blue hour !!
الذهاب إلى القناة على Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
957
المشتركون
+224 ساعات
+207 أيام
+10430 أيام
أرشيف المشاركات
بعد هر چپتر همیشه دنبال یک فیکشن هپی اند از پرث سانتا میگشتم تا دردشو کم کنه ولی الان فک نکنم هیچی بتونم پیدا بکنم تا درد این چپتر حتی ذره ای کم بشه
از چپتر های پایانی فصل اول میترسم ( ازین به بعد تا اخر سینرز میترسم)
نگار واقعا نمیدونم چی بگم خیلی حالم بده
این چپتر فرق داشت دردش فرق داشت
اینکه پرث سانتارو اونجوری میدید و کاری از دستش بر نمیومد
گریه ی پرث …
چرا حس میکنم پرث تا حالا گریه نکرده بود
جوری ک سانتا داشت درد میکشید ولی نگران بود اگ پرث پیداش کنه بهش اسیب میزنن پس دعا میکرد پیداش نکنه
میدونی عاشق نگرانی دوطرفشون شدم ممنونم ازت که عشق به این قشنگی را نوشتی
سانتا توی جنگل پرث خودشو میخواست تا چشم باز کرد نگران اون بود و برعکس پرث ک فکر میکرد سانتا هنوزم توی جنگله و میتونه نجاتش بده😭
درباره نانون
من راستش خوشحاا شدم ک شخص سوم نانون بود چون رابطه بین پرث و نانون را دوست دارم و هیت هایی ک بچه ها به نانون یا پرث میدن را لطفا نادیده بگیر اعصاب خودتو خورد نکن این به فیکشن کسی ک عقل داشته باشه خودش میفهمه
تازه هنوز اتفاقی هم نیفتاده پرث برای کمک به سانتا به نانون زنگ زده
روزی ک این دوتا از هم جدا بشن و پرث به نانون نزدیک بشه میخوان چیکار کنن
ورود بوم عالی بود میگفتی بنظرتون بوم چیکاره ست هیچوقت همچین چیزی به ذهنم نمرسید
الان سم وارد بدنش کردن تا پرث را مجبور کنن برای رسیدن به پادزهر از سانتا فاصله بگیره؟
چرا من هرچی به ویلیام فحش میدم تمومی نداره؟ چرا این ادم عوض نمیشه ( حتی ادم بودن هم براش زیادیه) میگه تو این شرایط میخواد پیش است باشه و اون بهش نیاز داره
اخه کوری تو؟؟؟ نمیبینی چیکار باهاش کردی؟ فک کردی اصن دیگ نگات هم میکنه؟؟ حالا بهت احتیاج داشته باشه؟؟ واقعا نمیدونم چی بگم
هونگ عزیزمممم امیدوارم نات وقتی حقیقتو میفهمه لایقش باشه و بتونه کمک کنه
از دانک عزیزم ممنومم ک است را تنها نداشته
در اخر نگار الان میفهمم چرا نوشتن این چپتر انقدر طول کشید
خیلی دقت لازم داشت احساسات لازم داشت ک تو به خوبی اینارو به تصویر کشیده بودی
دلم پرث سانتایی را میخواد ک به روزای اروم خودشون برگردن کاش همیشه توی اون ماشین میموندن کاش ویلیام میمرد کاش نمیگفتی ک داستان پرث سانتا قراره انمیز بشه من واقعا نمیتونم اذیت شدن بچه هامو ببینم نمیتونم ببینم ک از هم متنفر میشن بعد از اینکه عاشق هم شدن
و یک قضیه ک بچه ها میگن مگه میشه ادم چندبار عاشق شد برای اینه ک ما ها بیشترمون تجربه شو نداشتیم و با توجه به فیلم ها یا فن فیکشن های دیگه ای ک خوندیم دیدیم ک ادم یکبار عاشق میشه و تا اخر عمرش با همون عشقش میمونه پس طبیعیه ک بگیم پرث چطور عاشق نانون میشه تو بهمون اهمیت نده و کم کم مارو با واقعیت رو به رو کن
درباره اینکه سانتا چجوری قراره واقعیتو بفهمه امکان داره پرث مجبور بشه خودش بره و واقعیتو بگه ولی طوری باشه ک انگار واقعا احساساتش الکی بوده باشه و اینا یعنی مجبورش کنن ک به سانتا دروغ بگه؟
بازم ازت ممنونم بابت این چپتر نگار خانومی
نمیخواستم حالا حالاها بخونمش چون از نظر روحی اماده نبودم ولی بازم خواستم توی نظر دادن همراهی کنم
=)))) اگه حس کردید چنین چیزهایی رو بهم بگید جدی چون ممکنه مثلا از نظر من اوکی باشه ولی از نظر شما خیلی کند شده باشه؟
درود مجدد بنده فکر میکردم که روند داستان داره یکمی کند میشه و پیچیده میشه اما بعد از اینکه امشب تمام پیام های چنل رو خوندم بازم پی بردم که همه چیزش بجا و درسته و کاملا متناسب داره جلو میره و بی صبرانه منتظر هستم ببینم چی در انتظار ماست و ما در انتظار چی هستیم.
:)))) آره دو دسته ریدر داریم طبیعیه
یک دسته دلشون برای ویلیام میسوزه و من بهشون حق میدم چون ویلیام گذشته سختی داشته، زندگی سختی داره و تصمیماتش داره آیندهش رو هم خراب میکنه و دسته دیگه بهش فحش میدن چون ویلیام زندگی بقیه رو هم همراه خودش به گند کشیده
https://t.me/boylovetales/23209
من چمه؟ چرا اینقدر دوست دارم ویلیام رو بغل کنم آرومش کنم و مراقبش باشم؟
شاید است فهمید چه مرگمه
شاید هم گفت توام برو درتو بذار
https://t.me/boylovetales/23207
یه چیز دیگهام بگم؟ بوم قطعا هارلی
نه برای باتم بودن و زن بودن هارلی و ربط نداشتهی اینا دوتا و این چرت و پرت ها اصلا نمیدونم چرا میگم محض اطمینان ولی
هارلی یک جنونی داره که جوکر هم از پس کنترل کردنش برنمیاد و ممکنه فقط با دهن باز بهش بخنده؟ و بوم خیلی این وایب رو بهم میده
تورسانتا چرا یه همچین سریالی بهمون نمیدن خیلی به بوم میاد دیوا و دیوانه
ببخشید من روانی دیدم تبدیل شدم کنترل نمیشم
https://t.me/boylovetales/23219
وای به اندازه ی خوندن خود پارت اشک ریختم
این دوستمون احیانا تو مراسم ختم ها مجلس گرمکن ای چیزیه؟
:)))))) دقیقا... یهو به خودش اومد و دید اون جملهی "من زندگی ندارم، زندگی من تویی" دیگه فقط بهخاطر این نیست که ۱۰ سال آموزش دیده بود تا وارث پونگساپاک رو بکشه، بلکه پسر نقاش داستان واقعا زندگیشه
والا سانتا به خیر بگذرونه ویلیاماست رو =))) من هم ایدهای ندارم به کجا میرسن این دوتا
😭😭😭😭 آره واقعا خیلی گناه دارن، مخصوصا پووین که اصلا از این قضایا خوشش نمیاد و با کل این مقوله مافیا و فلان مشکل داره
:))))) وای الهی بمیرم نوستالژی
