ar
Feedback
Alien.‌‌

Alien.‌‌

الذهاب إلى القناة على Telegram

من نمی‌دانم‌ گناه چیست. آنها فقط به من فهمانده بودند که من مقصرم. _ @Russian1999bot wlw ✄🏳️‍🌈 http://t.me/safeCht_bot?start=5gDvaN

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
369
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+137 أيام
+1330 أيام
أرشيف المشاركات
HELLGIRL Ari Abdul.m4a2.16 MB

اگر من عاشقت باشم، می‌فهمی پرستیده شدن چه حسی دارد.

کم مانده بود پایم به فرش گیر کند، کاغذ را روی میز انداختم. کج نشستم، چشمانم را بستم. «چشمانش...» صدای وزوز کتری از آشپزخانه می‌آمد؛ چشمانم را باز کردم. مداد را برداشتم، تراشش کردم. کاغذ زیر مداد خشک صدا می‌داد. از موهایت شروع کردم، خانه بوی خوب گرفت؛ مثل وانیل در مربای پرتقال. دستانت را همانطور که بود کشیدم. دستانت را نوازش کردم. گرمی دستانت را می‌شد حس کرد. کاش فنجانی در دستانت بودم. لب هایت روی کاغد آوردم، لب هایم را نزدیک لب هایت کردم. صدایت را چگونه نقاشی کنم؟ به چشمانت می‌رسم. وای، چشمانت. یادم نمی‌رود، یادم نمی‌آید. زیاد به چشمانت فکر کردم، چشمانت را از یاد بردم. نشد چشمانت را نقاشی کنم. چشمانت از من فرار می‌کنند.

من خیلی جدی می‌تونم آدما رو سر گفتن لز به جای لزبین از زندگیم حذف کنم.

Downpour April Rain.m4a3.85 MB

Yasin Lv - Life Line.mp36.19 MB

چیزی که انسان ها رو زیبا می‌کنه تفاوت‌شون از همه.

من قهوه زیاد می‌نوشم اما اعتراف می‌کنم که خیلی زیاد از انواع قهوه سردرنمیارم. و ممکنه خیلی انواع خوشمزه‌تری داشته باشه که من امتحان نکردم. آیا این نشون می‌ده که من یک قهوه‌خور واقعی نیستم؟
من قهوه رو نسبتا تلخ دوست دارم، اما کسی دوست داره شکر زیاد بریزه یا با چیزی مخلوط کنه. کسی هم چای دوست داره هم‌ ماچا، آیا اون چای‌خور واقعی نیست یا برای ادا ماچا می‌خوره؟ تو رسپیِ فلان غذا حتما باید فلان چیز رو استفاده کنی، یک بار استفاده کردی، دوستش نداشتی؟ از دفعه‌ی بعد استفاده نکن. نگو این رسپی درست نیست، چه اهمیتی داره؟ مهم تویی. کتاب فانتزی دوست داری و بهت می‌گن کتابخون واقعی نیستی؟ کتاب‌خوندن حتما نباید توی یک ژانر خاصی باشه، تو کاری که دوست داری رو ادامه بده، مهم لذت بردن توعه. اگر پسری و روتین پوستی داری، به خودت می‌رسی، واقعا حرف های یک‌سری احمق چه اهمیتی داره؟ مگر بهداشت و زیبایی مختص جنسیته؟ چی به چیه، کی به کیه؟ تمام قوانین مسخره‌ان، طبق قانون خودت عمل کن.

تمام قانون های روی زمین را نادیده بگیرید. اینجا بی قانونی، بهترین قانون است.

photo content
+4

If I’m gone, who will call you "my God"?

photo content

Drive You Insane Daniel Di Angelo.m4a3.24 MB

Repost from N/a
• Happy 300 dear Alien.‌‌ 🪷

photo content
+1

مثل همیشه نوشته‌های کامو انقدر فوق‌العاده هست که فکر می‌کنی درحال خوندن تکه‌ای از یک کتاب معروفی.

صدای حرکت دادن اولین مهره در گوشم می‌پیچد. هنوز دستم زیر چانه‌ام است، صدای ته سیگار را از دهانم می‌شنوم. بوی گوشت چشمانم را لمس می‌کند، چشمانم سنگین می‌شود، زیر پایم خالی می‌شود.
احساس سرما می‌کنم، چشمانم‌ باز می‌شود. زمین به شکل مربعی به قسمت های سیاه و سفید تقسیم شده. روبه‌رویم ارتشی بی چهره با لباس های سفید قرار دارند. ناقوس به صدا درمی‌آید. کسی ناخواسته یک قدم جلوتر فرستاده می‌شود. صورت بی اجزایش هنوز به پشت خیره‌ است. نیرویی مرا به جلو می‌راند، او باز هم جلوتر می‌آید؛ صورتش مثل یک شمع دارد از ترس آب می‌شود. پشت سرش کسی با صدای عرفانی می‌گوید: «شهر این فداکاری‌ِ شما را فراموش نمی‌کند.» بازهم به جلو کشیده می‌شوم، به بی‌چهره‌ برخورد می‌کنم، با صدای گوش خراشی زمین می‌خورد. احساس قدرت می‌کنم و از اینکه احساس قدرت دارم شرمسارم. صدای تشویق از پشت سرم می‌آید. من از خانه خیلی دورم. لباسم هم‌رنگ آنهاست، آنان هستند خانه‌ی من. کسی هست پشت من، قدرتش بیش از من است. من ایستاده نگاه‌شان می‌کنم، چند نفر باهم درگیرند، ما داریم پیروز می‌شویم، پس چرا هنوز از ما دارند می‌میرند؟ زمین دارد خالی می‌شود، از خون آنان جایی سرخ رنگ نشده. من در زمین دشمن چه می‌کنم؟ چرا به آخر خط رسیده‌ام؟ ناگهان احساس قدرت می‌کنم، لباس هایم زینت داده شده، می‌توانم به هرجایی حرکت کنم. کسی که تاج روی سرش دارد با لبخندی حساب شده نگاهم می‌کند. هنوز دشمن روی زمین است، باید کنارشان بزنم. با چند حرکت دشمن را از روی زمین حذف می‌کنم. هم‌رنگ هایم تک‌ به تک روی زمین میفتند، اما ما پیروز شدیم؛ می‌خواهم قدمی جلو بروم، اما ناخودآگاه از حرکت می‌ایستم. به سمت میز کشیده می‌شوم، ما می‌خواستیم دشمن را شکست دهیم، حالا چرا با دشمن سر یک میز نشسته‌ایم؟ دو شاه می‌خندد و می‌گویند: «همیشه گول می‌خوردند.» سربازی نیم جان با لب های ترک خورده می‌گوید: «ما یک جان داشتیم و آن را داده‌ایم، پس چرا هنوز پیروز نشدیم؟» لیوان هایمان به هم می‌خورند، خون از لب هایمان چکه می‌کند. کسی دستش را به صفحهٔ شطرنج می‌زند، صدایش به گوشم می‌رسد.‌ «نکند مات چشمانم شدی؟ مهره‌ای حرکت بده دیگر.»

Young men standing on the top of their own graves, Wondering when Jesus comes, are they gonna be saved?

Soldier Side System Of A Down.m4a3.40 MB

-stay with me. -where else would i go?