i'm busy obsessing over gay boys❕
الذهاب إلى القناة على Telegram
به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
468
المشتركون
+1524 ساعات
+437 أيام
+8930 أيام
أرشيف المشاركات
آلردی همهی اینا به کنار. حتی بلد نبود انگلیسی صحبت کنه. یه بچهی ۱۷ ساله وقت نمیتونه درست صحبت کنه و ارتباط بگیره با یه زخم دردناک تو یه کشور غریبه و وقتی به هوش میاد حتی یادش نیست که کیه!
بخاط. همین درک نشدن جونگیو ناراحتم میکنه طوری که انگار خودم درک نمیشم.
شاید واسه اینه که خودم همیشه درونگرام و اکثر اوقات احساسم رو درونم نگه میدارم و گاهی ناگهان منفجر میشم و همه رو شوکه میکنم.
زیبا بود. حقیقتاً خیلی وقته تو قالب بچگانهام نیستم و سر چنین چیزایی متعصب نمیشم. ولی سر اینیکی واقعاً وقتی نمیتونین جونگیو رو ذرهای درک کنین "ناراحت" میشم.
از اونجایی که تو تیک تاک و توییتر و اینستاگرام کم ندیدم که جونگیو رو قضاوت میکنن و بهش لقب شیطان رو میدن و درد و رنجی که این همه مدت کشیده رو ناچیز میدونن دلم خواست این ویدیو رو بفرستم و حرف دلم رو بزنم...
کسی که یک زمانی اصلا خودش رو الویت قرار نمیداد و یک روز، تمام هوش و حواسش به زخم انگشت کوچیکهی دست پیاو بود و انقدر قشنگ بهش توجه میکرد، بخاطر اون مسابقهی نفرین شده، بخاطر اون روز نحس، بخاطر اون اتفاق وحشتناک و بلایی که با نهایت بی رحمی به سرش آوردن انگشت کوچیکهی دست خودش آسیب دیده و بخاطر همین موضوع، الان حتی دیگه نمیتونه ساز مورد علاقهاش و بزنه...:)
این یک بخش کوچیک از هزاران عذابیه که جونگیو تو زندگیاش کشیده
میخوام بگم که زندگی به هیچ کدومشون رحم نکرده، نه به پیاو و نه به جونگیو و من عمیقا امیدوارم تو این قسمتهای باقی مونده ذرهای از اون نه سال جهنمیای که جونگیو خودش به تنهایی گذرونده رو بهمون نشون بدن تا شاید خیلی از بینندهها بهتر بتونن عمق شخصیتش و درک کنن و فقط واکنشش رو نبینن، بلکه دلیل اون رفتار و واکنش رو هم ببینن!
حتی تا لحظهی آخر برای فاش شدن حقیقت به پیاو فرصت داد، چون هنوزم عاشقه:)
و در آخر، علم روانشناختی میگه "همیشه هم محرک فعلی دلیل اصلیِ یه واکنش نیست." شاید این شدت از خشم و عصبانیت جونگیو فقط سر اینکه پیاو نمیتونه یه نوت رو درست بنوازه، زیادی باشه اما آیا دلیلش اینه؟ شخصیت جونگیو چهار سال تحت فشارِ "سرکوب احساسات" بوده. تو این چهار سال هرروز و هرشب به بلایی که سرش اومده فکر کرده و خشم و نفرت تا خرخرهاش رو پر کرده اما نتونسته خالیش کنه چون وقتش نبوده! قورتش داده و همونجا تو گلو نگهش داشته تا الان. پس وقتی روی پیانو میکوبه و با تمام وجود تو صورت پیاو داد میزنه بخاطر پیانو نیست، بخاطر احساس احمق بودنش بابت رفتاری که قبلاً با پیاو داشت، تیری که توی کتفشه، دستی که دیگه نمیتونه پیانو بزنه، "ما زیاد باهم صمیمی نبودیم" و نُه سال تنهایی تو کشور غریبه. این یه خشم کهنهست که فقط الان فرصت مرده خودش رو نشون بده. پس عملاً هیچچیز راجب جونگیو غیرعادی و غیرمنطقی نیست.
دوم! به سریال بیشتر توجه کن و ببین تمام مدت سعی داره چه چیزی رو نشون بده. موسیقی. درسته شخصیتها داستانِ خودشون رو دارن ولی چیزی که هرلحظه داره با استوری لاین جلو میره، موسیقیه. شاید غیرمنطقی و زیادی بنظر بیاد اما این انتقامی که داری میبینی، انتقام به سبک یک موسیقیدانه نه یه فرد عادی.
اول! نباید دنبال رفتار عادی باشی. رفتار عادی در شأن یک آدم عادی و سالمه، نه کسی که اعتمادش از بین رفته، آسیب دیده و وجودش پر از خشمه. جونگیو یه شخصیت آسیب دیدهست و فقط یه موزیسینه نه یه روانشناس، پس اتفاقاً اینکه ازش توقع رفتار منطقی داری، غیر منطقیه!
ببخشید هرچی که بشه نمیدونم چرا نمیتونم به جونگیو حق بدم. بنظرم این اندازه از خشم و اذیت کردن اصلاً عادی و منطقی نیست و نمیشه بهش حق داد.
خداوکیلی داشتم میرفتم بخوابم یکیتون انون داد و تا جوابت رو ندم امکان نداره خوابم ببره چون محض رضای خدا منظورت چیه؟؟!
اضافه میکنم این کرکتر انقدر روی این آدم نشسته که فکر کنم تا مدتها نتونم ازش سریال دیگهای ببینم.
Repost from 小さな部屋
+3
یه چیزی که موقع دیدن این سریال خیلی توجهم رو جلب کرده، بازی سونگکانگه. آخرین نقشی که ازش دیده بودم (my demon) بود و تفاوتش اینجا برام واقعا بولده...
توی اون سریال خیلی وقتها احساسات کاراکترش رو از طریق دیالوگ و واکنشهای واضح تر میگرفتیم…ولی اینجا بیاو ممکنه چیزی نگه، فقط چند ثانیه بیشتر به جونگیو نگاه کنه، قبل از جواب دادن مکث کنه، وقتی ازش فاصله میگیره نگاهش رو بدزده یا حتی موقع عصبانیت به جای داد زدن خودش رو کنترل کنه و از همه مهم تر مدل نگاه کردن و چشماش…من از همین رفتارهای کوچیک میفهمم پشتش چه حسیه در حدی که حتی لازم نیست دیالوگی بگه تا منظورش رو بفهمیم.
اینجا خیلی بیشتر میتونم خشم، دلتنگی، عذاب وجدان و اون علاقهای که هنوز ته وجود بیاو مونده رو حس کنم. انگار این بار کمتر دارم (سونگکانگ رو در حال بازی کردن) میبینم و بیشتر دارم خودِ بیاو رو حس میکنم. به نظرم این ملموسترین تغییریه که توی بازیش حس کردم.
د آخه بمیری پارک هیونسوک با این سریال ساختنت جیگرمو خون کردی 😭😭😭😭
