Youth(CHECK NOTES)
الذهاب إلى القناة على Telegram
275
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
+1430 أيام
أرشيف المشاركات
وای نمیدونید این پارت رو چقدر دوست دارم خیلی خوشحالم رسیدیم اینجا الان کلی میتونم یپ یپ کنم
دستش، لرزون توی جیب ژاکتش دنبال تلفنش گشت، لکه ای از خون روی صفحه ی گوشی بود. نمیدونست چطور خون اونجا افتاده و نمیدونست اون خون برای خودشه یا نه
عشقم چی؟
خودش رو صاف کرد، کف دستش به خاک مرطوب خورد و نفسش توی هوای سرد حبس شد. به اطراف که نگاه کرد، نمیدونست کجاست و بدتر از اون نمیدونست کیه.
احساس کردم توی مه گیر کردم وای بچمحیحیدیحدق
اسمی روی نوک زبونش بود، اما گیر کرده بود و لغزنده و همچنان خیلی مبهم بود و به یاداوردنش سخت به نظر میرسیدوایسا بومگیو داره کلا فراموش میکنه؟؟؟؟؟؟؟
پلک زد، سرش سنگین بود و قلبش به قدری تند میزد که میتونست پژواکش رو در جمجمه اش بشنوه.اینکه صدای تپش قلب خودتو بشنوی جدی ترسناک و آزار دهنده س
