ar
Feedback
NOW OR NEVER .‌ New post

NOW OR NEVER .‌ New post

الذهاب إلى القناة على Telegram

@Nowormaybetneverbot If you wanted to talk to me😝

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
264
المشتركون
-124 ساعات
+57 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.07 KB

Repost from N/a
ANOTHER LIFE Chris Grey.m4a3.15 MB

سلام، لیکسیِ عزیزم. می‌دونستم که اگه حضوری بیام پیشت، قطعا معذب می‌شی پس من هم مثل خودت پیش‌ می‌رم. خنده دار نیست، بهت قول میدم که خنده دار نیست جوجه کوچولو. خودم متوجه می‌شدم که زمانی که بهم‌نگاه می‌کنی، انگار داخل رویاهات غرق می‌شی، و من خوشحال می‌شم که شاهزاده سوار بر اسب سفیدی باشم که جلوی غرق شدنت رو می‌گیره. اینکه بتونم تو آینده‌ت جایی داشته باشم واقعا من رو خوشحال می‌کنه فلیکس، اینکه بتونم داخل آینده‌ی فرشته ای مثل تو باشم، باعث می‌شه که بخوام روی ابر های صورتی اسمون رویاهات، پرواز کنم. لیکسی من تو خیلی شجاعی که تونستی احساساتت رو بهم بگی و من واقعا ازت ممنونم؛ چون فکر نمی‌کردم که بتونم احساساتم رو بهت بگم. می‌دونی، فکر می‌کردم که شاید فلیکس فقط این کارارو بخواطر دوستی‌مون انجام میده؛ فکر می‌کردم فقط بخواطر اینکه هیونگ مورد علاقه‌‌ت هستم توجه های ویژه رو ازت دریافت می‌کنم. فهمیدم، فهمیدم جوجه کوچولو. اما این چیزی رو عوض نمی‌کنه؛ تو هنوزم فلیکس برنز منی و من هنوز هم بینی هیونگ تم و تا آخر دنیا، ازت محافظت می‌کنم. رابطه‌ی دوستی ما، درسته، خراب شد و از بین رفت. و درسته، دیگه نمیتونم به چشم سابق نگاهت بکنم. چون می‌خوام به خودم افتخار این رو بدم که از امروز، خودم رو دوست‌پسر لی فلیکس بزرگ خطاب کنم. می‌دونی، اگه دستم رو می‌گرفتی و بهم ابراز علاقه می‌کردی، احتمالا نمی‌تونستم خودم رو کنترل کنم، بلندت می‌کردم و تا جایی که نفس کم بیاری میبوسیدمت. فلیکس عزیزم؛ چانگبین هیونگ‌ هم دوستت داره جوجه؛ چانگبین هیونگت هم عاشق وجود داشتنت کنارشه. چانگبین هیونگت، عاشق خودت و تمام وجودته، حتی قسمتی که زشت خطابش می‌کنی، حتی قسمت هایی که بخواطرش درد می‌کشی ولی نشون نمی‌دی. درسته لیکسی، نباید همیشه قهرمان بازی دربیارم اما من همیشه هیونگ قویتم‌ و هیچوقت قرار نیست این عوض بشه؛ چه تو استودیو، چه کنسرت، چه مراسم و حتی اتاق خواب من. نمی‌رم فلیکس من، من هیچوقت ترکت نمی‌کنم. ازت خداحافظی نکن چون این من رو بیشتر از هرچیزی می‌رنجونه شاهزاده عزیز من. من همه چیزت رو یادم می‌مونه، محل دقیق کمر دردت، نوشیدنی مورد علاقه‌ت، طمع بستنی مورد علاقه‌ت، مکان های مورد علاقه‌ت و حتی هتل مورد علاقه‌ت تو فرانسه رو یادمه و هیچوقت فراموش نمی‌کنم. ولی من میدونم لیکسی، من از زمانی که برای اولین بار دیدمت و نور رو به زندگیم برگردوندی دوستت داشتم، دارم و خواهم داشت. بعد از خوندن این نامه به خوابگاهم بیا، باشه شاهزاده من؟ __چانگبین

sticker.webp0.07 KB

[Now or Never]
چانگبین هیونگ، نمی‌دونم باید نامه رو با «سلام» شروع کنم یا با اسم خودت. چون هر بار که می‌خوام اسمتو بنویسم، انگار همه‌ی چیزایی که قرار بود بگم، یه‌دفعه توی گلوم گیر می‌کنن. شاید خنده‌دار باشه، ولی من هنوز نمی‌دونم از کِی دوست داشتنت شروع شد. هیچ لحظه‌ی خاصی یادم نمیاد که بتونم بهش اشاره کنم و بگم «آره، از همین‌جا بود.» فقط می‌دونم یه روز چشم باز کردم و دیدم صدای خندیدنت شده یکی از اون صداهایی که دلم می‌خواد همیشه بشنوم. دیدم وقتی خسته‌ای، ناخودآگاه دلم می‌خواد کنارت بشینم. دیدم وقتی ناراحتی، ناراحتیِ تو بیشتر از ناراحتیِ خودم اذیتم می‌کنه. و بدتر از همه این بود که فهمیدم وقتی به آینده فکر می‌کنم، تو هم یه گوشه‌ش ایستادی. هیونگ، من هیچ‌وقت آدم خوبی برای گفتن احساساتم نبودم. همیشه فکر می‌کردم اگه کسی رو دوست داشته باشم، می‌تونم با کارام بهش بفهمونم. با موندنم. با پرسیدن اینکه غذا خوردی یا نه. با اینکه وقتی سردته، بی‌سروصدا چیزی بندازم روی شونه‌هات. با اینکه وقتی همه خسته‌ان، حواسم به تو باشه. اما بعضی دوست داشتن‌ها زیادی بزرگن برای اینکه فقط توی رفتارای کوچیک قایم بشن. و دوست داشتن تو، از هموناست. گاهی به خودم می‌گم شاید تو هیچ‌وقت نفهمی. شاید بهتر هم باشه که نفهمی. چون تو «هیونگ» منی. کسی که همیشه می‌تونستم بهش تکیه کنم. کسی که وقتی دنیا برای چند دقیقه زیادی سنگین می‌شد، فقط بودنش باعث می‌شد دوباره نفس بکشم. من از خراب کردن این رابطه می‌ترسم. از اینکه یه روز بعد از خوندن این نامه، وقتی منو می‌بینی، دیگه نتونی مثل قبل نگام کنی. اما هیونگ... من بیشتر از خراب شدن چیزی که بینمونه، از این می‌ترسم که یه روز از خودم بپرسم: «اگه گفته بودی چی؟» اگه یه بار شجاع‌تر بودم. اگه یه بار به جای لبخند زدن و قایم کردن همه‌چی، دستتو می‌گرفتم و می‌گفتم که چقدر دوستت دارم. شاید هیچ‌چیز عوض نمی‌شد. شاید تو فقط می‌خندیدی و می‌گفتی: «فلیکس، تو دیوونه‌ای.» و منم می‌خندیدم، وانمود می‌کردم چیزی نشده و بعد، وقتی برمی‌گشتم اتاقم، تا صبح به سقف خیره می‌شدم. اما حداقل می‌دونستم حقیقت رو بهت گفتم. چانگبین هیونگ... من دوستت دارم. نه فقط برای وقتی که می‌خندی. نه فقط برای وقتایی که قوی به نظر میای. من حتی اون قسمت‌هایی از تو رو دوست دارم که خودت سعی می‌کنی از بقیه پنهونشون کنی. خستگی‌هات رو. سکوتت رو. اون لحظه‌هایی که خودتو فراموش می‌کنی تا حواست به بقیه باشه. دوست دارم کسی باشم که وقتی دیگه نمی‌تونی قوی بمونی، لازم نباشه جلوش وانمود کنی حالت خوبه. لازم نیست همیشه هیونگِ قویِ من باشی. گاهی می‌تونی فقط چانگبین باشی. و من...دوست دارم همون‌جا کنارت باشم. اگه یه روز دستات لرزید، دستتو می‌گیرم. اگه یه روز صدات خسته شد، به حرف زدنت گوش می‌دم. اگه یه روز هیچ حرفی برای گفتن نداشتی، کنارت ساکت می‌مونم. فقط...نرو. من از رفتنت بیشتر از هر جواب دیگه‌ای می‌ترسم. نمی‌دونم این نامه قراره چه چیزی رو بینمون عوض کنه. شاید هیچ‌چیز،شاید همه‌چیز. اما اگه قرار باشه فقط یه چیز از من یادت بمونه، می‌خوام این باشه: تو تمام اون روزایی که فکر می‌کردی فقط یکی از آدمای اطرافتی، برای یه نفر، تمام دنیای کوچیکی بودی که نمی‌تونست از دست دادنش رو تصور کنه. دوستت دارم، چانگبین هیونگ. و اگه یه روز ازم پرسیدی از کِی... جوابش رو نمی‌دونم. شاید از همون روزی که برای اولین بار صدات کردم «هیونگ» و نفهمیدم قراره این کلمه، یه روز این‌قدر برام دوست‌داشتنی و دردناک بشه. — فلیکس

sticker.webp0.15 KB

قو های خاله، نظرتون درباره پارت چهارم هالو چی بود؟🍓
درباره جیزل چی فکر میکنید؟ درمورد بینی و روباه مورد علاقه‌ش که رفتن شام بخورن چی؟ پارت بعدی خیلی خیلی مهمه و یجورایی داستان کم کم از این چند‌ پارت شروع میشه~ -بابت استارز خیلی خیلی ممنونم💞 @Nowormaybetneverbot باتمون همیشه برای شما در دسترسه برای اینکه با من در ارتباط باشید و نظر بدید😝
ری اکت آتیش برای حظور آتیشی جیزل فراموش نشه🔥

sticker.webp0.07 KB

¹⁰𖦹¹⁰
¹⁰𖦹¹⁰

⁹𖦹¹⁰
⁹𖦹¹⁰

⁸𖦹¹⁰
⁸𖦹¹⁰

⁷𖦹¹⁰
+1
⁷𖦹¹⁰

⁶𖦹¹⁰
+1
⁶𖦹¹⁰

⁵𖦹¹⁰
+1
⁵𖦹¹⁰

⁴𖦹¹⁰
+2
⁴𖦹¹⁰

photo content

³𖦹¹⁰
+1
³𖦹¹⁰

photo content

²𖦹¹⁰
+1
²𖦹¹⁰