ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

الذهاب إلى القناة على Telegram

𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @‍g‍l‍ass.reflections ‍› 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @‍g‍l4‍ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
292
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
+7430 أيام
أرشيف المشاركات
𝖧𝗂𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝖿𝗂𝗇𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝗒𝖾𝗍. 𝖳𝗁𝖾 𝗅𝖾𝗀𝖺𝖼𝗒 𝗅𝗂𝗏𝖾𝗌 𝗈𝗇. 𝖮𝗇𝖾 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗌𝗍𝖾𝗉.

آدم‌ها با گذشت زمان فقط بزرگ‌تر نمي‌شن؛ بلكه ياد مي‌گيرن چطور محكم‌تر با دنيا روبه‌رو بشن. تو هم از همون آدم‌هايي هستي كه پشت آرامشت، كلي تجربه و حرف نگفته وجود داره. شايد همه چيز هميشه اون‌طور كه بايد پيش نرفته باشه، شايد بعضي آدم‌ها و اتفاق‌ها اونقدر كه بايد قدر تورو ندونسته باشن، اما خوشبختانه بعضي ارزش‌ها با نديده گرفته شدن كم نمي‌شن. اميدوارم سال جديدت پر باشه از لحظه‌هايي كه مجبور نباشي خودتو براي كسي ثابت كني؛ آدم‌هايي كه واقعاً بفهمن چه كسي كنارشون ايستاده، و روزهايي كه بيشتر از گذشته لبخندت از ته دل باشه. در نهايت، تولد فقط اضافه شدن يك عدد به سن نيست؛ يادآوري اينه كه با وجود تموم سختي‌ها، هنوز ايستادي و هنوز داستانت ادامه داره. › تولدت مبارك بيتاي عزيز. اميدوارم اين فصل جديد، آروم‌تر، زيباتر و ارزشمندتر از تمام فصل‌هاي قبل باشه.

𝖠 𝗅𝖾𝗀𝖾𝗇𝖽'𝗌 𝗃𝗈𝗎𝗋𝗇𝖾𝗒 𝗆𝖺𝗒 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝖾𝗇𝖽𝖾𝖽 𝗐𝗂𝗍𝗁𝗈𝗎𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗋𝗈𝗐𝗇, 𝖻𝗎𝗍 𝗅𝖾𝗀𝖾𝗇𝖽𝗌 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗍𝗋𝗎𝗅𝗒 𝖿𝖺𝗅𝗅. 𝖳𝗈𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍, 𝖺 𝗇𝖾𝗐 𝖼𝗁𝖺𝗉𝗍𝖾𝗋 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝖻𝖾 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇. 𝖭𝗈𝗍 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝖿𝗈𝗋 𝖺 𝗍𝗋𝗈𝗉𝗁𝗒, 𝖻𝗎𝗍 𝖿𝗈𝗋 𝖺 𝗅𝖾𝗀𝖺𝖼𝗒 𝗅𝖾𝖿𝗍 𝖻𝖾𝗁𝗂𝗇𝖽. 𝖬𝖻𝖺𝗉𝗉é 𝖼𝖺𝗋𝗋𝗂𝖾𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆 𝗈𝖿 𝖺 𝗅𝖾𝗀𝖾𝗇𝖽, 𝖺𝗇𝖽 𝗐𝖾 𝖻𝖾𝗅𝗂𝖾𝗏𝖾 𝗁𝖾 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗂𝗍 𝗌𝗁𝗂𝗇𝖾 𝖺𝗀𝖺𝗂𝗇.

𝖩𝖾 𝗇𝖾 𝗌𝖺𝗂𝗌 𝗉𝖺𝗌 à 𝗊𝗎𝗈𝗂 𝗋𝖾𝗌𝗌𝖾𝗆𝖻𝗅𝖾𝗋𝗈𝗇𝗍 𝗆𝖾𝗌 𝖽𝖾𝗋𝗇𝗂è𝗋𝖾𝗌 𝗆𝗂𝗇𝗎𝗍𝖾𝗌 𝗌𝗎𝗋 𝖼𝖾𝗍𝗍𝖾 𝗍𝖾𝗋𝗋𝖾. 𝖯𝖾𝗎𝗍-ê𝗍𝗋𝖾 𝗊𝗎𝖾 𝖼𝖾 𝗌𝖾𝗋𝖺 𝖼𝖺𝗅𝗆𝖾, 𝗉𝖾𝗎𝗍-ê𝗍𝗋𝖾 𝗊𝗎𝖾 𝖼𝖾 𝗌𝖾𝗋𝖺 𝖻𝗋𝗎𝗒𝖺𝗇𝗍, 𝗉𝖾𝗎𝗍-ê𝗍𝗋𝖾 𝗊𝗎𝖾 𝗃'𝖺𝗎𝗋𝖺𝗂 𝗉𝖾𝗎𝗋, 𝗉𝖾𝗎𝗍-ê𝗍𝗋𝖾 𝗊𝗎𝖾 𝗃'𝖺𝗎𝗋𝖺𝗂 𝖾𝗇𝖿𝗂𝗇 𝗅𝖺 𝗉𝖺𝗂𝗑. 𝖬𝖺𝗂𝗌 𝗎𝗇𝖾 𝖼𝗁𝗈𝗌𝖾 𝖾𝗌𝗍 𝗌û𝗋𝖾 : 𝖽𝖺𝗇𝗌 𝖼𝖾𝗌 𝗌𝖾𝗉𝗍 𝖽𝖾𝗋𝗇𝗂è𝗋𝖾𝗌 𝗆𝗂𝗇𝗎𝗍𝖾𝗌, 𝗍𝗎 𝗌𝖾𝗋𝖺𝗌 𝗅à. 𝖯𝖺𝗌 𝗉𝗁𝗒𝗌𝗂𝗊𝗎𝖾𝗆𝖾𝗇𝗍, 𝗇𝗈𝗇, 𝗆𝖺𝗂𝗌 𝖽𝖺𝗇𝗌 𝖼𝖾 𝖼𝗈𝗂𝗇 𝖽𝖾 𝗆𝖺 𝗆é𝗆𝗈𝗂𝗋𝖾 𝗈ù 𝗃'𝖺𝗂 𝗋𝖺𝗇𝗀é 𝗍𝗈𝗎𝗍 𝖼𝖾 𝗊𝗎𝗂 𝖼𝗈𝗆𝗉𝗍𝖾 𝗏𝗋𝖺𝗂𝗆𝖾𝗇𝗍. 𝖳𝗎 𝗍𝗈𝗎𝗋𝗇𝖾𝗋𝖺𝗌 𝖺𝗎𝗍𝗈𝗎𝗋 𝖽𝖾 𝗆𝗈𝗂 𝖼𝗈𝗆𝗆𝖾 𝗎𝗇𝖾 𝗅𝗎𝗆𝗂è𝗋𝖾 𝖽𝗈𝗎𝖼𝖾, 𝖼𝗈𝗆𝗆𝖾 𝗎𝗇 𝗌𝗈𝗎𝗏𝖾𝗇𝗂𝗋 𝗊𝗎𝗂 𝗋𝖾𝖿𝗎𝗌𝖾 𝖽𝖾 𝗌'é𝗍𝖾𝗂𝗇𝖽𝗋𝖾. 𝖩𝖾 𝗏𝖾𝗋𝗋𝖺𝗂 𝗍𝗈𝗇 𝗏𝗂𝗌𝖺𝗀𝖾, 𝗃'𝖾𝗇𝗍𝖾𝗇𝖽𝗋𝖺𝗂 𝗍𝖺 𝗏𝗈𝗂𝗑, 𝗃𝖾 𝗌𝖾𝗇𝗍𝗂𝗋𝖺𝗂 𝖼𝖾𝗍𝗍𝖾 𝗆𝖺𝗇𝗂è𝗋𝖾 𝗊𝗎𝖾 𝗍𝗎 𝖺𝗏𝖺𝗂𝗌 𝖽𝖾 𝖽𝗂𝗋𝖾 𝗆𝗈𝗇 𝗇𝗈𝗆 𝖼𝗈𝗆𝗆𝖾 𝗌𝗂 𝖼'é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗎𝗇𝖾 𝗉𝗋𝗂è𝗋𝖾. 𝖤𝗍 𝖽𝖺𝗇𝗌 𝖼𝖾 𝖽𝖾𝗋𝗇𝗂𝖾𝗋 𝗌𝗈𝗎𝖿𝖿𝗅𝖾, 𝗃𝖾 𝗍𝖾 𝖽𝗂𝗋𝖺𝗂 𝖼𝖾 𝗊𝗎𝖾 𝗃𝖾 𝗇'𝖺𝗂 𝗃𝖺𝗆𝖺𝗂𝗌 𝗌𝗎 𝖽𝗂𝗋𝖾 𝖺𝗌𝗌𝖾𝗓 𝖿𝗈𝗋𝗍 : 𝗊𝗎𝖾 𝗍𝗎 𝖺𝗌 é𝗍é 𝗅'𝖺𝗆𝗈𝗎𝗋 𝖽𝖾 𝗆𝖺 𝗏𝗂𝖾, 𝗊𝗎𝖾 𝗉𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇𝗇𝖾 𝗇'𝖺 𝗃𝖺𝗆𝖺𝗂𝗌 𝖾𝗎 𝗍𝖺 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾, 𝖾𝗍 𝗊𝗎𝖾 𝗆ê𝗆𝖾 𝖽𝖺𝗇𝗌 𝖼𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝗈ù 𝗍𝗈𝗎𝗍 𝗌'𝖺𝗋𝗋ê𝗍𝖾, 𝖼'𝖾𝗌𝗍 𝖾𝗇𝖼𝗈𝗋𝖾 𝗍𝗈𝗂 𝗊𝗎𝖾 𝗃𝖾 𝖼𝗁𝗈𝗂𝗌𝗂𝗌. 𝖠𝗅𝗈𝗋𝗌 𝗇𝖾 𝗉𝗅𝖾𝗎𝗋𝖾 𝗉𝖺𝗌 𝗌𝗎𝗋 𝗆𝗈𝗂, 𝗇𝖾 𝗉𝖾𝗇𝗌𝖾 𝗉𝖺𝗌 𝗊𝗎𝖾 𝗍𝗎 𝖺𝗌 𝗀â𝖼𝗁é 𝗊𝗎𝖾𝗅𝗊𝗎𝖾 𝖼𝗁𝗈𝗌𝖾. 𝖳𝗎 𝖺𝗌 𝗃𝗎𝗌𝗍𝖾 é𝗍é 𝗍𝗈𝗂, 𝖾𝗍 𝖼𝖾𝗅𝖺 𝗆'𝖺 𝗌𝗎𝖿𝖿𝗂 𝗉𝗈𝗎𝗋 𝗍𝗈𝗎𝗍𝖾 𝗎𝗇𝖾 𝖾𝗑𝗂𝗌𝗍𝖾𝗇𝖼𝖾. 𝖣𝖺𝗇𝗌 𝗆𝖾𝗌 𝗌𝖾𝗉𝗍 𝖽𝖾𝗋𝗇𝗂è𝗋𝖾𝗌 𝗆𝗂𝗇𝗎𝗍𝖾𝗌, 𝗃𝖾 𝗇𝖾 𝗏𝖾𝗋𝗋𝖺𝗂 𝗊𝗎𝖾 𝗍𝗈𝗂, 𝖾𝗍 𝗃𝖾 𝗍𝖾 𝖽𝗂𝗋𝖺𝗂, 𝖾𝗇𝖼𝗈𝗋𝖾 𝖾𝗍 𝖾𝗇𝖼𝗈𝗋𝖾, 𝗊𝗎𝖾 𝗃𝖾 𝗍'𝖺𝗂𝗆𝖾. 𝖯𝖺𝗋𝖼𝖾 𝗊𝗎𝖾 𝗅'𝖺𝗆𝗈𝗎𝗋, 𝗅𝖾 𝗏𝗋𝖺𝗂, 𝗇𝖾 𝗆𝖾𝗎𝗋𝗍 𝗃𝖺𝗆𝖺𝗂𝗌 𝗏𝗋𝖺𝗂𝗆𝖾𝗇𝗍. 𝖨𝗅 𝗌𝖾 𝗋𝖾𝗉𝗈𝗌𝖾, 𝗂𝗅 𝖺𝗍𝗍𝖾𝗇𝖽, 𝗂𝗅 𝗏𝖾𝗂𝗅𝗅𝖾. 𝖤𝗍 𝗆𝗈𝗂, 𝗃𝖾 𝗍'𝖺𝗂𝗆𝖾𝗋𝖺𝗂 𝗆ê𝗆𝖾 𝖺𝗉𝗋è𝗌 𝗊𝗎𝖾 𝗆𝗈𝗇 𝖼œ𝗎𝗋 𝖺𝗎𝗋𝖺 𝖼𝖾𝗌𝗌é 𝖽𝖾 𝖻𝖺𝗍𝗍𝗋𝖾.

: راجب موضوعی که هست باید بگم اولش من هم‌انکار میکردم و دنبال این بودم که آره تقصیر خودمه‌، اما واقعا اینطور نیست. جامعه بیماره تو مقصر نیستی دوست داشتنی هستی و کافی فقط‌رها کن:)

اینکه امشب ممکنه بزنن و پنجشنبه قراره اون کسي که باعث این اتفاق شد بیاد خونمون و نتونم روال زندگیمو عادي ادامه بدم واقعا خوب نیست.

پس اینو بدون، هیچوقت، تقصیر تو نبود. تقصیر هیچکدوم ما نبود.

در مواجهه با خطرِ مرگبار یا تهدیدِ جن‍.سي، مغز انسان سه واکنش اصلي دارد: جنگ (Fight)، گریز (Flight)، یا انجماد (Freeze). چیزي که کمتر درباره‌اش صحبت مي‌شود این است که واکنش فریز، شایع‌ترین واکنش در ت‍.‍جاوز است، نه جنگ و گریز.

افرادي که پس از تروما، خودشونو به خاطر واکنشِ فریز سرزنش مي‌کنن، دو برابر بیشتر از بقیه در معرضِ افسردگيِ مزمن قرار دارن. به این معنا که سرزنشِ خود، خودش یه تروماست. که با این سرزنش، عملاً داریم دوباره و هر شب، آن آزارگر رو در ذهنمون زنده میکنیم.

تو سست‌اراده نبودي؛ سیستم عصبي‌ات، براي محافظت از تو، فرمانِ ایست رو صادر کرد. تو نادون نبودي؛ بخشِ فکرکنندهٔ مغزت، براي بقا، خاموش شد. تو مقصر نیستي؛ تو قربانيِ یك مکانیسمِ غریزي شدي که تو اون لحظه، هر انتخابِ دیگه اي، شاید به قیمتِ جونِ تو تموم میشد.

واکنشِ تو، یك واکنشِ طبیعي انساني بود، نه یك انتخابِ منطقي.

: میدونی هیچوقت تقصیر من نبود ولی تنها چیزی که از اون روز فقط دارم بهش فکر می‌کنم اینه که حداقل که میتونستم از خودم دفاع کنم ؟ حداقل که میتونستم یه تلاشی کنم؟ حداقل که میتونستم کوچک ترین حرکتی بزنم که شاید حداقل ۱٪ یه شانسی داشته باشم که نذارم اون اتفاق بیوفته ولی به جاش تمام کاری که کردم این بود که مثل یه احمق همونجا وایسادم چون هیچ ایده ای نداشتم که چی داره میشه و اصلا چرا طرف داره همچین کاری میکنه ؟ و واقعیتش حاضرم هر کاری بکنم یعنی هرکاری تا فقط یادم بره چون واقعا کسی نمیتونه درک کنه که چه حسی داره که هر شب ، یعنی به معنای واقعی هر شبی که من میخوابم خوابشو میبینم و احساس می‌کنم دیگه نمیتونم باهاش زندگی کنم چون واقعا باعث میشه انقدری بهش فکر کنم و از خودم متنفر باشم که ندونم دیگه باید چیکار کنم.