𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌
الذهاب إلى القناة على Telegram
شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 014
المشتركون
-724 ساعات
-377 أيام
-17530 أيام
أرشيف المشاركات
1 012
+1
بوی کاغذهای تازه و صدای زنگی که در راهروهای مدرسه میپیچید، با چینهای مرتب لباس فرم گره خورده بود.
آن دو، میان روزهای تکراری و در عین حال تکرارنشدنی نوجوانی، بخشی از منظره همیشگی کلاس بودند؛ کنار پنجرهای که نور کمرنگ صبح را روی پیراهنهای اتوکشیدهشان میریخت و روی میزهایی که رد مداد و خاطره را در خود نگه داشته بودند. نیمکت سرد ایستگاه قطار، پس از پایان ساعتهای درس، پناه سکوتهای کوتاهشان میشد. جایی میان صدای عبور قطارها و باد عصرگاهی، لباسهای فرمشان هنوز بوی کلاس، تختهسیاه و کتابهای ورقخورده را با خود حمل میکرد.انگار جوانی در همین جزئیات ساده زندگی میکرد؛ در آستینهای تاخورده که کمی نامرتب شده بود، در نگاههایی که از پشت شیشههای قطار به غروب خیره میماند.
1 012
ژاژائو اینجا دیگه جای همیشگیت شده؟)
اگه دیدین طی روزای آینده شیشی با کمر خم راه میره بدونین بخاطر کول کردنای پیاپی ژاژائوئه)
1 012
+1
عشق و شجاعت؛
پسری که در زمستان متولد شده است، بدون انتقام رضایت بخش هیچ قهرمان اژدهاکشی در این داستان وجود ندارد. قلبی از جنس برف و نوری که هرگز خاموش نمیشود.
با این حال هنوز هم انتخاب میکند که فردی از نور باشد.تقدیم به همه کسانی که شب طولانی را به تنهایی پیمودهاند. ما میخواهیم داستانی درباره «شوالیه شب» تعریف کنیم.
