𝐄𝐧ʜᴀᴠᴇɴ| پاکسازی❗️
الذهاب إلى القناة على Telegram
𝘪 𝘭𝘰𝘴𝘵 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨... 𝘣𝘦𝘤𝘢𝘮𝘦 𝘢𝘯 𝘶𝘯𝘥𝘦𝘢𝘥 𝘮𝘰𝘯𝘴𝘵𝘦𝘳... 𝘣𝘶𝘵 𝘯𝘰𝘸... 𝘪 𝘬𝘯𝘰𝘸 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘵𝘰 𝘥𝘰 ! — 𝙁𝘼𝙏𝙀 ᴀɴᴏɴ: @havenchat7bot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
223
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
-2430 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
درود فرشته های زیبا؛
این پیام رو فور کنید به چنلتون و شیپ مورد علاقه تون رو بگین.. من با وایبی که از چنل شما می گیرم، مودبرد درست میکنم و به همراه یک آهنگ بهتون تقدیم می کنم.
حتما جوین باشید فرشته ها
Limit: تا وقتی خط بخوره
Repost from Fᥲtᥲᥣ Tr᥆ᥙᑲᥣᥱ
❕️پاکسازی
لطفا اگه اینجارو چک و پروموت میکنید این پیام رو فور کنید تا توی فولدرم قرارتون بدم. توی چنلای جدید هم جوین میشم.
24 h
Repost from rose in ruins
این پست+این پیام رو فوروارد کنین
بین چنل ها رندوم به پنج تا استارز میدم.
12 h
Repost from 𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌➢
+4
با صدای چند تقه به در از فکر بیرون اومد. "بیا تو" سونگ به سمت سوکجین رفت و تعظیم کوتاهی کرد. "قربان پسر جناب لی رو آوردیم" "بیار پیشم" "چشم قربان" تعظیمی کرد و از در خارج شد. بعد از چند دقیقه سونگ برای بار دوم به در ضربه زد. "بیا تو" در باز شد و جین پسر مظلومی که داخل خودش جمع شده بود رو دید. "ما رو تنها بزار" سونگ با تعظیمی آن دو پسر رو تنها گذاشت. "سرتو بالا بگیر" جین با ندیدن واکنشی از جانب پسر عصبی شد. "خوشم نمیاد دو بار حرفمو بزنم" هیسونگ از تن صدای بلندی چشماشو بست و آروم سرشو بالا گرفت. "منو میشناسی" "خ..یر ق..ربان" "من دوست پدرت بودم،کسی که پدرت تمام پول و اموالشو برای خودش کرد و با اموال من بهترین زندگی رو داره" بلافاصله بعد صحبتش پوزخندی زد. "میدونی چرا اینجایی" "ن..نه" "برای انتقام از پدرت" "خواهش میکنم قربان،من بی گناهم،لطفا باهام کاری نداشته باشین" جین با احساس دلسوزی، بادیگارد مو قهوه ای رو صدا کرد. با ورود بادیگارد دستور بردن پسر رو داد. " قربان خواهش میکنم منو نبرید" با رفتن پسر هوفی کشید و به فکر فرو رفت. "سوکجین نباید بهش رحم کنی،تو این همه سال نقشه نکشیدی که عقب بکشی"𝑆𝑒𝑜𝑘ℎ𝑒𝑒𓍯
Repost from 𝖮𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾 𝖥𝗅𝗈𝗐𝖾𝗋⁷
𝙏𝙝𝙚 𝙥𝙧𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙠𝙞𝙣𝙙𝙣𝙚𝙨𝙨 ♟️🥀
سونو یه بچه ناخواسته بود که تو پرورشگاه ولش کرده بودن تا اینکه یه روز، یه مرد به اسم پارک سونگهون پیداش میکنه و میبرتش خونه.
برادر ناتنی ای که فقط سونو رو به چشم یه کار خیر میدید، نه از روی عشق و علاقه واقعی.
ᴛᴀɢꜱ : ᴀɴɢꜱᴛ , ᴀɢᴇ ɢᴀᴘ , ꜱᴛᴇᴘ-ʙʀᴏᴛʜᴇʀs ,smut …#the_price_of_kindness ———————————— @orangeflower
Repost from 𝖮𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾 𝖥𝗅𝗈𝗐𝖾𝗋⁷
Unfinished Love 💫
Chapter 6 : play matchmaker
Chapter 7 : The almost confession
Chapter 8 : Hidden longing
سونگهونی که تمام شب داشت یواشکی نگاهش میکرد.
سونگهونی که وقتی یکی از همکلاسیهای قدیمیشون یه کم زیادی به جیک نزدیک شده بود و به شوخی که کرده بود میخندید، فکش سفت شده بود.
ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊᴀᴋᴇʜᴏᴏɴ , ꜱᴜɴᴋɪ , ᴊᴀʏᴡᴏɴ
[ 𝗧𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗲𝗱 𝗳𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻 ]
ᴛᴀɢꜱ : ꜰʀɪᴇɴᴅꜱ ᴛᴏ ʟᴏᴠᴇʀꜱ , ᴀɴɢꜱᴛ , ꜱʟᴏᴡ ʙᴜʀɴ , …_____________________________________ #fiction #unfinished_love @orangeflower
