ar
Feedback
وَرطه

وَرطه

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 027
المشتركون
-124 ساعات
+57 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
شاکی پرونده: یه گروه حامی حقوق حیوانات.
شاکی پرونده: یه گروه حامی حقوق حیوانات.

پدل تُ چه سرطانیه دیگه؟! چکار می‌کنید با نگارش فارسی؟! :)))
پدل تُ چه سرطانیه دیگه؟! چکار می‌کنید با نگارش فارسی؟! :)))

«انسان نمی‌تواند نسبت به رنج دیگران بی‌تفاوت بماند، مگر آنکه قسمتی از انسانیت خود را از دست داده باشد.»

By spouons.
By spouons.

«باید حرف بزنی؛ وگرنه سرت تبدیل به گورستان می‌شود.»

photo content

احترامی که از ترس بیاد ترحم‌برانگیزه. همیشه گوشه‌ی ذهنم مواظب این هستم که چنین بلایی سرم نیاد.

Mehdi-Yarrahi-Akharin-Asir-128.mp33.51 MB

«تروماى من اين بود كه بايد از خودم در مقابل كسانى دفاع مى‌كردم كه قرار بود از من مراقبت كنند.»

جالبه که نشر چشمه یکی از بانفوذترین و پولدارترین نشرهای کشوره. درواقع فراتر از نشره و یه جورایی بنگاه اقتصادی محسوب می‌شه که خیلی بیشتر از یه ناشر ساده درآمد داره. این‌که برای گرفتن مجوز یه کتاب از نویسنده‌ش بهانه‌ی مالی آوردن یه جوک مسخره و احمقانه‌ست واسه افرادی که این نشر رو نمی‌شناسن و نمی‌دونن با چی طرفن.

photo content

«یادم باشد تو اهل جار و جنجال نیستی. در سکوت رنج می‌کشی و از آن‌جا که بسیار نجیبانه رنج می‌کشی، حتماً تحملش خیلی سخت‌تر از رنجِ من است.»

گزارش تحقیقی رویترز صرفا یک متن ژورنالیستی نیست؛ بلکه تیر خلاص بر پیکر پروپاگاندا و توهم رسانه ای چند ده ساله ای است که سعی داشت از یک موج سوار منفعل، یک «رهبر» بسازد. اگر این کارنامه چهل و چند ساله را با مفاهیم جامعه شناسی سیاسی و اقتصاد سیاسی کالبدشکافی کنیم، عیار واقعی این شیادی سیاسی کاملا بیرون میزند. یک. فقر مطلق سازمانی و دلالی روی استیصال: رهبری یک امر ساختاری و تشکیلاتی است، نه یک ارثیه ژنتیکی. گزارش رویترز به وضوح نشان میدهد کسی که حتی توان مدیریت و حفظ یک ائتلاف چند نفره و نمایشی را ندارد و با اولین بحران، بدون هیچ پاسخگویی شانه خالی میکند، اساسا فاقد شعور سیاسی برای هدایت یک گذار دموکراتیک است. استراتژی او در تمام این سالها، اتکا به یک «پوپولیسم مبتذل» بوده است؛ به این شکل که در اوج سرکوب، روی خون توده های اتمیزه و بی دفاع سوار میشود، چند بیانیه خنثی صادر میکند و به محض نیاز به پرداخت هزینه، به ویلاهای امن خود عقب نشینی میکند. این رفتار، کنشگری نیست؛ این موج سواری پاره وقت روی استیصال جامعه است. دو. ابتذال کلمه فداکاری و انگل واری اقتصادی: وقیحانه ترین بخش این سناریو، فروش مفهوم «فداکاری» به مردمی است که زیر چرخ دنده های فقر و گلوله له شده اند. در تاریخ مبارزات سیاسی، فداکاری یعنی گذشتن از جان، امنیت و منافع شخصی. کسی که در تمام عمرش حتی یک روز کار تولیدی نکرده، همواره از رانت ثروت های غارت شده ارتزاق کرده و از داخل استخرهای واشنگتن نسخه مقاومت میپیچد، دقیقا چه چیزی را فدا کرده است؟ انتظار برای نشستن روی تخت قدرت، آن هم در شرایطی که بقیه باید در خیابان کشته شوند تا جاده برای او صاف شود، فداکاری نیست؛ یک سرمایه گذاری بدون ریسک و یک کلاهبرداری عاطفی برای تخدیر افکار عمومی است. سه. بازتولید فاجعه ۵۷ و توهم اتوریته کاریزماتیک: اگر این مدل رفتاری را ساختارشکنی کنیم، شباهت وحشتناکی با عملکرد خمینی در سال پنجاه و هفت دارد. هر دو بر پایه سوءاستفاده از ناهماهنگی شناختی جامعه و غیاب احزاب قدرتمند بنا شده اند. خمینی در نوفل لوشاتو نشست، از دادن برنامه شفاف طفره رفت، وعده های مبهم داد و با تکیه بر یک «اتوریته کاریزماتیک» پلاستیکی، قدرت را قبضه کرد. رضا پهلوی هم امروز دقیقا همان نقشه راه را کپی کرده است. او از هرگونه تحزب، سازماندهی و شفافیت دموکراتیک وحشت دارد و صرفا منتظر است جامعه از سر ناچاری، به او چک سفید امضا بدهد. ازادی یک ساختار است، نه یک اتفاق هیجانی و نه هدیه ای از طرف ناجیان توهمی. ما این همه هزینه خونین نمیدهیم که فاشیسم مذهبی را با یک استبداد فردی، مرکزگرا و تاریخی تاخت بزنیم. دموکراسی پایدار تنها با تمرکززدایی قدرت، به رسمیت شناختن حقوق برابر تمام ملیت ها و ایجاد احزاب دموکراتیک به دست می اید، نه با بازگشت به سیستم ارباب رعیتی و تقدیس شیادانی که سیاست را فقط در اوقات فراغتشان بازی میکنند. *سام سهرابیان

مصاحبه‌ رضا پهلوی با رویترز هشداری است به آن‌هایی که دل در‌گروی او دارند که دوران رویابافی به پایان رسیده. چرا؟ فقط چند نمونه: چون از واقعیت فرار کرد. می‌گوید به صورت رایگان برای چهار دهه در راه کشور فداکاری کرده. در این چهاردهه کدام نهاد و سازمانی که پایه و اساسی دموکراتیک داشته باشد از خود به جای گذاشته؟ کدام فعالیت او زندگی حتی یک گروه کوچک از ایرانیان را متحول کرده؟ آیا از میلیون‌ها دلار ثروت خودش و میلیون‌ها دلاری که دریافت کرده یک سنت برای ایرانیان آواره یا پناهنده یا محتاج هزینه کرده؟ معنای فداکاری چیست؟ پرمدعا بودن و کار نکردن و زندگی با پول دیگران؟ چون در خوش‌بینانه‌ترین حالت، ساده‌لوح است. مدعی شده بود با اعضای سپاه و بسیج در تماس است. حالا می‌گوید از بعضی که خود را سپاهی و بسیجی معرفی کرده بودند، در شبکه‌های اجتماعی پیام مستقیم دریافت کرده بوده. ۲. چون دوپهلو سخن گفت، می‌گوید اولین باری که خواهان حمله نظامی به ایران شد پس از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی ماه بود. اما ۷ ماه پیش از آن در جریان جنگ ۱۲ روزه از حملات اسراییل برای تضعیف حکومت استقبال و بعد هم از حملات آمریکا و اسراییل حمایت کرد. چون بی‌کفایتی‌اش را دوباره ثابت کرد. از میان این همه ایرانیان فرهیخته در جهان چرا باید مشاورانی انتخاب کند که مجبورشان کند دیسیپلین داشته باشند و برخلاف میل باطنی‌شان سخن بگویند؟ این حق مردم نیست که بدانند باورها و اعتقادهای مشاوران او چه‌هاست؟ اگر قاسمی‌‌نژاد می گوید آن‌هایی که به هر دلیلی شاهزاده را تضعیف می‌کنند، عامل دشمن هستند، خب بگذارید بگوید تا مردم بدانند در‌ دوران گذار اگر انتقادی به رهبر خیزش داشتند، با چه جنس انسان‌هایی سر و کار خواهند داشت؟ یا چرا اعتمادی، مشاور اول او، خود را سانسور کند و نتواند خبرنگاران منتقد شاهزاده را تروریست خبرنگار بخواند؟ چون صادق نیست، می‌گوید به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید چون نمی‌توانم با نمایندگی کردن یکی از گزینه‌های رفراندم مردم را متحد کنم. مگر در دفترچه گذار نیامده که سلطنت یکی از گزینه‌های رفراندم است؟ اگر رای بیاورد، آیا او از مردم خواهد خواست که از یک خانواد‌ه‌ای به غیر از خانواده پهلوی برای سلطنت دعوت کنند؟ یا سلطنت در دست خانواده پهلوی باقی می‌ماند؟ در آن‌صورت این ادعای او ریاکارانه نیست؟ آن‌هم رفراندومی که از اول تا آخرش در دست او و نهادهای منتصب او برگزار می‌شود نه نهادهای مستقل. چون متوهم است. می‌گوید طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون را زیر چتر خود آورده از مارکسیست‌ها و‌فدائیان سابق تا اعضای پیشین مجاهدین خلق و نمی‌داند چقدر بیشتر از این می‌تواند این چتر را گسترش دهد. اجازه بدهید بگویم چگونه. نه با آن‌هایی که در‌گذشته و سابق و پیشین چه بوده‌اند بلکه با آن‌هایی که امروز چه هستند از چپ تا راست از کرد و ترک تا بلوچ و عرب و از کسب رای منتقدان تا جلب اعتماد مخالفان. گردآوردن پابوسان درگاه، نامش چتر نیست، چتربازی است. باید اعتراف کرد که به‌رغم همه این هشدارها از من و دیگران، هواداران رضا پهلوی مدت‌هاست که بار خود را بسته‌اند و گوش را گرفته‌اند، غافل از این‌که روزی با حسرت خواهند گفت که ای‌کاش ... * نادر سلطان‌پور

چقدر خوش نمی‌گذره.

‌ «به پست‌ترین غرایزمان فروکاسته شده‌ایم. به وحشی‌ترین و حیوانی‌ترین و غریزی‌ترین قسمت از وجود خود رسیده‌ایم. هر کاری از دستشان برمی‌آمده کرده‌اند تا ما را تهی کنند از هر آنچه ممکن است به فکرکردن و اندیشیدن وابداردمان.»

4_5771464013120543451.mp33.31 MB

عجیب است؛ قلب آدمی از درد هم تغذیه می‌کند. گاهی آن‌قدر به اندوه خو می‌گیرد که اگر روزی آرامش از راه برسد، با سوءظن به آن نگاه می‌کند؛ انگار خوشبختی دروغی ناشیانه باشد و رنج، تنها حقیقتی که می‌توان به آن اعتماد کرد.

‌ #بهترین_مترجم_ها لیست بهترین مترجم‌های مملکت به پیشنهاد من: محمد قاضی عبدالله کوثری سروش حبیبی علی اصغر حداد محمود حدادی آبتین گلکار محمد همتی مهدی سحابی مینو مشیری مهستی بحرینی زینب یونسی مرتضی کلانتریان حسن کامشاد ابوالحسن نجفی نجف دریابندری فرهاد غبرایی بهمن فرزانه فرزانه طاهری محمدعلی موحد منوچهر بدیعی رضا سیدحسینی سپیده حبیب محمدرضا پارسایار حشمت کامرانی عزت‌الله فولادوند پرویز شهدی قدرت‌الله ذاکری رضا رضایی علی اصغر رستگار مهری آهی محمود اعتمادزاده لیلی گلستان ابراهیم یونسی احد علیقلیان سپاس ریوندی خشایار دیهیمی بابک شهاب محمدرضا ترک تتاری داریوش آشوری احمد کسایی‌پور ابوالفضل الله‌دادی مزدک صدر کاوه میرعباسی مزدک بلوری مژده الفت اصغر نوری حسن شهباز افشین خاکباز میثم محمدامینی ناهید کاشی‌چی سروژ استپانیان رضا علیزاده میعاد بانکی قاسم صنعوی رضا سیدحسینی غلامحسین سالمی مصطفی رحیمی مصطفی مفیدی امیرمهدی حقیقت محمود گودرزی *دوست داشتید واسه بقیه هم بفرستید تا باهاشون آشنا بشن.

از دیشب چند نفر بهم گفتن چرا درمورد اعدام دوتا از جوون‌های اصفهانی که تو ماجرای دی دستگیر شدن چیزی نمی‌گی. متأسفانه خیلی‌ها ظرفیت شنیدن واقعیت رو ندارن؛ چون مثل زهر مار تلخه. همه‌ی ما طی این سال‌ها با خوی بی‌رحم و وحشی ج.ا آشنا شدیم و می‌دونیم این سیستم برای بقای خودش از انجام هیچ کاری ابا نداره. از سرکوب و کشتن مردم کف خیابون تا اعدام و حکم‌های سنگین حبس و شلاق. پس تکلیف آدم‌های آگاه و عاقل نسبت به مدل رفتاری ج.ا در برابر احساس خطر روشنه. پس وقتی چند نفر به انتخاب و اختیار خودشون و با تحریک و تشویق پهلوی و دارودسته‌ی رسانه‌ای و عملیاتیش می‌ریزن تو خیابون و به نیت تصرف و نابودی به سمت مراکز مهم نظامی و امنیتی حمله‌ می‌کنن و مأمور امنیتی و نظامی همون ج.ا که درموردش حرف زدیم رو وسط خیابون به بدترین شکل ممکن می‌کُشن و آتیش می‌زنن، طبیعتاً عقلشون می‌کشه که بابت این کار قرار نیست با گل و شیرینی از سمت ج.ا مورد استقبال قرار بگیرن. تکلیف ج.ا که کاملاً روشنه، شما پلیس مدرن‌ترین و آزادترین کشورهای جهان رو هم بکشی و آتیش بزنی می‌کُشنت. اینا که واسه کارهای ساده‌تر از این هم آدم می‌کُشن. پس اتفاق عجیب و غریبی رخ نداده که سوپرایز شده باشیم. متأسفانه در رابطه با این سیستم تا بوده همین بوده، هست و خواهد بود. آدم‌ها باید عاقل باشن و با دنده‌ی امثال پهلوی تو دهن هیولایی به اسم ج.ا نرن که تهش ازشون به عنوان تلفات راه آزادی یاد بشه. متأسفم. ولی تمام کشته‌شده‌های دی قربانی جنگ قدرت ج.ا و پهلوی شدن. واقعیتش جون مردم برای هيچکدام از این دو گروه اهمیتی نداره. تا وقتی مردم نفهمن که برای رسیدن به آزادی و حقشون نباید بازيچه‌ی این دو گروه بشن، به بدترین شکل ممکن قربانی خواهند شد.