ar
Feedback
𝑩𝑹𝑶𝑲𝑬𝑵 𝑴𝑬𝑴𝑶𝑹𝒀 🩶

𝑩𝑹𝑶𝑲𝑬𝑵 𝑴𝑬𝑴𝑶𝑹𝒀 🩶

قناة بسيطة

دنبال چی هستی؟ بخون، کیف کن و نظر بده 🩶

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
447
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-107 أيام
-3830 أيام
أرشيف المشاركات
چرا میخندید من جدی بودم🥰🔪

هویج های گرامی با ری‌اکشن❤️ عکس هارو میذارم با ری‌اکشن🥰 هم فیک رو انتخاب کنید، اونایی که دیدن و خوندن هم همینطور

اول فیک رو آپ کنم یا عکس شخصیت هارو بذارم؟

#BROKEN_MEMORY خلاصه‌ی داستان: در شهری که قدرت در تاریکی تقسیم می‌شود، دو زن از مسیرهایی کاملاً متفاوت سرنوشتشان به شکلی عجیب
#BROKEN_MEMORY
خلاصه‌ی داستان: در شهری که قدرت در تاریکی تقسیم می‌شود، دو زن از مسیرهایی کاملاً متفاوت سرنوشتشان به شکلی عجیب به هم گره می‌خورد: لیانا، وارث سازمانی که نامش در زیرزمین‌ها با ترس زمزمه می‌شود و هیونا، زنی که گذشته‌اش لبریز از زخم‌های بی‌نام است. تصادف؟ برنامه‌ریزی؟ تقدیر؟ هیچ‌کس درست نمی‌داند. اما ملاقات آن‌ها در زندانی که خود حقیقتی پنهان دارد، آغاز رشته‌ای از اتفاقاتی است که هر دو را وارد بازی خطرناکی می‌کند: بازی‌ای که در آن هرکس چیزی برای پنهان کردن دارد و چیزی برای از دست دادن. هیونا، به بهانه‌ای نامعلوم وارد حلقه‌ی نزدیک لیانا می‌شود؛ اما هدف واقعی‌اش را پشت چشمانی آرام و لبخندی سرد پنهان می‌کند. لیانا نیز، با وجود قدرت و نفوذی که دارد، خودش اسیر سایه‌هایی است که سال‌ها پشت سرش حرکت می‌کنند. در میان خیانت‌های پوشیده، رازهایی که حتی نام بردنشان ممنوع است، و گذشته‌ای که مثل یک زخم کهنه همیشه خونریزی می‌کند، رابطه‌ای بین این دو شکل می‌گیرد که هیچ‌کدام انتظارش را نداشتند. اما سؤال اصلی این است: «کدام حقیقت قرار است اول برملا شود؟ و کدام پیوند، در میان این همه تاریکی، دوام می‌آورد؟»