ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

سرزمین بی نقشه

سرزمین بی نقشه

الذهاب إلى القناة على Telegram

intj دوستدارِ نوشتن. دیالوگ، شعر و آهنگ می‌ذارم. آرشیو: https://t.me/Mahdiary_7 کپی نکنید | فرهنگ فوروارد🍀

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
329
المشتركون
+2524 ساعات
+447 أيام
+4430 أيام
أرشيف المشاركات
00:47 واسه همیشه عشقمو به دلت میدوزمش بغلم میشونمت تا حواست نیست میام یواشکی میبوسمت دیوونه دیوونتم عشق تو چی بود اصلا تو فقط هرچی که شد از تو دلم بیرون نزن

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می‌رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست. می‌نشینی رو به رویم خستگی در می‌کنی چای می‌ریزم برایت توی فنجانی که نیست. باز می‌خندی و می‌پرسی که حالت بهتر است؟ باز می‌‌‌خندم که خیلی. گرچه می‌دانی که نیست. شعر می‌‌خوانم برایت واژه ها گل می کنند یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست. چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می‌شود با بغض می‌گویم نرو پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست. می‌روی و خانه لبریز از نبودت می‌شود باز تنها می‌شوم با یاد مهمانی که نیست. رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست. -بیتا امیری.

احتیاج دارم یکی با منظور برام آهنگ بفرسته.

-

چطور از رویای داروسازی مووآن کنم و به سمت روان‌شناسی برم؟

00:25 ازم بخواه دار و ندارم برا چشات از تو قشنگتر نمیشه داشت شیشه ی عمرمی همیشه باش اگه دلت شکست به من بگو هرچی که هست به من بگو از دوتایی گم شدن بگو

photo content

یه امید یه رویا با فهمیدن یه واقعیت چقدر راحت میتونه در لحظه نابود بشه.

سعی کردم که بمانی و بریدی، به درک. کارمان را به غم و رنج کشیدی، به درک. به جهنم که از این خانه فراری شده ای، عاشقت بودم و هرگز نشنیدی، به درک. میوه ی کال غزل بودم و از بخت بدم تو مرا هرگز از این شاخه نچیدی، به درک. فرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست جنس پاخورده ی بازار خریدی، به درک. دانه پاشیدم و هربار نشستم به کمین سادگی کردی و از دام پریدی به درک. عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد میکشی از ته دل آه شدیدی به درک. بی من این راه تو را گم تر ازین خواهد کرد، مدتی هست به بن بست رسیدی، به درک. نوش دارو شدی اما به گمانم قدری دیر بالای سَرِ کُشته رسیدی، به درک.

photo content

آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد. -مولانا.

راهش فقط یه پیگیر شدن، پذیرفتن و یه عذرخواهی ساده بود.

photo content

احساس میکنم مرگ هم نمیتونه روحمو تسلی ببخشه

پای اگر فرسودم و جان کاستم آنچنان رفتم که خود می‌خواستم - هوشنگ اِبتهاج

1:03 میزنه بارون، یادت میفتم میبینم آشنا، از حالت میپرسم کجایی خوبی؟ بی من نیست سختت؟ یه روز نبودم میفهمی چی گفتم

photo content

+وقتی صورتتو میبینم کل تمرکزم روی چشاته خیلی نانازن.

مولانا: انسان چه چیزی را دیرتر از همه می‌فهمد؟ شمس: اینکه روزهای معمولی، همان روزهای خوشبختی بودند، که گذشت.

00:41 کسی به جز تو یار من نیست گذشتن از تو کار من نیست به جز خیال تو هنوزم ببین کسی کنار من نیست