Who is she?💬
الذهاب إلى القناة على Telegram
I monster
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
171
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-57 أيام
-630 أيام
أرشيف المشاركات
171
خونه ی جدیدی که خریدیمو(ی جور میگم جدید انگار چارتا خونه دبگه هم داشتیم)تمیز میکردیم.
آقا من ی چیزی میگم شما ی چیزی میشنوی
صاحب خونه قبلی انگار موش بوده😐
همه جا فضله موشه...
اینا توی خونه زندگی میکردننن.
بزارید اینجوری بگم که از دور فکر میکردم کاشی سیاهه وقتی اومدم نزدیک دیدم فضلست🙂
171
اما گویا کارساز نبود.زیرا لایه بزرگی از دوده و خاکستر آسمان برلین را فرا گرفته بود و جلوی تابش نور را میگرفت.
در لین شهر هرگز نمیشد فهمید واقعا کی فصل ها تغییر میکنند.زیرا هیچ چیز از آن اسمان آبی نیلوفری مشخص نبود.
تنها چیزی که بود برج های بلند و سقفی از خاکستر مرده ها بود.
ما هم ترجیح میدادیم به بالا نگاه نکنیم
171
_هوا دیگر روبه سردی میرفت.تابستان آخرین تلاشش را میکرد تا گرمایش را به خورد زمین بدهد.
