظر بگیریم که دوتا اکسش همزمان اومده بودن که برینن به حالش کاش بدبختیم درباره کارهای ساوان گور به گور شده بود نه این اتفاقایی که الان داره میوفته💔منو برگردونید به اون دوران💔 و در آخر من واقعا از این بولشتی که به عنوان نظر نوشتم معذرت میخوام.. چون واقعا نظر نوشتن یادم رفته و وجدانم هم راضی نمیشد کلا چیزی نگم😭😭😭😭