صُراحی
الذهاب إلى القناة على Telegram
"که همچو چشم صُراحی زمانه خونریز است" 🍃🤍 شعر، متن ادبی، موسیقی و کمی حال خوش ...
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
533
المشتركون
-224 ساعات
+117 أيام
+7430 أيام
أرشيف المشاركات
530
میدانم هیچچیز مثل اندوه، روح را تصفیه نمیکند و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد؛
اما میداندادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم؛
چرا که غم حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر.
هرقدر که به غم میدان بدهی، میدان میطلبد، و باز هم بیشتر و بیشتر...
هرقدر در برابرش کوتاه بیایی، قد میکشد، سلطه میطلبد، و له میکند!
غم، هرگز عقب نمینشیند، مگر آنکه به عقب برانیاش؛ نمیگریزد، مگر آنکه بگریزانیاش، آرام نمیگیرد، مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی!
نادر ابراهیمی
530
قطع امید کردی؟!
صبح پا شدی نگاه کردی؟به آسمون نگاه کردی؟
دم صبح طلوع آفتابو نمیخوای ببینی؟
سرخ و زرد آفتاب رو موقع غروب،دیگه نمیخوای ببینی؟
ماهو دیدی؟نمیخوای ستارهها رو ببینی؟ شب مهتاب،اون قرص کامل ماه،دیگه نمیخوای ببینی؟
چشماتو میخوای ببندی؟
از مزهی یه گیلاس،میخوای بگذری؟
نگذر!
من رفیقتم میگم نگذر ...🍒
عباس کيارستمى
530
به حرمتِ نان نمکی که با هم خوردیم
نان را تو ببر،
که راهت بلند است و طاقتت کوتاه
نمک را بگذار برای من!
میخواهم این زخم تا همیشه تازه بماند...!
شمس لنگرودی
530
چايت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو مشتى كاه مى ماند براى بادها ...
نیما یوشیج
530
گر ز مسیح پرسدت،
مُرده چهگونه زنده کرد؟
بوسه بده به پیشِ او
بر لبِ ما که اینچُنین...!
مولانا
530
ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﻭه ﺍﺯ ﺩﻝ ﺑﺮﮔﯿﺮﯼ
ﻭ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﺒﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﻭه ﺑﻪ ﺩﻟﯽ ﻧﻬﯽ،
ﻭ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﻓﺎﺭﻍ ﮐﻨﯽ
ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﺒﺎﺵ ﮐﻪ ﻓﺎﺭﻍ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﻨﯽ
ابوالحسن خرقانی
530
عزیزا کاسهی چشمم سرایت
میان هردو چشمم جای پایت
از آن ترسم که غافل پا نهی تو
نشنید خار مژگانم بپایت
باباطاهر عریان
530
جراحتِ سخن هرگز علاج پذیر نباشد
و هر تیر که از گشاد زبان، به دل رسد
برآوردن آن امکان نیاید
و درد آن ابدالدهر باقی بماند.
📚کلیله و دمنه
530
وَ خیلی نزدیکی
سایه اَت ، سایه اَت
همه جا هست
کنارِ موسیقی وُ باران وُ
جاده وُ نور وُ کلمه
بیژن الهی
