کانون همخوانی شریف📖✨
الذهاب إلى القناة على Telegram
«یه روزی یه کتابی میاد که مسیر زندگیت رو تغییر میده!✨📖» اینجا پناهگاهی برای جانهاییست که در هیاهوی روزگار، به دنبال سکوتی برای خویشتناند. به امید گسترش فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی..🌱 گپ: @sutreading_gap
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
891
المشتركون
-224 ساعات
+67 أيام
+10730 أيام
أرشيف المشاركات
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند
#شبصدوپنجاهودوم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
🎬 جزیره شاتر (Shutter Island)
📖 بر اساس: رمان «جزیره شاتر» (Shutter Island) نوشته دنیس لهین (Dennis Lehane)
🎞 سال انتشار: ۲۰۱۰
🎭 ژانر: معمایی، روانشناختی، دلهرهآور، جنایی
🌍 کشور: آمریکا
⭐ امتیازها
IMDb: 8.2/10
خلاصه داستان
سال ۱۹۵۴، دو بازرس فدرال به یک تیمارستان روانی در جزیرهای دورافتاده فرستاده میشوند تا در مورد ناپدید شدن مرموز یک بیمار زندانی تحقیق کنند. با پیشروی تحقیقات، بازرس ارشد، تد دنیلز، بهتدریج درگیر توهمات و خاطرات سرکوبشدهای از گذشتهٔ خود میشود و مرز میان واقعیت و خیال برای او و بیننده کاملاً محو میگردد. پایانِ غافلگیرکنندهی داستان، همه چیز را زیر و رو میکند.
شباهت فیلم و رمان
فیلم اقتباسی بسیار وفادار به رمان پرفروش دنیس لهین محسوب میشود. فضای وهمآلود، تعلیق روانشناختی، پیچشهای داستانی غیرمنتظره و شخصیتپردازی عمیق شخصیت اصلی، همگی از کتاب به فیلم منتقل شدهاند. مارتین اسکورسیزی با حفظ جزئیات کلیدی داستان، توانسته است همان حس وحشت و سردرگمی حاکم بر رمان را بهخوبی روی پرده به تصویر بکشد.
📚 اگر عاشق تریلرهای روانشناختی با پایانی غیرقابلپیشبینی هستید، «جزیره شاتر» یکی از بهترین انتخابهاست.
#معرفی_فیلم
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
✍️@amiraliangooti
پیج اینستای کانون همخوان شریف رو هم دنبال کنید، اتفاقات جالبی در راه داریم...
https://www.instagram.com/sut_reading?utm_source=qr
از یه ایده شروع شد...
خیلی ساده بود، همه دانشگاها یه گروهی داشتن که دانشجو ها باهم کتاب میخوندن.
چرا ما نداشته باشیم؟!
گروهی برای باهم کتاب خوندن؛ همخوانی رو شروع کردیم...
کتاب انتخاب کردیم، بودجه تعیین کردیم، هرشب خوندیم و تیکه کتاب باهم به اشتراک گذاشتیم.
کم کم، فعالیتامونو بیشتر کردیم، تیممون گسترده تر شد. افراد جدید، ایده های جدید آوردن و اجراییشون کردن هرروز یه سریا میومدن میگفتن ما میخوایم این بخشو راه بندازیم میتونه خیلی ایده خوبی باشه، کم کم شعرهم خوندیمو مشاعره کردیم، پادکست درست کردیم و رویداد بزرگداشت آنلاین برگزار کردیم.
و خب خیلی خوششانس بودیم که اساتید خفنی داشتیمو از همون اول دکتر رحیمی و دکتر عرشاکمل به جمعمون پیوستند و با حمایت دکتر رحیمی، توی لینک vc ایشون،اولین رویدادمون یعنی بزرگداشت فردوسی برگزار شد.
دوران جنگ بود و همخوانی ذهنامون رو آروم میکرد و برای یه مدت کوتاهم شده وارد دنیای کتاب ها میشدیم.
کم کم نت وصل شد و اومدیم تلگرامو دوباره فعالیتامونو شروع کردیم، مخاطبای همیشگیمون، اونایی که به کتاب ارزش میدادن رو داشتیم و باهم ادامه دادیم.
کم کم با معاونت فرهنگی دانشگاهم اشنا شدیمو استاد منصوبی و حمایت هاشون دریچه ورودمون به یه مأموریت جدید شد!
نوشتن اساس نامه و ادیتش و ساختارمند کردن کارامون با حمایت ها و همراهی خانم خرواریز انجام شد و خوردیم به تعطیلی ۲۳ مرداد دانشگاه!
بعد از شروع مجدد فعالیت های دانشگاه اخرین ادیت های اساسنامه رو زدیم و فرستادیم برای بررسی توی جلسه شورای فرهنگی دانشگاه و در جلسه ۲۱شهریور، با ارائهٔ پرستو و نیما در حضور شورا و حمایت های خانم خرواریز و استاد منصوبی، بالاخره کانون همخوان شریف رو به عنوان کانونی که جاش توی دانشگاه خیلی خالی بود ثبت کردیم🔥
این کارو تیمی انجام دادیم، هممون باهم، و از همتون تشکر میکنم ، اساتیدی که حمایتمون کردن ، مخاطبایی که همراهمونن و تیم مدیریتی خفنمون.
دم همتون گرم.
۱۴۰۵/۰۶/۲۵
✍حسام، دبیر کانون همخوان شریف
با دلم پیکار کردی با دلت راه آمدم
سربلندم ، گر به پای عشق کوتاه آمدم
با خبر بودم غروب از خانه بیرون میزنی
آنقدر دلتنگ بودم از سحرگاه آمدم
خواستم از راهِ کج رفتن پشیمانت کنم
هر چه کردم برنگشتی با تو در چاه آمدم
بی تو از بس حس غربت بین مردم داشتم
گاه با خود فکر میکردم که از ماه آمدم
هیچکس پیدا نشد تنهاییام را کم کند
سوزنی هستم که در انباری از کاه آمدم
از سفر برگشتهام با ارمغان راه عشق
با هزار امید رفتم ، با هزار آه آمدم
#محسنحیدری
#شبصدوپنجاهویکم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
با دلم پیکار کردی با دلت راه آمدم
سربلندم ، گر به پای عشق کوتاه آمدم
با خبر بودم غروب از خانه بیرون میزنی
آنقدر دلتنگ بودم از سحرگاه آمدم
خواستم از راهِ کج رفتن پشیمانت کنم
هر چه کردم برنگشتی با تو در چاه آمدم
بی تو از بس حس غربت بین مردم داشتم
گاه با خود فکر میکردم که از ماه آمدم
هیچکس پیدا نشد تنهاییام را کم کند
سوزنی هستم که در انباری از کاه آمدم
از سفر برگشتهام با ارمغان راه عشق
با هزار امید رفتم ، با هزار آه آمدم
#محسنحیدری
#شبصدوپنجاهویکم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
Repost from معاونت فرهنگی و اجتماعی شریف
«تاسیس کانون همخوان»
#خبر: در جلسه شنبه ۲۱ شهریور شورای فرهنگی دانشگاه، اساسنامه کانون «همخوان» به تصویب رسید.
پیوستن کانون همخوان را به خانواده کانونهای فرهنگی و هنری دانشگاه صنعتی شریف تبریک میگوییم.
📖 از اهداف کانون «همخوان»، میتوان به تقویت هویت ایرانیاسلامی، توسعه مشارکت جمعی، ترویج مطالعه و کتابخوانی، گسترش حلقههای مطالعاتی، برگزاری رویدادهای فرهنگی، حمایت از استعدادهای دانشجویی، توسعه تعاملات میانرشتهای، شبکهسازی دانشجویان علاقهمند و توسعه همکاریهای فرهنگی اشاره کرد.
📚 فعالیتهای این کانون نیز در قالب نشستهای کتابمحور، نقد و گفتوگو، کارگاههای آموزشی، رویدادهای ایدهمحور و شناسایی و حمایت از استعداد دانشجویان دنبال میشود.
@sut_reading
@FarhangiSharif
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
که در دستت بجز ساغر نباشد
زمان خوشدلی دریاب و دُر یاب
که دایم در صدف گوهر نباشد
غنیمت دان و مِی خور در گلستان
که گل تا هفتهٔ دیگر نباشد
ایا پُرلعل کرده جامِ زرّین
ببخشا بر کسی کش زر نباشد
بیا ای شیخ و از خُمخانهٔ ما
شرابی خور که در کوثر نباشد
بشوی اوراق اگر همدرسِ مایی
که علم عشق در دفتر نباشد
ز من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حُسنش بستهٔ زیور نباشد
شرابی بیخمارم بخش یا رب
که با وی هیچ درد سر نباشد
من از جان بندهٔ سلطان اویسم
اگر چه یادش از چاکر نباشد
به تاج عالم آرایش که خورشید
چنین زیبندهٔ افسر نباشد
کسی گیرد خطا بر نظم حافظ
که هیچش لطف در گوهر نباشد
#حافظ
#شبصدوپنجاهام
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
Repost from کانون همخوانی شریف📖✨
📚✨ شبی برای همخوانی، گفتوگو و شنیدن قصههای ماندگار
این بار در «همخوانی شریف»، به استقبال استاد شهریار میرویم؛ شاعری که شعرهایش هنوز هم در تار و پود حافظه و فرهنگ ماست.
در این روز، دور هم جمع میشویم تا از این شاعر بزرگ شعر بخوانیم و زنده بودن واژه ها را در عصر کنونی لمس کنیم، با زندگی آمیخته با عشق و حسرت شهریار آشنا شویم و از او سخن بگوییم.
👥 با حضور دکتر سیدان و دکتر رحیمی
🗓 دوشنبه، ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۱۸:۰۰
🔗https://vc.sharif.edu/ch/cs2
🌿 در رویداد بزرگداشت شهریار منتظر حضور پرمهر شما همخوان های عزیز هستیم.
@sut_reading
@sutreading_gap
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
که در دستت بجز ساغر نباشد
زمان خوشدلی دریاب و دُر یاب
که دایم در صدف گوهر نباشد
غنیمت دان و مِی خور در گلستان
که گل تا هفتهٔ دیگر نباشد
ایا پُرلعل کرده جامِ زرّین
ببخشا بر کسی کش زر نباشد
بیا ای شیخ و از خُمخانهٔ ما
شرابی خور که در کوثر نباشد
بشوی اوراق اگر همدرسِ مایی
که علم عشق در دفتر نباشد
ز من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حُسنش بستهٔ زیور نباشد
شرابی بیخمارم بخش یا رب
که با وی هیچ درد سر نباشد
من از جان بندهٔ سلطان اویسم
اگر چه یادش از چاکر نباشد
به تاج عالم آرایش که خورشید
چنین زیبندهٔ افسر نباشد
کسی گیرد خطا بر نظم حافظ
که هیچش لطف در گوهر نباشد
#حافظ
#شبصدوچهلونهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
Repost from کانون همخوانی شریف📖✨
📚✨ شبی برای همخوانی، گفتوگو و شنیدن قصههای ماندگار
این بار در «همخوانی شریف»، به استقبال استاد شهریار میرویم؛ شاعری که شعرهایش هنوز هم در تار و پود حافظه و فرهنگ ماست.
در این روز، دور هم جمع میشویم تا از این شاعر بزرگ شعر بخوانیم و زنده بودن واژه ها را در عصر کنونی لمس کنیم، با زندگی آمیخته با عشق و حسرت شهریار آشنا شویم و از او سخن بگوییم.
👥 با حضور دکتر سیدان و دکتر رحیمی
🗓 دوشنبه، ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۱۸:۰۰
🔗https://vc.sharif.edu/ch/cs2
🌿 در رویداد بزرگداشت شهریار منتظر حضور پرمهر شما همخوان های عزیز هستیم.
@sut_reading
@sutreading_gap
🎥 عنوان فیلم : The sixth sense (1999)
🎭 ژانر: درام، رازآلود، هیجان انگیز
⭐️ IMDb : 8.2
🍅 Rotten tomatoes : 86
⏰مدت زمان : 107m
🌐 کشور : آمریکا
🎞 خلاصه : مالکوم کرپو ( با بازی بروس ویلیس) روان شناس کودک، در شبی که در یک مراسم جایزهای را دریافت کرده، یکی از بیماران سابقش که اکنون بسیار خشمگین است را ملاقات می کند. بعد از برخورد با او، مالکوم مداوای پسربچهای بنام کول را قبول می کند که دقیقا همان علائم بیمار سابقش را دارد. این پسربچه روح مردگان را می بیند. مالکوم وقت زیادی را با بیمار جدیدش می گذراند، بطوری که...
معرفی : The Sixth Sense یک اثر شناخته شده در ژانر وحشت و روان شناختی در دهه نود به شمار می رود . اما این فیلم جنس متفاوتی از ترس را به مخاطب ارائه می دهد ، اضطرابی و تردیدی که ناشی از فضای سنگین و مرموز فیلم است . فضاسازی داستان و بازی دو نقش اول ( مالکوم و کول ) را می توان از نقاط قوت اصلی فیلم به حساب آورد . نیمه اول داستان با سرعت نسبتاً آرام پیش می رود و این به دلیل این است که بیننده زمان کافی برای آشنایی با فضای داستان و شخصیت های آن و همچنین ایجاد تردید نسبت به روایت داستان را داشته باشد . وقتی داستان به پیچش اصلی خود می رسد متوجه می شویم که روایت واقعی در طول داستان توسط سازنده فیلم گفته شده و این بیننده است که زاویه دید اشتباهی را انتخاب کرده است . در نهایت فیلم با پایان تکان دهنده خود به مخاطب این حقیقت را یادآوری می کند که به هرچیزی که می بیند اعتماد نکند .💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap ✍️@Reyhane_Mii
