ar
Feedback
Beomy Bear

Beomy Bear

الذهاب إلى القناة على Telegram

⋆𐙚₊˚24/7 yapping about beomgyu🧸🍀♡⊹˚₊ 📩: @Gyumi_bot @gyuuroom

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
418
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+4530 أيام
أرشيف المشاركات
موفقیت به سبک کمال😂
+2
موفقیت به سبک کمال😂

From this To this
+1
From this To this

photo content
+1

Is this a dream?

🧸: چاگیا~ بیا بریم~

وای خیلی نازن😭😭😭

انتخاب نهایی بومگیو🤭 ‏ 🐧 ➡️ 🧸 🧸: حتی وسط این همه جنگ و سختی، دیدم که عشق هم شکوفه میزنه با خودم فکر کردم که شاید فقط شروع رابطه‌مون با این آدم اون‌طور که باید پیش نرفت، ولی بعد از اون، انگار کم‌کم توی تک‌تک چیزها با هم هماهنگ شدیم. حس کردم شناختن و کشف کردن همدیگه میتونه خیلی جالب باشه، برای همین اونو انتخابش کردم 🧸: من آقای هیونینگ کای رو انتخاب میکنم(بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا) 🧸:وقتی همراه آقای هیونینگ کای این دوران سخت رو پشت سر گذاشتم، دیدم که وقتی شرایط سخت میشه، طبیعت واقعی آدم‌ها خودش رو نشون میده. اما دیدن اینکه اون با تمام تلاش، یکی‌یکی از پس مشکلات برمیاد، باعث شد واقعاً حس خوبی نسبت بهش پیدا کنم

🐧: به نظرتون کدوم یکی از این دوتا کیوت‌تره؟ 🧸: 👀 (نزدیکش میره)اوه… هر دوتاشون کیوتن، ولی…؟

چوی بومگیو 🏎️ راننده مسابقات اتومبیل‌رانی (۲۶ ساله) 🧸: همون‌طور که احتمالاً همین الان که با من اومدین متوجه شدین، من یه راننده مسابقه‌ایم شغل فعلیم راننده مسابقات اتومبیله و ۲۶ سالمه. اگه بخوام خودمو معرفی کنم، باید بگم که در حال حاضر توی تمام مسابقات اتومبیل‌رانی رتبه اول رو دارم برای همین، همون‌طور که با سرعت ماشینی که میرونم حرکت میکنم، می‌خوام به سمت کسی که دوستش دارم هم با سرعت هرچه بیشتر برونم

بومکای درحال استفاده از فرصت و کام اوت😧 ‏ 🧸: yay !! ✌️ ‏ 🐧 ✌️✌️ 🧸: ما ازدواج کردیم~ 🐧: ما داریم میریم ماه‌عسللل~

بومگیویی که با یه دست رانندگی میکنه🛐

عاشق واقعی = کای

+1
بازی میکردن هرکی که میبرد میتونست انتخاب کنه با کی بره دیت و ما هیوکا رو داریم که داره از جون و دل مایه میذاره که بتونه با کراشش بره دیت 🧸: هی! تو که گواهینامه نداری 🐧: بومگیو هیونگ، بریم 🧸: کایاا~!! منو میگی؟ کاییا ⬈ منو میگی؟ ⬈⬈؟؟ 🐧: آره 🧸: کاییا~~ 🐧: بریم 🐧 (به خاطر همین قضیه، دندونامو به هم فشار دادم و تا آخرش بازی کردم) 🐧: من و بومگیو هیونگ با ماشین میریم🙂‍↔️

پسری داشت کارشو میکرد یهو بوی پنیر حواسشو پرت کرد و اینجوری وایساد😭

وقتی یونجون از کارش فرار کرد، بومگیو یهو تبدیل به یه ادم مسئولیت‌پذیر شد🫪 🐧: یونجون هیونگ رفت، نه؟ 🧸: پس ما باید انجامش بدیم. 🐧: …چی؟ 😂 🐧: خب، انجامش میدیم

بومگیو داشته با مشتری درددل میکرد، ولی طرف به‌جای دلداری دادن صداش زد و سفارش داد که چهار تا قاشق بیار😭😭 👤: گرسنه‌ام… 🧸: منم ㅠ 🧸: منم واقعاً خسته‌ام و… الان هقق… من اومدم اینجا برای فیلمبرداری یه برنامه، ولی گفتن قراره برنامه دیتینگ ضبط کنیم و ‏ 👤: 🫳🫳 🧸: ؟؟ 👤: چهار تا قاشق لطفاً بیارید. 𓌈 🧸: چهار تا قاشق؟~ ^ ^

اینکه بومگیو اینقدر خوب با شوخی و حرف‌های مامان‌ها/بزرگترا همراهی میکنه، نشون میده که خودش هم با محبت بزرگ شده🥹

بومگیو داشت با جدیت کار میکرد، ولی ظاهراً مشتریه ازش خوشش اومده🤭 👤: اینجا! 🧸: بله!! 👤: اسمتون چیه؟ 🧸: من؟ بومگیوام! 👤: من فنتون شدم~ 👤: مامانم هم میگه فنتون شده 🧸: آها، واقعاً؟~ 👤: بومگیو، فهمیدم👌 🧸: اوه ممنونم

کسی نیس؟ منم برم یکم دیگه بیام؟🙁