ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

مازیار

مازیار

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
269
المشتركون
-124 ساعات
+237 أيام
+2730 أيام
أرشيف المشاركات
تمام حواس شما توی شکم و زیر شکم است، آدم - میمون ماده در جامعۀ گندیدۀ حشری شماها خیلی ماده تر از مادۀ جانوران آزاد است. تمام وقتش صرف بزک و دوزک می شود تا از نره خرها دلربایی بکند و موجود پُر چانه وراج و احمق از آب درآمده و دیگر فرصت فکر کردن ندارد. #قضیه_نمک_ترکی #صادق_هدایت
@maZiyar_0

برگزیده ای از حاجی اقا.mp33.06 MB

هر دسته از گوسبندان خر در چمن به ریختی در آمده بودند، بعضی با کفتار مخالفت میکردند و دسته‌ای با او لاس میزدند و جمعی هم مهر سکوت بلب زده و منتظر فرصت بودند تا از هر طرف باد بیاید بادش بدهند. اما همه آنها خودشان را طرفدار منافع کشور خر در چمن میدانستند و احساسات خر در چمن‌پرستی آنها غلیان کرده بود، همه حامی و ناجی گوسبندان بودند و مرتب پستان به تنور می‌چسبانیدند. این اوضاع زیاد طول کشید و کفتار آنقدر رقص شتری کرد که شلیته قرمزش جر خورد و صورتکش ورآمد و کلاه‌گیسش کنده شد. گوسبندها همه او را شناختند اما با ترس و لرز با هم گفتند: "درصورتیکه از علف چریدن نیفتیم!" #قضیه_خر_دجال #صادق_هدایت
@maZiyar_0

sticker.webp0.14 KB

برزین- آیا اتحاد همین مردم را در زمان وندادهرمزد جدتان فراموش کرده اید که در یک روز هرچه عرب در مازندران بود قتل عام کردند و حتی زنهای ایرانی که شوهرانشان عرب بود ریش آنها را گرفته از خانه شان بیرون کشیدند و به دست دژخیمان سپردند؟ مازیار- آن وقت مردم خون ایرانی داشتند، هنوز نژادشان فاسد نشده بود. #مازيار #صادق_هدايت
@maZiyar_0

تمام کوشش او بیهوده بود. اصلاً نمیدانست چرا دویده، نمیدانست بکجا می‌رود، نه راه پس داشت و نه راه پیش. ایستاد، له‌له میزد، زبان از دهنش بیرون آمده بود. جلو چشمهایش تاریک شده بود. با سر خمیده، بزحمت خودش را از کنار جاده کشید و رفت در یک جوی کنار کشتزار، شکمش را روی ماسه داغ و نمناک گذاشت و با میل غریزی خودش که هیچوقت گول نمیخورد، حس کرد که دیگر از اینجا نمی‌تواند تکان بخورد. سرش گیج میرفت، افکار و احساساتش محو و تیره شده بود، درد شدیدی در شکمش حس میکرد و در چشمهایش روشنایی ناخوشی می‌درخشید. در میان تشنج و پیچ و تاب، دستها و پاهایش کم‌کم بی‌حس میشد، عرق سردی تمام تنش را فرا گرفت، یکنوع خنکی ملایم و مکیفی بود... #سگ_ولگرد #صادق_هدایت
@maZiyar_0

Repost from N/a
چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ می نوش که بعد از من و تو ماه بسی از سَلخ به غُرّه آید از غُرّه به سلخ خیام @Shab_ghariban

یالا زود باش! پالانت را عوض کن و صورتت را ماکییاژ بکن، اگرچه دمب خروس از توی جیبت پیداست، اما این گوسبندها فراموشکارند و گول‌خوره تعریفی دارند. یک نره‌غول دیگر بسرشان سوار می‌کنیم. #قضیه_خر_دجال #صادق_هدایت
@maZiyar_0

لینک گپ ربعه https://t.me/+nNoRoVTI4jtjZmE8

درود به همه دوستان عزیز 🌹 از امشب خوانش و تحلیل گروهی شاهنامه رو شروع کردیم. اینجا فقط به خوندن و معنی کردن شعرها بسنده نمی‌کنیم؛ قراره درباره نکات جالب داستان‌ها، زندگی فردوسی، ریشه‌های اساطیری روایت‌ها و شخصیت‌های اساطیر ایران و متون پهلوی هم صحبت کنیم. برای شرکت توی بحث‌ها هم لازم نیست حتماً ابیات شاهنامه رو خونده باشید؛ می‌تونید فقط نظرتون رو درباره داستان بگید یا هر سؤالی که دارید بپرسید. البته بهتره قبل از هر جلسه، داستان موردنظر رو خونده باشید یا حداقل ویدیویی درباره‌ش دیده باشید تا بحث‌ها براتون جذاب‌تر بشه. نسخه کامل شاهنامه همراه با شرح ابیات هم توی گپ ربعه تلگرام قرار داده شده. خوشحال می‌شیم شما هم توی جمع ما باشید و در این بحث‌ها شرکت کنید. 🙏

اصلاً نژاد این مردم از اختلاط و آمیزش با عربها فاسد شده، فکر، روح، ذوق و جنبش در اثر کثافت فکر عرب از آنها رفته... مثل زالو خون آنها را مکیده‌اند... حالا دیگر به کدام امید با این عربهای پست مقاومت بکنم؟ برای کی؟ برای چه مردمی؟ #مازیار #صادق_هدایت
@maZiyar_0

ای ملت نجیب ستمدیده خر در چمن! من سالها است تو قبرستان در تبعید و انزوا بسر برده‌ام، تمام عمر بحال شما بیخود و بی‌جهت سیل خون گریه کرده‌ام و جگرم مثل دنبلان کباب شده است. اکنون کاسه صبرم لبریز شده و قفل سکوت را از پوزه‌ام گشودم و کمر همت بستم تا سرزمین خر در چمن را بهشت عنبرسرشت بکنم، چه نشسته‌اید که من همان بز اخفشم که خاکسترنشینش هستید! یاهو! بیفتید دنبال من و هی سینه بزنید! #قضیه_خر_دجال #صادق_هدایت
@maZiyar_0

٬٬ امروز، هفتم آبان‌ماه، روز ملی کوروش بزرگ؛ به گمان ما بعداز نوروز مهم‌ترین نقطه همبستگی ایرانیان است. نکته مهمش این است که بزرگداشت یک شخصیت تاریخی، اینطور قلب و روح مردم را به خود نزدیک می‌کند. این مناسبت یک جشن یا رویداد مثل شب یلدا و نوروز نیست که بگوییم بهانه شادی باشد، بلکه ادای احترامی دیرپا نسبت به مردی است که ایران را ساخت و برای ما به یادگار گذاشت. به همین مناسبت فرخنده، نوبهار یک کتابخانه راه‌اندازی نموده است که فایل کتاب‌های کمیاب و قیمتی را در دسترس مخاطبانش قرار می‌دهد. برای دریافت اولین کتاب که متناسب با روز ملی کوروش بزرگ تهیه شده است، از این طریق اقدام کنید. «دریافت کتاب» «نوبهار | ادبیات ایران»

این ننگ را بکجا پنهان بکنیم؟ تا انجامین چکه خون خودمان را در راه آزادی خواهیم ریخت. زمین نیاکان را به اهریمنان واگذار بکنیم؟ هرگز. #پروین_دختر_ساسانی #صادق_هدايت
@maZiyar_0

دخل و تصرفها زیاد است که افسانه‌ها و یادگارهای تاریخی ایرانی را منحرف کرده رنگ و روی اجنبی به آن بسته‌اند. مثل نسبت قبر مادر سلیمان به قبر کوروش در مرغاب [...] معلوم نیست به تحریک و اختراع چه کسی سلیمان قایم‌مقام و جانشین همه اسم‌ها و افسانه‌های ایرانی میشود و به این اصرار کوشش کرده‌اند تا یادگارهای پیشین را از خاطر مردم محو بکنند. دیباچه #نیرنگستان #صادق_هدایت هفتم آبان ماه، روز کوروش بزرگ گرامی باد.
@maZiyar_0

چهارشنبه آخر سال رفته بود فالگوش یک کاسه آورد که در آن پیاز، برنج و روغن خراب‌شده بود، گفت اینها را به نیت سلامتی من گدایی کرده و همه این گند و کثافتها را دزدکی بخورد من میداد، فاصله‌بفاصله هم جوشانده‌های حکیم‌باشی را بناف من می‌بست. #بوف_کور #صادق_هدایت
@maZiyar_0

در این زمان از شما چه پنهان خط و سواد بکلی ور افتاده بود و بیسوادی خیلی مد شده بود. زیرا عصاره همه معلومات بشر را همه مفتامفت در تله‌ویزیون می‌دیدند و می‌شنیدند. از طرف دیگر همه آثار علما و شعرا و حکما را توی غربیل ریختند و بیختند فقط #حافظ و #سعدی ته سرند ماندند... #قضیه_مرغ_روح #صادق_هدایت
@maZiyar_0

مردم همه کور و کثیف و ناخوش و فقیر کنار رودخانه ای که از بس که خاکش را کنده بودند گود شده بود نشسته بودند و با زنجیرهای طلا به خانه شان که کلبه هایی بیشتر شبیه لانهٔ جانوران بود بسته شده بودند، با دست های پینه بسته و بازوان گل آلود از صبح تا شام زیر شلاق کشیکچی هایی که دائماً پاسبانی می کردند طلا می شستند. زمین بایر افتاده بود، پرندگان گریخته بودند، درختها خشکیده بود - تنها تفریح آنها کشیدن بافور و خوردن عرق بود. #آب_زندگی #صادق_هدایت
@maZiyar_0