سرزمین سبزی پاک کردن
قناة بسيطة
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
956
المشتركون
-1124 ساعات
-827 أيام
-44730 أيام
أرشيف المشاركات
سلام خواستم منم یکی از دراماهایی که داشتم رو براتون تعریف کنم که به ۳یا ۴ سال پیشه
الان ۱۷ سالمه ولی اون دوران ۱۴ سالم بود
آقا من با یکی از بچگی باهام رفیق بودیم توی تبریز بچه همسایمون بود بعد این دختره خیلی خانواده سختگیری داشت از اینا که از بیرن خانواده اوپین مانندی بودی ولی داخل خونه خیلی سختگیر که نباید این کارارو کنی بیانید بری بیرون و فلان
آقا منم خانوادمم که کمتر از اینا نیست که
ولی خب به اندازه اینا هم نبودمامان این چون منو میشناخت میزاشت ما باهام بریم بیرون موقعی که من میرفتم تبریزآقا این دختره اوایل خیلی اوکی بود ولی بعدش شروع کرد از سواستفاده از اعتماد خانوادش و با انواع اقصام پسرا بیرون رفتن دیت گذاشتن حتی میرفت خونه ی پسرابعد به من میگفت که آره تو بیا هر وقت مامانت بهت زنگ زد بگو که پیشتر و اینامنم واقعا مامانش هر از گاهی بهم زنگ میزد ولی من میگفتم رفته آب بخره و اینا بعد به خود دختره میگفتن خودت به مامانت زنگ بزن بگو که مثلا فلان جاییم و ...
آقا من از کجا بدونم این میرفته دیت مامان این میاد گوشی این دهتررو چک میکنه ماهم اون موقع فقط چند سالمونه ؟ آفرین ۱۴تاکید میکنم ۱۴۴۴۴۴۴۴۴۴۴مامانش میاد تلگرام دختترو چک میکنه میبینه که با کلی پسر حرف میزنه و اینا
بعد دختره چی بگه خوبه ؟ گفته همه اینا اکس های قبلی نعنان ( من) 😐🫤( ده آخه کونی)آقا مامان اینم زنگ بزنه مامان منننننو به مامانم بگه دختر تو خرابهههههههو مامانم بپرسه قضیه چیهزنه هم بگه و فلانمامان منم برگرده میگه که تو اول برو چت های دخترتون با پسرا بخون بعد بیا بگو اکس های دختر منامیتونم بگم تنها چیزی که اون تایم نجاتم داد این بود که من تازه تلگرام وصل کرده بودم. و مامانم چون به فضای مجازی اعتمادی نداشت روی گوشی مامانم بود اکانتم که مامانم هر از گاهی چک میکردو چون مامانم گوشیمو چک میکرد و میدوست اصلا همچنین آدمی نیستم. ید به کل خانواده اونا و سند و دلیل و مدرک هرچی چت داشتم با دختررو برد گذاشت جلوی مانات دختره ( دختره چتاشو بامن پاک کرده بود )
مامان دختره هم میبینه که من کلا چتام با دختره درمورد اینکه من هی دارم اینو قانع میکنم که توی این سن و سال این کارا خوب نیست و ....یاد اون دوران میخواست بره خونه دوستپسر ش و من تمام تلاشمو کردم که نزارم بره ولی خب رفت ..من خب مامانه اینارو دیدم و تف کرد توی صورت دخترشآقا گذشت یکی دوهفته گذشت این دختره بهن پیام داد اون تایم که من به خاطر کارای مامانم معذرت میخوام میدونم عصبی هستی او اینا وبعد برگشت گفت که میخوام بهت یه چی بگم چون تو تنها. کسی هستی که بهش اعتماد دارم او اینامنم درجواب گفتم چیشده برگشت بهم گفت یه کمکت نیاز دارم من حاملم....و من اینجوری بودم که جانممممممم.؟؟؟؟؟آره خلاصه عاقبت سواستفاده بعد به من گفت که چیکار کنممنم گفتم کاری از دستم برنمیاد برو به خانوادت بگو شاید اونا یه فکری به حالت کرد بعد زدم بلاکش کردم اون تایم الان ۴ ساله ازش خبر ندارم...
برادر بزرگم تازه فوت کرده بود
قهوه خونه بودم
چندتا از این پسر آدیداسیا اومدن هی تیکه مینداختن
گفتم مشکلیه بگو
گفت چی میگی کیرم تو مرده زندنت
منم درگیر شدم باهاشون
با چاقو خیلی زدنم ولی منم اونی که فحش دادو زدم صورتش باز شد
این چند وقت حالم خیلی خوب نیست و سرم شلوغه ببخشید ولی یادم نرفته اینجا و صرفا انرژی ندارم و نمیخوام با شما هم بدون انرژی حرف بزنم🌟
