مـلـجـأ؛
الذهاب إلى القناة على Telegram
من و این صبر ؟ بنازم جگر حوصله ام را...
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
513
المشتركون
+3224 ساعات
+147 أيام
+5130 أيام
أرشيف المشاركات
525
تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد
سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست
به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد
دیوان حافظ
525
من مدتیست دیگر شبیه خودم نیستم؛
انگار چیزی درونم بیصدا خاموش شده و من فقط دارم روزها را به دوش میکشم.
نه دلم میخواهد کسی نجاتم بدهد، نه میتوانم به چیزی فکر کنم،
نه چیزی را احساس کنم،
نه میخواهم جایی بروم،
نه معاشرتی داشته باشم و نه حتی حوصلهی توضیح دادنِ این همه درد را دارم.
525
متاسفانه تمامیِ شعر ها #بدونمخاطب هست
انشاءالله یه روز به #مخاطبخاص تبدیل خواهد شد 🌚🤌🏻
525
- دیگه خستگیام با خوابیدن رفع نمیشه ؛ سردردام با مسکن آروم نمیشه ؛ عصبانیتم با قرص اعصاب رفع نمیشه ؛ استرسم با مشاوره رفتن حل نمیشه ؛ پیادهروی طولانی همهمهای که تو سرمه رو آروم نمیکنه ؛ قهوههای تلخِ اولِ صبح، دیگه حتی نمیتونه چشمهام رو به دیدنِ رنگهای واقعیِ دنیا عادت بده ؛ کتاب خوندن ، فیلم دیدن ، حتی غرق شدن توی کلماتِ کتابهای قدیمی ، هیچکدوم دیگه اون عمیقِ توی سینهم رو پر نمیکنه ؛ عینک هم بزنم ، بازم دنیا رو تار میبینم ؛ انگار یه غبارِ خاکستری و لعنتی کشیدن روی همهیِ اون چیزایی که قبلاً قشنگ بودن ؛ آرایش هم بکنم ، بازم صورتم اونقدر رنگپریدهست ؛ میخندم هم ، حالم خوب نمیشه ؛ گریه هم میکنم ، دلم خالی نمیشه . .
همهی اینا یه دوا داره ، دواش تویی تو باشی همه چی خوبه ، همه چی قشنگه همه چی آرومه : )
