ar
Feedback
لـــاعــلاج

لـــاعــلاج

قناة بسيطة

البرز و طلا ☑️این رمان براساس واقعیت نوشته شده. تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام لـــاعــلاج

تُعد قناة لـــاعــلاج لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 13 274 مشتركاً، محتلاً المرتبة في فئة اخرى.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 13 274 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 08 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 10 271، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -67، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 103.22‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 28.94‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 13 701 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 3 842 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 290.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
البرز و طلا ☑️این رمان براساس واقعیت نوشته شده. تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 09 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة اخرى.

13 274
المشتركون
-6724 ساعات
+7 3177 أيام
+10 27130 أيام
أرشيف المشاركات
شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

#پارت_12 #لاعلاج #رزالین از حضورش بغض ماوا شده در گلویم ترکید ... غم قوت به جانم داد درد نیرو شد به تن یخ کرده ام هق هق زدم ، مشت به سینه اش کوبیدم و نفس زدم : - ازت بیزارم البرز ... محکم تر به خود فشردم .. من ده بار دیگر ابراز نفرت کردم من هزار بار دیگر گفتم حالم از او بهم میخورد بی غیرت گفتمش و صدایش درنیامد.. فقط عربده کشید سر جماعتی که دور و اطرافمان ایستاده بودند. - این آب قند رو بده بهش البرز جان! صدای سمانه مثل بید لرزاندم . دستم به پیراهن مردانه‌اش مشت شد... چشم باز کردم ، تکان خوردم و از آغوشش خودم را بیرون کشیدم میلرزیدم هیستریک به خود می لرزیدم ... مقابلم او بود دست دراز کرده بود لیوان را از سمانه بگیرد صدایم کرد - طلا .. دیدنشان در یک قاب خار شد کنج چپ سینه ام... عقب رفتم و تماشایم کرد .. به زحمت سرپا شدم و همپایم بلند شد لیوان را به دست سمانه سپرد طرفم آمد .. در چشمان سرخ و ملتهبم زل زد .. نگاهش روی چانه مرتعشم لغزید.. اشک از چشمانم چکید و طاقت نیاورد - آروم باش حرف بزنیم گفت ، خواست بازویم را بگیرد که مجال ندادم دست بالا بردم و با تمام قدرتی که از من باقی مانده بود توی صورتش کوبیدم .. برای خرید رمان لاعلاج میتونید مبلغ ۱۴۰ هزارتومان رو به شماره کارت زیر 6104331092375923 (روستا  _ بانک ملت) واریز کنید و فیش رو برای ادمین بفرستید @Ad_romanla

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

#پارت_11 #لاعلاج #رزالین قلب مصیبت زده ام تاب نیاورد من خیال میکردم چهار سال بی عار بودنم پوست کلفت بودنم مقابل البرز سرپا نگهم میدارد اما نماندم کمر راست نکردم وقتی مادر البرز ادامه داد - دختره رو طلاق میدی سر پناه این بچه و مادرش میشی! عقدش میکنی . ما درمورد این موضوع حرف زدیم البرز ، خیلی وقته که بهت گفتم با طلا حرف بزن گناه داره هر چی زودتر بدونه بهتره ، اما تو مدام دست دست میکنی ، کار امروز رو میندازی به فردا ، پاهایم دیگر قادر به سرپا نگه داشتنم نبودند خالی کردند . من با تمام قلبم روی زمین سقوط کردم . آوار شدم . نمیدانم تنه ام کی به گلدان خالی از گل روی پله های دم در کوبیده شد فقط صدای خرد شدن آن را هم همراه با قلب سوخته ام شنیدم - یا خدا ...زن داداش جیغ لاله در سرم پیچید میخواستم پلک باز کنم ، بلند شوم بگویم لاله درد ندارد ها .. من خوبم من به مرگ نرسیده ام ، من دردم نیامده است اما نشد نتوانستم ، نه وقتی که دستی مردانه دور تنم پیچید به سینه کشیدم و صدا کرد - طلا برای خرید رمان لاعلاج مبلغ ۱۴۰ هزارتومان رو به شماره کارت زیر 6104331092375923 (روستا  _ بانک ملت) واریز کنید و فیش رو برای ادمین بفرستید @Ad_romanla

قلب مصیبت زده ام تاب نیاورد من خیال میکردم چهار سال بی عار بودنم پوست کلفت بودنم مقابل البرز سرپا نگهم میدارد اما نماندم کمر راست نکردم وقتی مادر البرز ادامه داد - دختره رو طلاق میدی سر پناه این بچه و مادرش میشی! عقدش میکنی . ما درمورد این موضوع حرف زدیم البرز ، خیلی وقته که بهت گفتم با طلا حرف بزن گناه داره هر چی زودتر بدونه بهتره ، اما تو مدام دست دست میکنی ، کار امروز رو میندازی به فردا ، پاهایم دیگر قادر به سرپا نگه داشتنم نبودند خالی کردند . من با تمام قلبم روی زمین سقوط کردم . آوار شدم . نمیدانم تنه ام کی به گلدان خالی از گل روی پله های دم در کوبیده شد فقط صدای خرد شدن آن را هم همراه با قلب سوخته ام شنیدم - یا خدا ...زن داداش جیغ لاله در سرم پیچید میخواستم پلک باز کنم ، بلند شوم بگویم لاله درد ندارد ها .. من خوبم من به مرگ نرسیده ام ، من دردم نیامده است اما نشد نتوانستم ، نه وقتی که دستی مردانه دور تنم پیچید به سینه کشیدم و صدا کرد - طلا برای خرید رمان لاعلاج مبلغ ۱۴۰ هزارتومان رو به شماره کارت زیر 6104331092375923 (روستا  _ بانک ملت) واریز کنید و فیش رو برای ادمین بفرستید @Ad_romanla

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

#پارت_10 #لاعلاج #رزالین از با غیرت خوانده شدن البرز زیر خنده میزنم.‌‌.. دیوانه وار می خندیدم ‌‌‌.. برایم مهم نبود که صدایم به گوششان میرسید یا نه من میخندیدم من سلول به سلول تنم آتش گرفته بود سوخته بود خاکستر شده بودم و چه کاری جز خنده از من برمی آمد؟ من باید میخندیدم که شوهرم برای روشن کردن تکلیف من می آمد من باید قهقه میزدم به حال خودم و زندگی‌ام .. میان خنده هایی که به هق هق تبدیل میشدند صدای مردانه اش را میشنوم - تکلیف زن من چیه که باید برم مشخصش کنم؟ دستم را به دیوار میگیرم من تکلیف را میدانستم . من خوب این تکلیف را از بر بودم . البرز.. البرزم تو از من بهتر این تکلیف را از بر بودی . - طلاقش میدی . برای خرید رمان لاعلاج مبلغ ۱۲۰ هزارتومان رو به شماره کارت زیر 6104331092375923 (روستا  _ بانک ملت) واریز کنید و فیش رو برای ادمین بفرستید @Ad_romanla

#پارت_10 #لاعلاج #رزالین از با غیرت خوانده شدن البرز زیر خنده میزنم.‌‌.. دیوانه وار می خندیدم ‌‌‌.. برایم مهم نبود که صدایم به گوششان میرسید یا نه من میخندیدم من سلول به سلول تنم آتش گرفته بود سوخته بود خاکستر شده بودم و چه کاری جز خنده از من برمی آمد؟ من باید میخندیدم که شوهرم برای روشن کردن تکلیف من می آمد من باید قهقه میزدم به حال خودم و زندگی‌ام .. میان خنده هایی که به هق هق تبدیل میشدند صدای مردانه اش را میشنوم - تکلیف زن من چیه که باید برم مشخصش کنم؟ دستم را به دیوار میگیرم من تکلیف را میدانستم . من خوب این تکلیف را از بر بودم . البرز.. البرزم تو از من بهتر این تکلیف را از بر بودی . - طلاقش میدی .

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥

شروع رمان لاعلاج👆🩵 البرز و طلا 🩶 این رمان براساس واقعیت نوشته شده✔️ تبلیغاتی که باهاش جوین شدید پارت رمانه❤️‍🔥