ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

سپیدار

سپیدار

الذهاب إلى القناة على Telegram

بیهوده سرک می‌کشی سپیدارِ بلند بسا پرنده‌ها که باز نمی‌آیند. #سیروس_نوذری

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
226
المشتركون
-124 ساعات
+137 أيام
+1330 أيام
أرشيف المشاركات
🪴 هر شب زنی در من به دیدنِ ماه می‌رود و پروانه‌هایی از شعرش را به گردنِ ستاره‌ها می‌آویزد 🌙🦋✨
#صدیقه_غفوری "شاعر امروز
@Sepidar_Me

photo content

@Sepidar_Me
نوازشم کن مثل گلی در معرض انقراض حنیف
🥂♥️

🪴 او مشغولِ باز کردنِ نوشابه‌ی کوکا کولا من عرق را با اشک‌هایم پاک کردم از تکرارِ دروغ خسته، بر زمینِ داغ رها شدم و با خورشید هم صحبت میدانی؟ خیلی وقت است شب، خواب را به سقف قفل کرده، لبریز از خفگی و رنجی که میل رفتن ندارد هجومِ آفتاب پرست‌ها... بلند شدم، اما نه برای سکوت شاید برای خداحافظی نوشابه‌ ات را بنوش تا خنک است من مدت‌هاست گرم شدنِ رویاهایم را تماشا میکنم راستی خورشید هم از قبیله‌ی او بود.
💬 هانیه اعظمی🌱
@Sepidar_Me

🎂🧚‍♀ "بیا به لحظه‌های وحشی خودمان برگردیم. به جرعه‌های گس گرم چای به بانگ بی‌امان گنجشکان"
💬منوچهر آتشی
@Sepidar_Me

photo content

@Sepidar_Me
من ادم رفتن نیستم اما اگر رفتم و نماندم، بدان تو بسیار قلبِ مرا آزردی.
🥂🍃

🪷 هر روز چیزی از ما کم می‌شود؛ یک خاطره یک لبخند یک نفر که دیگر پشتِ تلفن جواب نمی‌دهد. ما آرام‌آرام از خودمان فاصله می‌گیریم؛ مثل سایه‌ای که غروب از دیوارِ خانه جدا می‌شود.
💬محسن منصوری
@Sepidar_Me

🪴 اندوه تمام نمى شود؛ توآن قدر وسيع مى شوى، كه اندوه در تو گم مى شود.
💬 شمس تبریزی
@Sepidar_Me

🐳 خاطرت باشد کسی را خواستی مجنون کنی، زخم قدری بر دلش بگذار، مرهم بیشتر...
💬محمد‌حسین ملکیان
@Sepidar_Me

🪷🍃 آدمی نه آن چیزی‌ست که درباره‌یِ خودش فکر می‌کند، نه آن چیزی‌ست که دیگران درباره‌اش می‌گویند؛ او آن چیزی‌ست که در سکوتِ خودش جرئتِ روبه‌رو شدن با آن را دارد..
💬 کارل گوستاو یونگ
@Sepidar_Me

@Sepidar_Me
‏و از بین تمام روسری هایت " باد " را بیشتر از همه دوست دارم به موهایت می آید ! 💬 حمید جدیدی ‌
🥂♥️

🪴 باید عطر زن را بوییده باشد... زنی را لمس کرده باشد!! یا آواز لالایی زنی را شنیده باشد  ... سروده‌ی زنی راخوانده باشد ... و با این حال شاید بتواند برای زنی شعر بگوید.!! وگرنه سخت دراشتباه است که شاعراست..!!
💬 دیهور انتهورا🌱
@Sepidar_Me

photo content

🕊 پوستش به رنگ مس گُل تافته بود. در را باز کرد.آفتاب به درون آمد.دیوارها چرب از تعریق خواهشی بودند که آینه را مثل قطره ای باژگون بر بلندای خانه ساز خود سُر می دادند. پیراهنش را به آرامی از تن درآورد و زن را چون رنج راه رسیدن به آزادی بر سینه فشرد و به روحانیت ستاره ها سوگند خورد که هر آنچه می گوید راست است. و آنگاه از زن پرسید: " آنجا که تویی هوا چگونه است-" درون آن رگ های باریک که لاله زارِ دشتی از تپش های دیوانه ست. درهم آمیختند. مثل شعر و داستان درآمیختند تا شکوه بی مرزی ادبیات را در جبهه ی یک وحدت بی سرباز به پیش برند. مرد پس از آزاد کردن کهکشانی شیری در تن زن، او را بوسید. زن از بوسه سر رفت. آینه فواره زد. پوستش به رنگ مس گُل تافته درآمد.
«شمس زینتی» از کتاب«به سلیقه ی ندا»
@Sepidar_Me

🦋 پنجره را باز می‌کنم صبح خیلی آرام آرام‌تر از آنچه در حافظه تقویم مانده است  روی گل های صورتی می‌نشیند. نور بی‌اعتنا به طنین چکه های آب سوت زنان روی دیوارها قدم می‌زند. کبوتری زخمی از میان کاکتوس ها نامت را صدا می‌کند. و من در میان این همه آمدن و رفتن به تو فکر می‌کنم به اینکه نیستی اما «هنوز چیزی برای شکفتن باقی مانده است.»
#سپیدار"حنیف عرب"
@Sepidar_Me

photo content

@Sepidar_Me
معشوق! این شهر را، از گیسوان خویش شرابی فراهم آر.. 💬 رضا براهنی
🥂♥️ 

🪴 اشعه نازک خورشید دل پرده را دریده و بر وسط سینه ام جاخوش کرده، مابقی اشعه سرش رابرزمین کوبیده . عرق می کنم؛ برق قطع شده؛ شیر آب چکه می کند؛ سه مورچه بر سطح نقره ای سینک راه می روند یکی شان دانه ی برنجی به دوش گرفته است و دوتای دیگر بلد راه شده اند . آشپزخانه دایره ی درک طعم هاست . ردقهوه ی دیشب روی پیشانی فنجان، دهان باز کرده و پروین فال به دست تعبیرش می کند:" نسرین تو در آینده شعرها را قورت می دهی ." من یک‌نگاه  به حرکت لبهایش می کنم ونگاهی به حوصله ی سر رفته ی کتری از جوشیدن روی اجاق گاز اتو کشیده. هیاهوی گنجشک ها از پشت پنجره ی بی کلام تابستان روی خلوت گل گاو زبان ریخته ونام خوب تو باز با شکوفه های پیراهنم حرف می زند.
#نسرین_احمدی
@Sepidar_Me