Anliliy اساطیر ایـران و
الذهاب إلى القناة على Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 دانشجوی هوافـضا «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 108
المشتركون
+424 ساعات
+577 أيام
+17030 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from - حنآیاو .
- این پیام رو فور کنید تا بزارمتون توی فولدر🪷 .
- امار چنلتون مهم نیست / اینجا جوین باشید چک میشه .
Repost from دِیلی از روی بیمِیلی
این پست رو فوروارد کنین و زیرش یکی از چیزایی که یاد گرفتین رو بنویسین بذارم اینجا همه بخونیم.
یه درصد اگه پرایوت هستین لینک بدین
سلام امیدوارم حالت عااالی باشه 🩷
میخواستم بپرسم که دیلیی داری که صاحبش طراحی لباس بلد باشه یا رشتهاش رو خونده باشه؟
بیاید یه روزی که شمام وقت داشتین دربارهی بقیهی نفرین های این کتیبه حرف بزنیم. درسته مربوط به زن نیستن ولی واقعا بامزه و چندشن:)))))
زن در آیینهی ایـــران باستـان | فصل ماد ها
بخش نه: زن در جامعهٔ مادبا پایان عصر ایلام و قدرتگرفتن اقوام در زاگرس مرکزی، وارد دورهای میشیم که اولین امپراتوری سرتاسری ایرانی شکل گرفت: عصر مادها
در بررسی عصر مادها چالش بزرگمون اینه که خودشون اسناد مکتوبی به جا نگذاشتن، یا اگه گذاشتن هنوز یافت نشده؛ پس از چه راهی دربارهی زن تو این دوره اطلاعات به دست بیاریم؟ با کمک نوشتههای میخی همسایگان آشوری، کاوشهای باستانشناسی در زاگرس و گزارش مورخان یونانی.در بخشهای پیشین دربارهی آشوربانیپال، پادشاه آشوری گفتوگو کردیم که در نبرد اولای شاه ایلام رو سرنگون کرد. چندسال پیش تر از اون نبرد، در سال ۶۷۲ پیش از میلاد، آشوربانیپال که هنوز ولیعهد بود به نوشته ای مُهر زد که روشنی کوچیکی از جایگاه زنان در جهان فرمانروایان اون روزگار، ارائه میکنه. پیماننامه های مهر و داد اسرحدون با سرکردههای بومی مادی. یکی از این سرکردهها، «راماتایا» شهریارِ اوراکازابرنا در کوهسار زاگرس بود. خشتی که پیمانش بر اون نوشتهشده در پرستشگاه نَبو در شهر نیمرود پیدا شد؛ این پیمان دو نکتهٔ کلیدی دربارهٔ نگاه به زنان داره:
1. نبود زنان در چرخهٔ رسمی شهریاریاز بین تمام کسانی که این پیمان رو امضا کردن، شامل هشت سرکردهی مادی که شناسایی شدن، هیچ زنی به عنوان طرف سیاسی یا سوگند خورده وجود نداره. سیاست رسمی دستکم در سطح نوشتاری، کاملا انحصاری برای مردان بوده، که میشه این نتیجه احتمالی رو ازش گرفت که در جامعهی ماد فقط مردان حاکم بر قلعههای زاگرس هستن. البته در برابر جوامع همسایه و رویکرد حاکمیتیِ اون دورهی تاریخی، چیز عجیبی هم نبوده.
2. «زنبودن» به عنوان نشانهٔ ناتوانیالبته تو این نوشته و سند، یه جایی ما به طور غیرمستقیم به زن میرسیم، در بخش نفرینها! عزیزان ما در کنار امضای پیماننامه، نفرین هایی رو هم در همون نوشته ذکر میکردن تا اگه کسی مرتکب سرکشی و سرپیچی از پیمان شد، به این نفرین ها گرفتار بشه؛ در فهرست بلندبالای نفرینها اسم ایشتار میاد. ایزدبانوی عشق، باروری و زنانگی و جنگ، که به گمان آشوری ها میتونه جنسیت افراد رو دگرگون کنه. و اینطور نفرین میشه: ایشتار مرد خطاکار را از کمان خود( کنایه از توان و مردانگی) تهی کند و او را ناتوان سازد. به بیان دیگه بدترین مجازات قابل تصور برای مرد سرکش، فروافتادن به جایگاه نمادین زنانه بود. که نشونه ای گویا از این باور هست که در فرهنگ سیاسی آشوریها و مادها زن بودن معیار و نمادی برای سنجش ضعف و فرومایگی بوده. اما خب اینم بخونید(شاید داریم تو ترجمه سند اشتباه میکنیم)
May Ishtar, the lady of battle and war, break your bow, bound you on the battlefield, and make you sit bound at the feet of your enemy. May she turn your masculinity into womanhood, and may your bow be broken. باشد که ایشتار، بانوی نبرد و جنگ، کمانت را بشکند، تو را در میدان نبرد به بند کشد و بستهشده پیش پای دشمنت بنشاند. باشد که او مردانگیِ تو را به زنانگی دگرگون سازد و کمانت خرد گردد. چون ترجمهی اشتباه ممکنه باعث سوتفاهم بشه، اینجا مینویسم تا اشاره کنم ما با فرض طرفیم و نه قطعیت، و با نظریات یا کشفیات جدید، این نتیجه گیری بی اعتبار میشه (این بخش در سطر ۵۷۳ تا ۵۷۶ از لوح شماره ۶ در مجموعهٔ Neo-Assyrian Treaties اومده)در بخش بعدی، داستان آمیتیس، شاهدخت ماد رو میخونیم - منابع این بخش برای مطالعهی بیشتر
اثر میخی SAA 2, No. 6, Lines 573–576 کتاب ANET از پریتچارد فصل متون اشوری و اکدی، ترجمهی اریکا راینر.
دیگه «last seen a long time ago» شدی و «مشترک موردنظر خاموش میباشد»؛ تحویل نمیگیری، تو آسمونا باید پیدات کنیم...
خیلی وقته دربارهی واژهها گفتوگو نکردیم
بیاید با وطن ادامه بدیم. وطن واژه ای هست که ریشهی سامی/عربی داره. و-ط-ن به معنای مقیم شدن یا سکونت گزیدنه.
معادل پارسی داره؟ بله، میهن.
میهن چیه و از کجا میاد؟ چندهزارسال پیش نیاکان ما واژهای داشتن به شکل مَیثَـنَـه. که معنای «خانه» یا «جای خواب و زندگی» میداد. به مرور زمان گفتن مَیثَنَه سخت شد و در دورهی ساسانیان «ث» از واژه افتاد و به شکل مِیهَن در اومد تا روان تر بشه و همینطوری در زبان ما موند. حالا باحال ترش کنیم، واژهی مهمان همریشه با میهنه.
مهمان یا میهمان، از مِیهـ(خانه) + مان اومده.
مان پسوندیه که تو زبان پارسی زیاد میبینیم، مانند شادمان، ساختمان، و اگه ساده تر بگم، به معنای قرارگیری در مفهومه. واژههای سازمان، ریسمان، آرمان، دودمان و...هم از پسوند «مان» به دست میان. چیزی که در مفهوم(شادی) قرار میگیره، شادمانه. چیزی که در مفهوم(ساخت) قرار میگیره، ساختمانه.پس میهمان کسی یا چیزی هست که در مفهوم میهـ(خانه) قراره گرفته. یا درست تر بگم، کسی که وارد خانه شده. #واژه
این بلاییه که داره سر کتاب های مفید میاد🥲 شاید(فقط شاید) چون ما ترجیح دادیم متکی به AI باشیم برای اطلاعاتمون، و ارزش چاپ این گونه کتابها که جامع هستند پایین اومد
