blue hour !!
الذهاب إلى القناة على Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 008
المشتركون
+724 ساعات
+397 أيام
+4030 أيام
أرشيف المشاركات
1 008
"یه پسر لجباز خوشگل" !!! ناراویت یه کاری نکن یازده شب بهخاطر شخصیت غیرواقعی داستانی که خودم دارم مینویسم لبخند بزنم.
1 008
عاشق این روابطیام که برای همدیگه تلاش میکنن و پوندپووین سینرز واقعا این شکلی هستن.
1 008
ولی شاید براتون جالب باشه که بدونید پوند بهخاطر این افکاری که داشته، هیچوقت جلو نرفته. قدمهای اول رابطهشون رو پووین برداشته.
1 008
چون خانوادهش خیلی محترم بودن، خودش هم به لطف زحمت پدر و مادرش توی بهترین مدارس درس خونده، همیشه بهترین دانشآموز کلاس بوده، همه دوستش داشتن، سرشار از انرژی مثبت بوده و در مقابلش پوند حتی خانوادهای هم نداشته، از یک جایی به بعد حتی درسش رو هم ول کرده و این باعث شده احساس کنه لیاقتش رو نداره.
1 008
نمیدونم تا حالا به این موضوع دقت کردید یا نه، احتمالا زمانی که داشتیم به گذشته پووین و پونگساپاک اشاره میکردیم فهمیده باشید که پوند واقعا خودش رو در حد پووین نمیبینه.
1 008
در نهایت همیشه سمتش برمیگرده چون حداقل اون درد وسط دنیای تاریکش بهنظر آشنا میاد.
1 008
شنیدید که میگن آدم بهقدری وابسته به درد میشه و بهش عادت میکنه که اگه درد نداشته باشه احساس میکنه یک جای کار میلنگه؟ پوند برای پووین نقش چنین دردی رو داره.
1 008
زندگی است توی پدر و مادرش خلاصه شده و حتی خودش هم متوجه نیست این موضوع چقدر بهش آسیب زده. یادتونه زمانی که رفته بودن دیت، اولین دیتشون با ویلیام، است حتی غذا رو انتخاب نکرد. =))) "ترجیح میدم هرچی تو پیشنهاد میدی رو امتحان کنم" زر میزد. حتی نمیدونست چی دوست داره بخوره.
1 008
برعکس اکثر شخصیتهای سینرز که بچگیهاشون با رویاپردازی گذشته، است میتونه براتون از کتابهای موردعلاقه پدرش، غذاهای موردعلاقه مادرش، فعالیتهای موردعلاقهشون، جاهایی که دوست دارن بهش سفر کنن بگه اما اگه ازش بپرسید "خب تو دوست داری کجا بری؟" ساکت میشه.
1 008
برای همین پرث و پوند واقعا برای همدیگه احترام قائلن و البته پرث برای پوند واقعا آدم خاصیه.
1 008
پوند در واقع از تکنیکهای هوشمندانهش و تحمل دردش توی شرایط سخت خوشش میاد و همزمان دلش هم براش میسوزه. پیش خودش فکر میکنه اگه پرث رو انتخاب نکنه احتمالا همونجا میمیره.
1 008
میدونید دیگه فضای آکادمی چجوری بوده اما اون روزی که پوند رفته آکادمی برای انتخاب یک نفر به عنوان بادیگارد سانتا، پرث آلردی مریض بوده و داشته توی تب میسوخته اما فرماندهشون مجبورش میکنه مبارزه کنه و پسره مثل چی کتک میخوره.
1 008
فکت رندوم بعدی اینکه پوند اولینبار پرث رو در حالی دیده که رسما یک قدم با مرگ فاصله داشته.
