ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

خانوم شیرین

خانوم شیرین

الذهاب إلى القناة على Telegram

گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
401
المشتركون
+124 ساعات
-67 أيام
+8030 أيام
أرشيف المشاركات
دوستان عیب کنندم که «چرا دل به تو دادم؟» باید اول به تو گفتن که «چنین خوب چرایی؟»
سعدی عزیز

photo content
+1

گفته بودم چو بیایی غمِ دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
سعدی

🤍

:)💚

دل های ما که به هم نزدیک باشند دیگر چه فرقی میکند که کجای این جهان باشیم دور باش اما نزدیک من از نزدیک بودن های دور میترسم...
+1
دل های ما که به هم نزدیک باشند دیگر چه فرقی میکند که کجای این جهان باشیم دور باش اما نزدیک من از نزدیک بودن های دور میترسم...
شاملو

گاهی به من فکر کن من حتی به گاهی بودن در فکرت هم راضی ام شاملو
+1
گاهی به من فکر کن من حتی به گاهی بودن در فکرت هم راضی ام
شاملو

photo content
+1

photo content
+1

لمس آغوش تو گر باشد و من باشم و دل دیگر از هر دو جهان هیچ نخواهم ز خدا
حمیدرضا ‌یگانه

روح و جسمش را چنان دوست داشتم که گویی وجودش ضرورت هستی من بود. شاهرخ مسکوب
+1
روح و جسمش را چنان دوست داشتم که گویی وجودش ضرورت هستی من بود.
شاهرخ مسکوب

photo content
+1

انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد، می‌تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند.
اوریانا فالاچی

به قول عباس معروفی: گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت! پس با کسی بمان که نصف راه را به سمتت دویده باشد!

برای حفظ سلامت روان خودتونم که شده از آدمایی که اینطوری ذوقتون رو کور میکنن‌ فاصله بگیرید؛ همه‌ی ما لایق توجه و احترام متقابلیم...🫠

من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما دانم این چشم همان قاتل دلخواه من است
+1
من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما دانم این چشم همان قاتل دلخواه من است

من به مادرت هم حسودى ام ميشود... موهاى ژوليده ات صورت پف كرده ات غرولند اول صبحت؛ ديدن تمام اينها، صبح اول وقت، آخ كه عجيب ميچسبد!
علی قاضی‌نظام

چون که غایت خلقت دست ها؛ برای گرفتن است، نه رها کردن.
+1
چون که غایت خلقت دست ها؛ برای گرفتن است، نه رها کردن.

رفتم بر درویشی گفتا که:«خدا یارت» گویی به دعای او، شد چون تو شهی یارم!
+1
رفتم بر درویشی گفتا که:«خدا یارت» گویی به دعای او، شد چون تو شهی یارم!

photo content
+1