364
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-177 أيام
-1430 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from 𝐕🩸
تعهد خیلی مهمه؛
اینکه آدما در برابر دلی که به خودشون وابسته کردن، احساسی که درگیرش کردن، احساس مسئولیت داشته باشن و این دقیقا عیار ادمها رو نشون میده.
تابستون امسال هم تموم شد
یه تابستون پر از خندههایی که از ته دل بودن گریههایی که شاید هیچکس ازشون خبر نداشت آدمهایی که اومدن بعضیا موندن و بعضیا هم رفتن
این تابستون برای من فقط چند ماه تعطیلی نبود پر بود از تجربه از اتفاقای خوب و بد از روزایی که انقدر خوش گذشت که دلم میخواست هیچوقت تموم نشن و شبایی که فقط میخواستم زودتر صبح بشه
خیلی چیزا رو فهمیدم درباره آدمها درباره دوست داشتن درباره رفتن و موندن و بیشتر از همه درباره خودم فهمیدم بعضی چیزا قرار نیست همیشه همونطوری که میخوایم پیش برن و بعضی آدمها قرار نیست تا آخر مسیر کنارمون باشن فهمیدم بعضی خداحافظیها درد دارن ولی گاهی لازمن
این تابستون کلی خاطره برام ساخت خاطرههایی که شاید سالها بعد با یادآوریشون لبخند بزنم شاید برای بعضیاشون دلم بگیره ولی همهشون یه تیکه از من شدن
شاید من همون آدم اول تابستون نباشم یه کم بزرگتر شدم یه کم عاقلتر یه کم قویتر و شاید یه کم حساستر چیزایی رو تجربه کردم که باعث شدن بیشتر خودمو بشناسم و بفهمم از زندگی چی میخوام و از چه چیزایی دیگه نمیخوام عبور کنم
حالا تابستون تموم شده و یه فصل جدید شروع شده
با آدمهای جدید تجربههای جدید مدرسه و کلی اتفاقی که هنوز نمیدونم قراره چی باشن
پس خداحافظ تابستون ۱۴۰۵
برای همه خندههات گریههات شبگردیها حرفای طولانی عکسها بیرون رفتنا دلتنگیها آدما خاطرهها و حتی روزای بدت ممنونم
شاید همهچیز طبق چیزی که میخواستم پیش نرفت ولی حالا که به عقب نگاه میکنم میبینم هر اتفاقی یه چیزی بهم یاد داد
این تابستون گذشت
اما خاطرههاش یه گوشه از قلبم میمونن
و حالا
صفحه بعدی رو خودم مینویسم
