𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌
الذهاب إلى القناة على Telegram
شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 012
المشتركون
-624 ساعات
-347 أيام
-17930 أيام
أرشيف المشاركات
1 012
خیلی ناراحت کنندس که این دو نفر نمیتونن باهم بچه داشته باشن، ترکیب ژنهاشون باهمدیگه....
1 012
+1
وقتی چوسان به لیویی گفت «میتونم به زندگی بقیه گنگسترا اهمیت ندم اما تورو نمیتونم.. نگرانتم» لیویی برای لحظهای متزلزل شد؛ تاحالا کسی نبود که نگرانش بشه و زندگیش براش مهم باشه.
قطعا بعدا به این فکر میکرد که چقدر شیرینه کسی نگرانت باشه)
1 012
اونقدر به ژاژائو میچسبه و به اون وابستست که انگار حریم شخصیش رو هم متعلق به خودش میدونه.)
1 012
- مادرت درباره من چه فکری میکنه؟ - مگه قبلاً بهت نگفتم؟ اون گفت که لبهای شیشی خیلی زیباست. - بعدش چی؟ - اون گفت لبهات وقتی لبخند میزنی خیلی قشنگ به نظر میرسه. (مطمئنی مامانت اینو گفته خودت نگفتی؟) من اینو دوس دارم. احساس میکنم ما هر روز بهتر و بهتر میشیم. مادرت درباره من چه فکری میکنه؟ اون اصلاً از من حرفی نزد؟ - گفت. اون گفت که من تقریباً با شریکم زندگی میکنم، درسته؟ من گفتم بله (چه؟ چیشد یه لحظه صبر کنینن گفت با شریکم زندگی میکنمممم؟). و اون جواب داد که خیلی خوشتیپه. منم تأیید کردم بله، بله، بله. - تو این رو نگفتی، درسته؟ - نه. - دفعه بعد که به هونان بیای، یا وقتی من به گواندونگ برم، تو.. - چی؟ - وقتی با هم سفر میکنیم.. خیلی خندهدار میشه؟ - خندهدار؟ چرا باید خندهدار باشه؟ - مگه نه اینکه باید با خانوادمون آشنا بشیم؟ - نه، فکر میکنم اول باید با مادرم شام بخوریم.
1 012
ژاژائو میگه : همیشه پیشنهادهای احمقانه میده
شیشی با مظلومیت تمام : اینکه بخوام کولت کنم احمقانس؟
ژاژائو هم میگه : پس من کولت میکنم
و اینجا از هم پاشیدن شیشی رو داریم اینطوریه که هه بچه تو میخوای منو کول کنی؟
و پشت سرهم گفتن چرا نتونم چرا نتونم های ژاژائو :
1 012
+1
- این سبک استایل هنوز موجوده؟
واکنش شیشی :
یه بنده خدایی قطعا اجازه نمیده، بریم ازش تاییدیه بگیریم😃😭
1 012
اینجا همونجایی بود که دو دنیای کاملاً متفاوت برای اولین بار به هم برخورد کردن؛
یکی دانشجویی آروم و باهوش که هنوز به آیندهی عادی فکر میکرد، و اونیکی گنگستری که در دل آشوب شهر، قدرت و ترس رو با خودش حمل میکرد.اینجا دقیقا آغاز داستانی بود که بعدها زندگی هردوشونو زیر و رو کرد.
جایی که چوسان هنوز نمیدونست پسر روبهروش قراره تموم مسیر زندگیش رو تغییر بده، و لیویی هم نمیدونست این پسر لاغر و ساکت یه روز تنها کسی میشه که میتونه از دیوارای بلند اطراف قلبش عبور کنه.
1 012
منظورت چیه شیشی؟ بنظرت وقتی انقد قفلی زده رو خوشتیپ بودن تو از پستت میاد بیرون؟
1 012
کامنت بازیاشون همچنان ادامه داره و همینطور ژاژائو داره شیشی رو خوشتیپ خطاب میکنه و میگه خیلی خوشتیپه))
شیشی هم میگه هاهاها تو که هنوز اینجایی برو بخواب دیگه😭😂
