『آوای دریا』
الذهاب إلى القناة على Telegram
3 006
المشتركون
+8924 ساعات
+1007 أيام
+73330 أيام
أرشيف المشاركات
3 004
عاشقت بودم ولی ناجور سوزاندی مرا نقره داغش میکنم دل را اگر یادت کندمن یکبار تو را جوری باور کردم که انگار آخرین تکیهگاه دنیایی؛ اما درست همانجا، وسط تمام اطمینانم فرو ریختی. از آن روز به بعد، هر وقت دلم بیهوا سمتت میرود با خودم سخت میشوم؛ نه از سر غرور، از سر درسی که دیر یاد گرفتم. باید به این دل بفهمانم که بعضی آدمها را حتی در فکر هم نباید نگه داشت. هر بار که یادت از جایی سر میرسد، انگار دوباره از همان نقطهای میشکنم که یکبار شکسته بودم. برای همین دیگر نمیگذارم دلم به گذشته برگردد، حتی اگر هنوز گاهی بیاجازه هوایت را بکند. با این همه، یک حقیقت را نمیشود انکار کرد؛ وقتی کسی یکبار عمیق در دل آدم ریشه بدواند، دیگر حذف نمیشود. فقط یاد میگیری با نبودنش کنار بیایی و دردش را بیصدا با خودت حمل کنی. _A @Avay_eDaryaa
3 004
برای هر کسی، یه اسم توی زندگیش هست که تا ابد هر جایی اونو بشنوه، ناخودآگاه برمیگرده به همون سمت! یا از روی ذوق یا از روی حسرت یا از روی نفرت!
📚 کافکا در کرانه
