ar
Feedback
Matt.

Matt.

الذهاب إلى القناة على Telegram

If you can't understand my silence , don't ask for my words. The loudest parts of me have never made a sound 🦌 . @OldRaccbot INFJ — 🏳️‍⚧️

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
443
المشتركون
-224 ساعات
-137 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
میتونم بخونم؟

واو چه ایده ای

https://t.me/Midnightinparisss/111 امروز راجب دوریان گری که نوشتم ،افکار بیشتری دارن دنبالم میکنن در خصوص تغییرات و زندگی😭

به طور کلی باید اره تازه این ترم انتقالی گرفتم که بیام ساری ترم های پیش رو مشهد خوندم

https://t.me/MatinGraySoul/6223 سلام شبت بخیر یعنی ساری درس میخونی؟

یک سخن از یک عزیزِ بسیار بزرگسال که هر کسی درکش نمیکنه

ترم ۷ هستم مدرسه واقعا از هیچی بهتر نیست...

منم‌یادمه وقتی کلاس شیشم‌ بودم با دختر عمم داشتیم صحبت میکردیم که دیگه چیزی نمونده تا مدرسه رو تموم کنیم فقط چند سال دیگه و بعد دانشگاه تصورم از خودم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی متفاوت تر از چیزیه که امروز هستم

ساعت ها میشه راجبش نوشت

اگه بهتون بگم همه همینطوری هستیم ، باورتون میشه؟ بچه ها خیالپردازن و زندگی واقع بینانه ~ بنظر من همین که تونستیم ادامه بدیم و زندگی کنیم لحظاتمونو کافیه

و میدونی مت عزیز من دقیقا یادمه وقتی نه سالم بود،تولد ده سالگیم در حال اسمان و ریسمان بافتن که نه حقیقت نداره که من در حدی بزرگ شدم که سنم دو رقمی بشه.و اینکه امسال قراره ۱۷ سالم بشه..تنم رو به لرزه میندازه.۱۶ سالگی خیلی عجیب داره میگذره.و من توقع بیشتری از خودمِ ۱۶ ساله داشتم.جالبه تو کتابا و سریالای بچگیمم همیشه ۱۶ سالگی اون سن جالب انگیزی بود که یهو تغییرات نمود پیدا میکردن تو زندگی کرکترا.اه،امان از زندگی و سرعت جاری بودنش.

بله، واحد مشهد-ساری نه دانشگاه واسمون نریدن بزرگترین جمله ی اسپویلر قرن بود

راستی ببخشید شما دانشگاه آزاد درس میخونی؟

اتفاقا امروز دانشگاه بودم و همش اینجوری بودم که اینجا دیگه چه جهنمیه قرار بود بهتر باشه نه بدتر تر

sticker.webp0.09 KB

دلخوشی های ما ایرانی ها گاهی چقدر کوچیک میشه، کاش دلمون اینقدر بزرگ نمیشد به چیزای بهتری قانع میشدیم خیلی خوشحالم که احساس خوبی داری ، منم همینطور منم از تابستونم راضی بودم امیدوارم پاییز برات بهترین باشه

راسیاتش حس های متفاوتی دارم... ولی بیشتر خوشحالم از اینکه تونستم بخشی از کارایی که می خواستم رو تو تابستون انجام دادم... و همینطور که داداشم قراره بره مدرسه و دیگه تا بعدازظهر نمی بینمش... یا مثلا اگه قرار باشه باز برقا بره دیگه قرار نیست سوخاری بشم

بیاین اینطوری بهس‌نگاه کنیم که از‌ گرمای طاقت فرای تابستون راحت شدیم

احساس تهوع میکنم.احساس تعلیق.احساس جا موندن.ولی درود بر پاییز.

امیدوارم حال مادرت هر چه زودتر خوب بشه، باید به خودت افتخار کنی که اینقدر براش تلاش میکنی اون خیلی خوشبخته که شخصی مثل تورو داره. منم ارزو دارم مامانت هر‌چه زودتر خوب بشه..💙🫵🏼