ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

« I‌M‌O‌V‌I‌E‌ M‌L‌D‌ - آیمووی میلاد »

« I‌M‌O‌V‌I‌E‌ M‌L‌D‌ - آیمووی میلاد »

الذهاب إلى القناة على Telegram

http://t.me/safeCht_bot?start=KerMd4 ناشناس موزیکی مد نظرتون بود بگید ادیت بزنیم🤍 . ••• @its.mld7:پیج تیک تاک پیج اینستاگرام: Imovie_Mld@

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 084
المشتركون
+2524 ساعات
+2017 أيام
+43030 أيام
أرشيف المشاركات
و اما هر بار که صحبتی ازت شد بغضم را قورت دادم و یه نفس عمیقی کشیدم ؛
MLD🖊

خط کشیدم رو خاطراتت، هنو نقطه ضعفم چشاته !

کمتر از اشتباه کردن بترسی، بیشتر موفق می‌شی.

( بهای دوست داشتنت )
آن شب همه چیز شبیه بغضی در گلو بود؛ مانند سکوتی پر از فریاد .. فکر نمی‌کردم بتوان با چشم‌هایی پر از احساس به کسی نگاه کرد، اما درونت هیچ احساسی نسبت به او شکل نگرفته باشد . دلتنگی برای تو نمی‌دانم درست است یا غلط اما هر از گاهی با خودم می‌گویم اگر برگردد، محکم‌تر از قبل بغلش خواهم کرد یا بیشتر از قبل نگاهش خواهم کرد :)! نمی‌دانم بین عشق و نفرت گیر افتاده‌ام هر سمتی که بروم آخرش به تو ختم می‌شود اگر نفرت را انتخاب کنم: تا ابد نفرتی از تو به دل دارم اما حتی در همین نفرت هم نمی‌خواهم آسیبی به تو برسد. و اگر عشق را انتخاب کنم: تا ابد عشقی در سینه‌ام دارم که نه می‌توانم با تو قسمت اش کنم و نه می‌توانم این همه دلتنگی را به دوش بکشم. بعضی شب‌ها با خودم فکر می‌کنم اگر تو هم روزی همین احساسی را که من دارم تجربه می‌کردی،می‌توانستی دوام بیاوری؟ اما همان لحظه جرقه‌ای در ذهنم می‌زند که نه.. او نباید این‌قدر اذیت شود، او برای این همه اذیت و آزار شدن، زیادی حیف است . ••• این زمستان دو اتفاق را برای من رقم زد که هر دو از غمگین‌ترین اتفاق‌های زندگی‌ام بودند; نمی‌دانم برای معشوقه‌ای که دیگر ندارمش و حالا به سوی دیگری قدم برداشته است بگریم، یا برای جوان‌های این سرزمین که بی‌گناه از دست رفتند ؟:).. تو را نمی‌دانم در کدام بخش از خاطراتم نگه دارم؛ در خاطراتی که: مرا غمگین کردند و آزردند، یا در خاطراتی که: باعث شدند خنده روی لب‌هایم بنشیند و بعد از سال‌ها، برای اولین بار خودِ واقعی‌ام را ببینم! تو توانستی به من درس‌هایی بدهی که در هیچ کتاب و مکتبی پیدا نمی‌شوند. درس‌هایی که هر کدامشان زخمی به جا گذاشتند و مرا کمی بیشتر با واقعیت زندگی آشنا کردند تو به من یاد دادی.. اگر کسی دوستم داشته باشد و قدمی به سویم بردارد، دیگر به راحتی باورش نکنم تو به من یاد دادی.. اگر کسی برای من اشک بریزد، مرا در آغوش بگیرد و زیر لب بگوید «مرا ترک نکن»، حتی اگر خودش قبل‌تر گفته باشد «برو»، باز هم نمی‌توانم به حرف‌هایش اعتماد کنم . آری،با تو درس‌هایی از زندگی را پاس کردم که بهایشان شکستن قلبم بود . اما شاید تلخ‌ترین قسمت ماجرا همین باشد اینکه تو فقط از زندگی‌ام نرفتی، بلکه چیزی را هم با خودت بردی که نمی‌دانم دوباره چطور باید پیدایش کنم:) اعتمادم را به آدمی که می‌گوید «دوستت دارم».
MLD🖊

روزا قشنگ تر از قدیماست میدم بری ولی یادم مونده بدیات ؛

من همیشه نوشیدنی تکراری میگیرم، چون از چیزایی که دوسشون دارم خسته نمیشم.

به درخواست یکی از شما عزیزان❤️

تو قول دادی تو روزای سخت کنارم باشی یزید خودت واسم روزای سخت رقم زدی .

هربار دوباره به آن پشت بام بازگردم، نخ سیگاری را به یاد آن شب دود خواهم کرد .
MLD 🖊

از یه جا به بعد فقط همه چی بد شدو ؛

فکر میکردم چشم ها دروغ نمیگویند.. شنیده بودم چشم ها دریچه احساسات هستند اما به چشم دیدم که میتوان آنقدر زیبا و با عشق نگاه کرد اما هیچ احساسی در درون نداشت ;
MLD 🖊

جوری که اون نگاهم میکرد:
جوری که اون نگاهم میکرد:

خونایی که چکیده، ما یادمون نمیره !

‏معذرت که زیادی بودم برات، ایشالا کمترشو پیدا کنی .

بی ناموسم بعد تو عاشق شم ؛

اگه گریه کرد اگه به جون مامانش قسم خورد اگه رمز همه چیز رو داد بهتون بازم باورشون نکنید

میگفت اگر گفتم برو تو نشنیده بگیر و بمان اما کسی که تنها ماند من بودم .
MLD

یه روزی جونمو میدادم برات دیگه نه ؛

هرموقع دیدی قول داد هیچوقت ترکت نکنه بدون همون ینفر زودتر از همه میزاره و میره.