𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
الذهاب إلى القناة على Telegram
"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود." صندوقِ دریافتیِ نظراتِشما: @teexiobot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
222
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
221
https://t.me/teexioxo/7050
وای خدایا 😭😭😭😭😭😭
پارت جدید هم کیوت بود هم تلخ هم هیجان انگیز 🫠🫠
— «یااا... بد بود؟ اگه کسی این جمله رو به من میگفت، قلبم همونجا ذوب میشد و میریخت رو زمین!»
اینو دقیقا باهات موافقم لی هیسونگ میدونی دقیقا همین بلا الان سر قلبم اومد 🫠😩
وای اون خاطره ی شیش ژوئن خیلی خیلی خیلی خفن بود موقع خوندن اون چندتا خط قلبم تند میزد. چقدر خوشحالم که سونگهون اون روزو یادآوری کرد. و شرط میبندم هیسونگم یادش بود فقط میخواست از زبون هون بشنوه😭😭😭😭😭
پسرای قشنگم😭😭🥺🥺
خیلی ممنونم بابت این پارت قشنگ خسته نباشی عشقم💋🫶🏻
221
https://t.me/teexioxo/7050
راستش ...یه چیزی رو از اول خوندن فصل دوم حس میکنم اینکه خیلی احساس واقعی بودن دارن جملات و حالت ها مثلا وقتی راجب خجالت کشیدن کارکتر مینویسی واقعا خیلی واقعی میشه تصورش کرد .انگار دارم به فیلم رو نگاه میکنم ...
221
Repost from 「 Fanfic Tweet 」| فیکشن توییت
﹙#fun﹚
نویسنده: یه پارت کوتاه و آروم براتون گذاشتم.
پارت کوتاه و آروم نویسنده که شاملِ: یه جدایی، دوتا سوءتفاهم، سهتا حمله عصبی، چهارتا راز خانوادگی
و در خط آخر هنوز هم چیزای سنگینتری هست که قراره تو چپترای بعد مشاهده بشه. 👀
╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ
221
https://t.me/teexioxo/7038
بیا گریه کنیم
من هنوز مثل روز اول قلبم میگیره
من هنوز مثل روز اول باورم نمیشه
من هنوز مثل روز اول شوکه ام
من هنوز مثل روز اول نگرانم
من هنوز مثل روز اول غم و ترس توی مغز و قلبمه
من هنوز مثل روز اول کنار نیومدم
من هنوز نمیتونم از خوب بودن حال هیسونگ مطمعن باشم
من هنوز نمیتونم نترسم که هیسونگ چیزیش بشه
من هنوز نمیتونم باور کنم هیسونگ قرص نمیخوره
من هنوز نمیتونم باور کنم چجوری پسری که تو بچگی دوستاش جلوی چشمش میمردن و ترس از دادن و رهاشدگی داره و حتی اینکه الانم چندبار از فنا پرسیده قول میدید همیشه دوستم داشته باشید؟ همیشه پیشم باشید؟
چجوری این ادم که از تک تک حرفاش بوی ترس از رها شدن میاد حالش الان خوبه؟ چطور کنار اومده تک و تنها ؟
