𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
الذهاب إلى القناة على Telegram
"یه وَقتی ستونای قَلبَم رو چِشای سیاهِت بَنا شده بود." صندوقِ دریافتیِ نظراتِشما: @teexiobot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
222
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
222
مثلِ سوختن تک تک پروانه هایی که یه روزی زنده بودن میمونه. پروانه ها نفس نمیکشن و تموم شدن، ولی آتیش اونقدر بی رحمانه و وحشتناک اونارو میسوزونه که باورت نمیشه مُردن و زنده نیستن
222
https://t.me/teexioxo/7067
د ق ی ق ا همینطوره.
از طرفی همش فکر میکنم نویسنده خودش اینارو تجربه کرده؟ اگه نکرده چطور ممکنه انقدر با جزییات احساسات رو لحظه به لحظه منتقل کنه که منی که عشقی تجربه نکردم نفسم حبس میشه، سر انگشتام نیز میکشه و غمو دریافت میکنم؟
