Asal Library
الذهاب إلى القناة على Telegram
451
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+377 أيام
+10930 أيام
أرشيف المشاركات
451
در شانزده یا حتی بیستسالگی هیچ باری بر دوشمان حمل نمیکنیم اِلا بار امیدهای نشاطآور. ثقل هیچ خاطرهای بر دوشمان سنگینی نمیکند. همهچیز هنوز ممکن است، همهچیز را هنوز میتوان تجربه کرد. میلها رفتهرفته در درونمان شکل میگیرند، و ما از وجود آن همه امکان مسروریم.
فلسفهی پیادهروی
فردریک گرو
451
تنها هنگام پیادهروی است که کار میکنم، دشت و صحرا اتاق مطالعهٔ من است.
- ژان ژاک روسو، پرترهٔ من
فلسفهی پیادهروی
فردریک گرو
451
تنها هنگام پیادهروی است که کار میکنم، دشت و صحرا اتاق مطالعهٔ من است.
فلسفهی پیادهروی
فردریک گرو
451
گذشتن. تنها برای این به آنجا رفته بود تا از آنجا هم درگذرد و ترکش کند.
فلسفهی پیادهروی
فردریک گرو
451
رمبو در ۱۰ نوامبر ۱۸۹۱ درگذشت. فقط سی و هفت سال داشت. در دفتر ثبت مردگانِ بیمارستان کونسپسیون مشخصات او را اینگونه ثبت کردند: «زادهشده در شارلویل، در حال گذر از مارسی»
فلسفهی پیادهروی
فردریک گرو
451
راه رفتن. در پیادهروی رمبو میتوانم حالتی از گریز را تشخیص دهم. آن لذت عمیقی که انسان همیشه موقع پیادهروی احساس میکند، لذت رها کردن و پشتسر گذاشتن.
فلسفهی پیادهروی
فردریک گرو
451
خب، سهم مطالعهی امروز تموم شد و باید برم به کار و زندگیام برسم. فردا با فلسفهی پیادهروی برمیگردم. ⭐️
451
اگر به من میگفتند، اگر برایم اطمینان حاصل میشد که زمانی نامحدود در پیش رو دارم، هرگز دست به هیچ کاری نمیزدم.
مائدههای زمینی و مائدههای تازه
آندره ژید
451
همین که فضای پیرامونت رنگ تو را به خود گرفت، یا تو به رنگ آن درآمدی، دیگر سودی برایت در بر نخواهد داشت. باید آن را ترک بگویی. هیچ چیز برایت خطرناکتر از خانوادهٔ «تو»، اتاق «تو»، گذشتهٔ «تو» نیست. از هرچیز جز آموزشی که برایت به ارمغان میآورد برمگیر؛ و کاش لذتی که از آن جاری است، مایهٔ خشکیدن و به پایان رسیدنش شود.
مائدههای زمینی و مائدههای تازه
آندره ژید
451
ناتانائیل، بدبختی هر کسی ناشی از آن است که همیشه اوست که مینگرد و آنچه میبیند به خود وابسته میکند. اهمیت هر چیز نه به خاطر ما که به خاطر خود اوست. کاش چشم تو همان چیزی باشد که بدان مینگری.
مائدههای زمینی و مائدههای تازه
آندره ژید
451
در جوانی با پیگیری عواقب اعمالم خود را فرسودم و مطمئن بودم که تنها در صورتی از گناه کردن باز خواهم ایستاد که دیگر دست به هیچکاری نزنم.
مائدههای زمینی و مائدههای تازه
آندره ژید
451
معنی سادهاش اگه متوجه نشدید:
نیازهای تو تغییر میکنن؛ چیزی که روزی برای زنده موندن ضروری بود مثل برگ، ممکنه یه روز بمیره. اما این به معنای پایان تو نیست؛ تو همون درختی هستی که برگهات عوض میشن.
451
درخت به من گفت: من نیازمند یک ریه بودم، چنین بود که شیرهام تبدیل به برگ شد، تا بتوانم با آن نفس بکشم. سپس، چون نفس کشیدم، برگهایم ریخت اما سبب مرگ من نشد. میوهٔ من همهٔ اندیشههای مرا دربارهٔ زندگی در خود نهفته دارد.
مائدههای زمینی و مائدههای تازه
آندره ژید
451
ناتانائیل، هر چیز به هنگام خود فرا میرسد؛ هر چیز زادهٔ نیاز خویش است، و به عبارتی هیچ نیست جز نیازی تجسمیافته.
مائدههای زمینی و مائدههای تازه
آندره ژید
451
اینجا ژید اشاره کرده به این مسئله که خدا براش یه شی یا شخص خاصی نیست؛ یعنی عشقش به جهان، خدا رو براش میسازه نه اینکه از قبل خدایی وجود داشته باشه تا دوستش داشته باشه.
«اگر خدایی هست، او را در گلابیِ رسیده، در شبنم ِ صبح، و در نگاه غریبهای که از کنارت میگذرد، یافتهام نه در دستورالعملهای اخلاقی. و اگر این کفر است، پس کفر، صادقترین عبارت من بوده است.»
