ar
Feedback
Land of souls

Land of souls

الذهاب إلى القناة على Telegram

⚔️ اینجا جایی‌ست برای آنان که از شکست نمی‌ترسند؛ جایی میان تاریکی، مرگ و شعله‌ای که هنوز خاموش نشده. ☠️ هر مرگ، یک درس 🔥 هر پیروزی، یک افسانه 🩸 هر قدم، نزدیک‌تر به پایان فایرلینک شراین: https://t.me/Gap_of_souls مالک: @The_impaler_hunter

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
598
المشتركون
-724 ساعات
-87 أيام
+11730 أيام
أرشيف المشاركات
…Tarnished, are we? I welcome you to the Bestial Sanctum. I am Gurranq, Beast Clergyman. I offer you my guidance. Feed me Dea
…Tarnished, are we? I welcome you to the Bestial Sanctum. I am Gurranq, Beast Clergyman. I offer you my guidance. Feed me Deathroot. تارنیشد هستی؟ بهت خوشامد میگم که به پناهگاه حیوانات آمدی. من گورانک هستم حیوان روحانی. من بهت راهنمایی خودم رو پیشنهاد میدم . بهم  ریشه ی مرگ بده.
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Gurranq , beast clergyman | گورانک حیوان روحانی #dialogue #elden_ring

داستان شکل‌گیری فرام‌سافتور عجیب و در نوع خود جالب است. در سال 1986، مردی به نام نائوتوشی زین یک تصادف نسبتا وحشتناک را با مو
داستان شکل‌گیری فرام‌سافتور عجیب و در نوع خود جالب است. در سال 1986، مردی به نام نائوتوشی زین یک تصادف نسبتا وحشتناک را با موتور سیکلت تجربه کرد. او برای این حادثه‌ی ناگوار، حقوق قابل توجهی از شرکت بیمه‌ی خود دریافت کرد. آقای نائوتوشی در بستر بیماری و ناتوانی شروع به فکر کردن به این موضوع کرد که پول بیمه را برای چه چیزی خرج کند و ایده‌ی تاسیس استودیو در همان سال به ذهنش رسید. با توجه به تمام بازی‌های فوق‌العاده‌ای که فرام‌سافتور تولید کرده، تا حد زیادی می‌توانیم مدیون آن حادثه‌ی وحشتناک باشیم. در هر صورت، جامعه‌ی بازی بسیار خوش‌شانس است که نائوتاشی تصمیم گرفت پول خود را خرج خوشی‌های زودگذر نکند. 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #Souls_facts #from_software #naotoshi_zeyn #part_one

بریم سراغ استوری لاین بعدی ملکه ماه رنالا ( Rennala) یکی از شخصیت های مهم الدن رینگ هست. از گذشته ی کامل و پدر مادر اون مثل بیشتر شخصیت های الدن رینگ اطلاعات کاملی در دسترس نیست . تمام اطلاعاتی که از اون داریم اینها هستند : رنالا توانسته بود که جادوی نادر ماه رو کاملا مسلط بشه و به همین سبب اون تونست یک آکادمی رو افسون کنه و تبدیل به ارباب اونجا بشه ، اون بعد از اینکار شوالیه هایی به نام شوالیه های گلینستون ( glinstone Knights) رو بوجود میاره و رهبری اونها رو بدست میگیره . اون همچنین خاندان سلطنتی کاریا را بوجود میاره. بعد از جنگ های بزرگ بین غول ها ( giants) و اژدهایان باستانی ( ancient dragons) فقط دو دشمن دیگه بودند مه میتوانستند نظم طلایی ( golden order ) رو تهدید کنند. یمی از اونها مردمانی به نام نوکس ها ( nox)  بودند که به شدت با نفوذ گریتر ویل و خدایان بیرونی مانند اون در لندز بیتوین مخالف بودند و به همین دلیل کلاه خودی به نام  کله شیشه ای ( mirrorhead) درست کردند که نفوذ و سلطه دو انگشت ها ( two fingers) و خود گریتر ویل رو از بین میبرد و حتی صلاح هایی به نام انگشت کش ( finger slayer) ساختند که گفته میشه میتونن به گریتر ویل آسیب بزنند. مریکا و گریتر ویل از اینکار خوششون نمیاد و اونهارو تبعید میکنند . پس فقط میمونه یم دشمن بزرگ دیگه که اون هم آکادمی کاریا و رنالا بودند که دوست نداشتند مریکا بیشتر از این لندز بیتوین رو تسخیر کنه . رنالا و سربازانش بیشتر از اونچه که انتظار داشتند قوی بودند تا جایی که نظم طلایی نتونست در برابرشون دووم بیاره و نزدیک به شکست بودند. در این میان راداگون پیداش میشه و رهبری سربازان رو به عهده میگیره . اینکه چرا گادفری در اونجا حضور نداشته مشخص نیست مخصوصا از اونجایی که سه جنگ بزرگ نظم طلایی با اژدهایان باستانی و غول ها و آکادمی کاریا از لحاظ زمانی کاملا مشخص نیستند و فقط میدونیم که دو جنگ اول از هم جدا بودند ولی اینکه آیا آمادمی کاریا همزمان با اژدهایان باستانی یا در اواسطش حمله کردند معلوم نبود. خلاصه به هر دلیلی که هست بجای گادفری ایندفعه راداگون در نبرد میدرخشه و با رهبری فوق‌العاده خودش نظم طلایی رو نجات میده ولی همچنان جنگ برابر میمونه. بعد از مدتی راداگون و ملکه رنالا عاشق یکدیگر میشند و با ازدواج کردنشون جنگ به پایان میرسه . اونها سه فرزند به ترتیب زمان تولد و به نام های رادان ( Radahn) , رایکارد ( Rykard) و رانی ( Ranni ) که استوری لاین هر سه این ها و راداگون رو قبلا گفتم بدنیا میارند. بعد از مدتی و به دلایلی که در استوری لاین خود گادفری گفتم مریکا تصمیم میگیره گادفری و پیروانش رو تبعید کنه . با اینکار اون بدون هیچ همسری باقی میمونه و این خلاف قوانین خداییت و سلطنته چون یک ملکه همیشه باید همسر داشته باشه. مریکا راداگون رو به همسری فرامیخونه و راداگون به رنالا خیانت کرده و همراه فرزندانش به کاخ مریکا می‌ره ولی یک تخم کهربایی که در آن گریت رون ( great rune) که تیکه های بزرگ الدن رینگ هست رو میده ، قدرت این گریت رون بازتولد ( reborn) نام داره و همونطور که از اسمش پیداست قابلیت تولد و ساختن دوباره یک موجود رو داره. رنالا از خیانت راداگون افسرده و درمونده میشه و عقلش رو از دست میده و دیگه مثل سابق نمیشه. اون سعی می‌کنه با استفاده از اون گریت روه شاگردانش رو بارها و بارها بازتولد کنه و به همین دلیل بدن آنها فرسوده و پوسیده میشه و همون‌طور که در باس فایت میبینید اونها فلج میشند. گفته میشه شاگردانش بعد دیدن این صحنه شورش کرده و اون رو در کتاب خونه بزرگ آکادمی حبس میکنند . بعضی ها میگند بعد از شورش رانی و خودکشی اون رنالا سعی میکنه با اون گریت رون دخترش یعنی رانی رو به زندگی برگردونه ولی چونکه اون با رون مرگ ( death rune) خودش رو کشته و بدنش کاملا از بین رفته و همچنین روحش همچنان زندس اون موفق به اینکار نمیشه. امیدوارم لذت برده باشید ❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #elden_ring #rennala_the_queen_of_the_full_moon

photo content

Thy campaign hath been well fought A crown is warranted with strength. True strength indeed,is precisely what I must take bac
Thy campaign hath been well fought A crown is warranted with strength. True strength indeed,is precisely what I must take back. Do not fear, dear Erdtree.  کارزار تو به خوبی پیشرفته است. تاج و تخت با قدرت تضمین می‌شود . قدرت حقیقی دقیقا همان چیزی است که من باید پس بگیرم. نترس، ای اردتری عزیز
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Godfrey the first elden lord | گادفری اولین ارباب الدن #dialogue #elden_ring

خب از اونجایی که به محدودیت کلمات رسیدیم ادامش رو در اینیکی متن میگم. هدف تاکامیته هیراچاکا از این کار ها این بوده که بدلیل اینکه آشینا داشته ضعیف میشده و اونها در آشینا خیلی به رسمیت شناخته نمیشدند میخواسته ارتش نامیرا خودش رو بسازه و دوباره خاندانش رو به شکوهش برگردونه اما شکست بزرگی میخوره و کل خاندانش از بین میره ، البته فقط خودش و پسرش از این خاندان باقی مونده بودند. رئیس راهزن ها هم پسر اون ارباب هست و بعد از حمله به روستا به نزدیکی مرگ میره ولی پدرش تصمیم میگیره که اون رو نامیرا کنه و اون رو به یک محقق که کارش در حوضه نامیرایی بوده و اون روی مردم آزمایش میکرده به نام دوجین دونو میسپاره و پسرش رو به یک چشم سرخ تبدیل میکنه . اون پسر سعی میکنه هانبی رو بکشه ولی شوکیچی  که هانبی رو شبیه پدر خودش میدید خودش رو فدا می‌کنه و هانبی پسر ارباب رو هم میکشه و اونجارو به آتیش میکشه و تمام افراد اونجا که شامل سوزونه و پسرش یعنی چوکیچی و خود شوکیچی هم بوده از بین میرند و میمیرند و بعد خود هانبی از اونجا بیرون میاد. بعد از این اتفاق و مدتی گشتن اون این  معبد که ما بعد از دست دادن دستمون درش بیدار میشیم و  بنظر میرسه به قول خود هانبی افرادی که راهشون رو گم کردند رو جذب خودش میکنه پیدا میکنه و اینجا استراحت میکنه. هانبی بعد از گذروندن وقت تقریبا کوتاهی با ما میبینه که ما با یک شمشیر عجیب برگشتیم . اون شمشیر فانی یا مورتال بلید ( mortal blade) هست که قابلیت کشتن کسانی که نامیرا هستند رو داره. اون از ما خواهش میکنه که به این خفت و زندگی دردناکی که داره پایان بدیم و بگذاریم که به اربابش یپیونده و این شرمساری رو که نتونست اون رو نجات بده رو با کشتن اون به پایان برسونیم و ما هم در آخر همین کار رو میکنیم امیدوارم از این استوری لاین بسیار زیبا خوشتون اومده باشه حقیقتا استوری لاین مورد علاقه خود من که هست ❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #sekiro #hanbei_the_undying

بریم سراغ یکی از قشنگ ترین استوری لاین های بازی سکیرو هانبی  (hanbei) یک سامورایی مرموز در اون معبدی که ما بعد شکست خوردن از گنیچیرو و قطع شدن دستمون توش بیدار میشیم هست. اون از ما درخواست مبارزه میکنه و وقتی میکشیمش میفهمیم که اون نامیراس و بهش میگن هانبی نامیرا یا بعضی ها میگند آلوده ( hanbei the undying , the infested) . اون در بازی نقش بسزایی رو ایفا نمیکنه و فقط حریفی تمرینی برای ما هست ولی داستان بسیار زیبا و بلندی داره که براتون میگم. قدیمی ترین قسمت داستان هانبی که میشه بهشت دست پیدا کرد این هست که بنظر میرسه یکی از بودا های معبد کوگنو ( mt. Kogno) حشره هزارپایی که به بیماری نامیرایی دچار شده بود و از آب های احیا کننده ( rejuvenating waters) که در استوری لاین گنیچیرو هم اشاره ای بهش کرده بودم تغذیه کرده . همینطور که قبلا گفتم اگه کسی از این آب بنوشه نامیرا میشه ولی به مرور مغز و روان خودش رو از دست میده و به یک آندد ( undead) تبدیل میشه یعنی موجوداتی مثل زامبی که نه روحی دارند و نه مغزی و به اصطلاح بهشون کسانی که در مرک زندگی میکنند هم میگند. ولی اگر یکی از این حشرات که خودش با آب های احیا کننده پیوند خورده وارد بدن یک موجود بشه و با اون موجود تطبیق پیدا کنه اون موجود آندد نمیشه و عقلش سر جاش میمونه . هانبی هم به همین دلیل با اینکه مدت بسیار طولانی ای زنده هست باز هم عقلش رو از دست نداده . داستان هانبی از اینجا شروع میشه که اون با توجه به قدرتش تصمیم میگیره که یک شمشیر زن بشه و مهارت های خودش رو صیقل بده . بعد از مدتی اون اسم و رسمی برای خودش پیدا میکنه و به اون لقب نامیرا رو میدند. ژنرال تامورا که کنترل سرزمین شمالی رو بدست داشته از اون خوشش میاد و اون رو دست راست خودش میکنه. همچی به خوبی و خوشی میگذره تا جنگ بین آشینا و قبیله تامورا رخ میده . در این جنگ همون‌طور که گفتم ایشین تامورا رو میکشه . هانبی که از این اتفاق خیلی ناراحت و خشمگینه سعی میکنه ایشین رو بکشه ولی مهم نیست چقدر سر سخت و نامیرا هست مهارت های مبارزه ایشین صدها برابر بهتر از اون هست. ایشین به اون میگه که جنگ تموم شده و باید به اربابت بپیوندی ولی نمیدونه که اون نامیرا هست . بعد از مدتی هانبی که میبینه نمیتونه بمیره از اینکه نتونسته به ارباب خودش کمک کنه شرمسار و افسرده میشه و بی هدف کشور رو میگرده . در قسمتی از سفرش با یک روستایه جالب روبرو میشه . در اونجا پسری با خواهرش و  بچه خواهرش زندگی میکردند . اسم اون پسر شوکیچی بود و اسم خواهرش سوزنه و بچه خواهرش چوکیچی شوکیچی ( خود پسره) سعی میکنه هانبی رو بکشه و حتی شمشیرش رو در قلب اون فرو میکنه ولی هانبی که هیچ امید و اراده ای یه زندگی نداره فقط به راه رفتن ادامه میده و قش میکنه . هانبی خودش رو در خونه ی شوکیچی پیدا میکنه ‌و اونها مدتی بهش کمک میکنند . بعد از مدتی راهزن ها به روستا حمله میکنند و هانبی با اینکه علاقه ای به جنگیدن نداره برای نجات شوکیچی اونهارو می‌کشه. بعد از مدتی متوجه میشند که این قضیه بو دار و مشکوکه به همین دلیل هانبی با چند نفر از روستا به سمت جنگل میرند. بنظر میرسه در اونجا مردی عجیب که قبلا توسط میمون ها نگهداری میشده زندگی میکرده ولی خیلی وقته ناپدید شده و میگند هرکی به اینجا میاد هم ناپدید میشه . هانبی و اهالی روستا میفهمند که اون به یک میمون چشم سرخ تبدیل شده ، چشم سرخ ها نیمه نامیرا هایی هستند که علاوه بر نامیرایی قدرت زیادی هم نصبت به بقیه موجودات دارند ولی کاملا نامیرا نیستند و کمی دیوانه هستند و به آتیش ضعف شدیدی دارند. هانبی بعد از یک مبارزه با اون میبینه که میمونی بزرگ که خیلی شبیه گاردین ایپ ( guardian ape ) هست میاد و اون رو میخوره و میره. ولی هانبی میفهمه قضیه ناپدید شدن ها زیر سر اون مرد نبوده بلکه زیر سر ارباب اون منطقه یا روستا بوده  که اسم خاندانشون تاکامیه یوده . هانبی و شوکیچی میفهمند سوزونه یعنی خواهر شوکیچی دزدیده شده و هانبی به همراه شوکیچی به خونه تاکامیته میره میفهمه که ارباب اونجا یعنی هیراچیکا تاکامیته  یک مبارز قدیمی هست که قبلا شکستش داده ، اون و سردسته دزد ها به هانبی و شوکیچی حمله میکنند ، هانبی میتونه اون ارباب رو شکست بده ولی شوکیچی یا اینکه میتونه تقریبا اون راهزن رو بکشه باز هم به طرز عجیبی اون ناپدید میشه و زخم بدی به پسر میزنه. هانبی میفهمه که ارباب اونجا مردم رو میدزدیده تا روی آنها برای نامیرا شدن با آب های احیا کننده آزمایش انجام بده و خواهر اون پسر هم جزو قربانی ها بوده . ولی هدف اصلی از اون دختر این بوده که هانبی رو از لونه بکشن بیرون چون تقریبا هیچکس نبوده که مثل هانبی نامیرا باشه ولی اراده خودش رو داشته باشه و چشم سرخ یا دیوونه نباشه. ادامش رو قسمت دوم میگم. 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #sekiro #hanbei_the_undying

photo content

Wilt thou enter into my service? I am ranni the witch I stole Death long ago, and search now for the dark path. That I might
Wilt thou enter into my service? I am ranni the witch  I stole Death long ago, and search now for the dark path.  That I might one day upend the whole of it, and rid the world of all that came before. آیا به خدمت من درمی‌آیی؟ من رانی جادوگر هستم. من مدت ها پیش مرگ  را دزدیدم و حالا برای راهی تاریک جستجو میکنم. که شاید روزی بتوانم تمامش را زیر و رو کنم و جهان را از هرچه پیش از این بوده پاک کنم
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Ranni the witch | رانی جادوگر #dialogue #elden_ring

I am Valtr. Master of The League, members of The League cleanse the streets of all the filth that's spread about during the h
I am Valtr. Master of The League, members of The League cleanse the streets of all the filth that's spread about during the hunt. Like any half-decent hunter ought to, you know? Haven't you seen enough of these wretched beasts, freakish slugs and mad doctors? من والتر هستم رئیس لیگ. اعضای لیگ خیابون هارو از کل کثیفی هایی که در طول شکار پخش میشن پاک میکنند. مثل هر شکارچی نیمه شایسته ای که باید اینکار رو بکنه ، میدونی ؟ به اندازه ی کافی از این هیولا های پست و  حلزون های عجیب  و  دکتر های دیوانه ندیدی؟
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Valtr, master of the league | والتر رئیس لیگ #dialogue #bloodborne

بریم برای استوری لاین بعدی وولف یا گرگ ( wolf) تنها شخصیت در گیم های شرکت فرام سافتور ( from software) عزیزه که میشه گفت داستان و لور خودش رو داره . سکیرو یک بچه بوده که در جنگی که ایشین آشینا راه انداخت تمام دار و ندارش رو از دست میده ، معلوم نیست که اتفاقی درگیر جنگ شده یا به عنوان یک مبارز ولی تمام چیزی که میدونیم اینه که طبق کاتسین اول بازی اول ا جغد ( owl ) که یک شینوبی یا نوعی نینجای ژانی ( shinobi) بوده اون رو به سرپرستی میگیره . شینوبی ها یک کد مخصوص دارن که باید ازشون اطاعت بشه ، طبق دیالوگ های خود اول در باس فایتش هربار که میمیریم اون یکی رو میگه. که شامل دو کد میشه ۱ - والدین مطلق هستند و اراده و خواستشون حتما باید انجام بشه و رو حرفشون حرف نباید زد ۲- بعد والدین ارباب مهم‌ترین شخص برای یک شینوبی هست و شینوبی باید حتی جونش هم برای اون فدا کنه و اگر دزدیده شد برش گردونه. بعد از ضعیف شدن ایشین و قبیله آشینا همونطور که در استوری لاین گنیچیرو گفتم اون به دنبال راهی برای نجات قبیله خودش میگرده و تصمیم میگیره با دزدیدن ارباب کورو ( lord koro) که ارباب ما هست یک ارتش جاودانه درست کنه چون اون قدرت خون اژدهایان رو داره که باعث نامیرا شدن خودش و هرکسی که خون اون رو بخوره یا بهش تزریق بشه داره. به دلایل نامشخصی وولف نمیتونه از این اتفاق جلوگیری کنه و کورو دزدیده میشه. بعد یک مدت شخصی که بنظر میرسه بانو اما ( lady Emma) باشه نامه ای رو به زندان ما میندازه که میگه باید به کمک لورد کورو بریم. ماهم اینکار رو میکنیم و اون رو نجات میدیم ولی وسط راه گنیچیرو جلومون رو میگیره و یک دستمون رو قطع میکنه. بعد از به هوش اومدن میفهمیم که یک مجسمه ساز کمکمون کرده و یک دست مصنوعی به نام ابزار شینوبی ( shinobi prosthetic tool) برامون درست کرده ولی هدف مشخصی از کمک به ما نداره. با جلوتر رفتن میتونیم یک زنگوله از یک پیرزن سالخورده که تقریبا عقلش رو از دست داده بگیریم ، اون فکر میکنه ما پسرش هستیم و این زنگوله رو به ما میده . بعد از پیشکش کردن اون جلوی بودا وولف به گذشته خود برمیگرده که فراموش کرده و دلایل نامشخصی که گفتم معلوم میشه . بنظر میرسه لیدی باترفلای ( lady butterflie) و پدر وولف یعنی اول به ایشین و کورو خیانت کردند و نقشه این رو داشتند که قدرت کورو رو برای خودشون کنند و به همین دلیل بعد کشتن لیدی باترفلای اول مارو از پشت با شمشیر می‌کشه ولی کورو در لحظات آخر خونش رو به ما میده و باعث میشه ما قدرت برگشتن از مرگ رو بدست بیاریم و زنده بمونیم . در آخر هم با بدست آوردن مورتال بلید یا شمسیر فانی ( mortal blade) میتونیم به کورو کمک کنیم تا ریسمان های نامیرایی رو ببریم و کاری کنیم دیگه کسی از نامیرایی عذاب نکشه و یا با شورا ( shura) شدن و خیانت به کورو و تبعیت از کد اول لیدی اما و ایشین و در آخر اول رو بکشیم و در اصل آخر به یک موجود که فقط ویرانی و مرگ به بار میاره تبدیل بشیم. امیدوارم خوشتون اومده باشه❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #sekiro #wolf

photo content

A lowly Tarnished, playing as a lord. I command thee, kneel! I am the lord of all that is golden. ای تارنیشد پست که نقش ارباب
A lowly Tarnished, playing as a lord. I command thee, kneel! I am the lord of all that is golden. ای تارنیشد پست که نقش اربابان رو بازی میکنی. بهت فرمان میدم زانو بزن! من ارباب همه چیز طلایی هستم.
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Godrick the grafted( the golden) | گادریک پیوند خورده ( طلایی) #dialogue #elden_ring

معرفی Marvelous chester : غریبه‌ای از سرزمین غریبه‌ها چستر یک کاراکتر npc  در بسته الحاقی دارک سولز یک artorias of the abyss است. اون برعکس همه شخصیت های لردران‌ پوشش کاملا متفاوتی دارد، لباس بلند شیک و مدرنی که شبیه کت و شلوار و شنله‌ و ماسکی با نوک دراز و عینک مشکی روی صورت که بیشتر شبیه شخصیت های ویکتوریایی یا حتی پزشکان طاعون اروپایی است. چستر می‌گوید که از «سرزمینی دوردست» آمده و به نوعی گرفتار دنیای Abyss شده است. اما هیچ‌وقت توضیح نمی‌دهد که دقیقاً چطور یا از کجا آمده است. ظاهر این شخصیت و اشاره به این که به دنیای دارک سولز تعلق ندارد، باعث شد تا وقتی Bloodborne منتشر شد، برخی طرفداران تئوری سازی کنند که چستر در واقع نوعی اشاره‌ی زودهنگام  (Foreshadowing) به دنیای بلادبورن بوده است. او حتی به جای شمشیر یا نیزه، بیشتر از تله‌ها و بمب‌ها استفاده می‌کند؛ چیزی که یادآور سلاح‌های غیرسنتی بلادبورن مثل تپانچه‌ و ابزار شکاری است. برخی دیگر هم فراتر از این پیش رفتند و اعتقاد دارند که چستر می‌تواند تأیید غیرمستقیم وجود جهان‌های موازی در آثار میازاکی باشد. یعنی همان‌طور که Abyss دریچه‌ای به مکان‌ها و زمان‌های مختلف در نظر گرفته می‌شود، شاید چستر از دنیای بلادبورن به‌نوعی به درون دارک سولز پرتاب شده باشد. در هر صورت، Marvelous Chester مثل پلی مخفی میان دارک سولز و بلادبورن در نظر گرفته می‌شود؛ یک شخصیت بی‌جایگاه در دنیای خود، اما سرشار از نشانه‌های آینده. 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #bloodborn #dark_souls #artorias_of_the_abyss #Souls_facts

photo content

Regrettably, I have failed in my mission… But perhaps you can keep the torch lit. There is an old saying in my family… Thou w
Regrettably, I have failed in my mission… But perhaps you can keep the torch lit. There is an old saying in my family… Thou who art Undead, art chosen… In thine exodus from the Undead Asylum, maketh pilgrimage to the land of Ancient Lords متاسفانه ، من در ماموریتم شکست خوردم... ولی شاید تو بتونی نور مشعل رو روشن نگه داری. یه ضرب‌المثل قدیمی تو خانواده ی من هست که میگه کسی که نامیرا هست برگزیده هم هست... در کوچ کردن  خود از تیمارستان نامیرایان، راهت رو به سمت سرزمین اربابان پیدا کن.
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Oscar of astora | اسکار از آستورا #dialogue #dark_souls

منطقه ای که گورانک در اون وجود داره یعنی پناهگاه حیوانات (Bestial Sanctum) کمی با کیلید از لحاظ ظاهری و انمی هاش فرق داره ، ب
منطقه ای که گورانک در اون وجود داره  یعنی پناهگاه حیوانات (Bestial Sanctum) کمی با کیلید از لحاظ ظاهری و انمی هاش فرق داره ، بعد از رد شدن از اژدهایان آخر منطقه کیلید به اونجا برمیخورید و میبینید که انمی های اونجا کوتوله هایی که قدرت رون مرک رو دارن و تعدادی اژدها و یک بلک بلید ( black blade) یا تیغه سیاه هست که قدرت رون مرگ رو داره ولی چرا؟ مگه قرار نبود فقط ملیکث و بلک نایف ها این قدرت رو داشته باشند؟ خب تمام این منطقه برای حفاظت از ملیکث ساخته شده و تمام مابها این وظیفه رو دارند و ملیکث به دلیل قدردانی و دادن قدرت بیشتر به اونها قسمت خیلی کوچکی از رون مرگ رو میده . و بلک بلید یا تیغه سیاهان هم مورد اعتماد ترین خدمتکار های ملیکث هستند. 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #elden_ring #souls_fact

بریم واسه استوری لاین امروز ایشین بنیانگذار سلسله آشینا و یکی از قوی ترین مبارزان کل کشور به شمار میره ، اون تونسته به لقب کنسی ( kensei) که به معنی استاد شمشیر زنی و بالاترین مقام شمشیرزنان هست دست بیابه. او در پایان دوران سنگوکو کودتای بزرگی بپا میکنه تا به قول خودش سرزمین های مادری خودش رو پس بگیره و تقریبا کل سرزمین شمالی رو فتح می‌کنه و به همین دلیل بهش میگن قهرمان منطقه شمالی. اون با کشتن ژنرال تامورا که کنترل شمتل کشور رو داشت کاملا شمال کشور رو تسخیر میکنه ولی ۱۱ سال بعد به دلیل پیری و بیماری که داشته پایه های آشینا ضعیف میشند و دشمنان قبیله آشینا جسارت پیدا میکنند تا به سمت این قبیله حمله کنند که بزرگترین دشمنشون هم اتحادیه دولت ژاپن بوده چون اونها عضوی از آنها نبودن و به رسمیت شناخته نمیشدند. مرگ ایشین به دو صورته. در پایان اندینگ شورا بعد از اینکه اما ( lady emma)رو میکشیم اون سعی میکنه تا ما رو بکشه تا نزاره شورا بشیم ولی ما با کشتن اون به شورا تبدیل میشیم و بعد اول یا جغد ( owl) یعنی پدر ناتنی گرگ ( wolf) شخصیت اصلی داستان رو میکشیم و به شورا تبدیل میشیم. در اندینگ های دیگه ایشین بر اثر بیماری خودش میمیره و همون‌طور که گفتم گنیچیرو خودش رو با مورتال بلید یا شمشیر فانی سیاه ( black mortal blade) قربانی میکنه تا پدربزرگش رو به زندگی برگردونه و ایشین دوباره به شکل جوانیش در میاد و نامیرا میشه و برای اینکه بتونه خواسته های گنیچیرو رو محقق کنه میگه که باید مارو بکشه ولی خب ما زودتر اینکار رو میکنیم. امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #sekiro #isshin_the_sword_saint

photo content

Brave Tarnished, welcome to the Volcano Manor. I am Tanith, the proprietress of this house. لکه دار شده شجاع به وولکینو منور
Brave Tarnished, welcome to the Volcano Manor.
 I am Tanith, the proprietress of this house. لکه دار شده شجاع به وولکینو منور خوش آمدی. من تانیث هستم ، مالک این خانه .
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #dialogue #elden_ring