sn's daily dose of suffering(paohan era)
الذهاب إلى القناة على Telegram
314
المشتركون
-124 ساعات
+107 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
بعد قسمت 11 من و مغزم کنار هم دور اتیش نشستیم داریم فکر میکنیم چیکار کنیم حقیقتا
فقط با یه نگاهی که به هم میندازن کلی حرف دردناک توی نگاهاشون مخفی شده
ولی الان یه جوری شده که توی هر حرکت این دو آدم، هزار تا درد و حرف و غم آمیخته شده
بعد از فورهندز یک تا دو هفته زمان میخوام به حالت عادی و انسانیم برگردم
کاش میمردم نمیدیدم یکیشون تو زندان زجر میکشید و اون یکی اینجا فروپاشی میکرد، کاش من بممممیییررررم
حس میکنم یه تیر همینجا مستقیم اومد خورد توی قلب من و الان زنده نیستم
