خانوم شیرین
الذهاب إلى القناة على Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
392
المشتركون
-124 ساعات
-47 أيام
-3830 أيام
أرشيف المشاركات
392
نزدیکتر بیا و، کلید در باغ را
از من بگیر
من سالهاست دور ماندهام از تو
و میروم که بخوابم
من پرده را کنار زدم
حالا تو با خیال راحت
پروانهوار
در باغ گردش کن
من بالهای پروانهها را هم
با رنگهای تازه
برای تو در اینجا نوشتهام
رضا_براهنی
392
من تو را نمی سرایم
تو
خودت در واژه ها می نشینی
قلم را وسوسه می کنی و شعر
بیدار می شود.
شهریار شفیعی
392
گل سرخم چرا پژمرده حالی
بیا قسمت کنیم دردی که داری
بیا قسمت کنیم بیشش به من ده
که تو کوچک دلی طاقت نداری...
بابا طاهرپ.ن: دارم فکر میکنم که مگه اصلا مخاطب بابا طاهر میتونسته بعد از شنیدن این شعر بازم ناراحت باشه؟
392
فرقی نمیکنه که کی باشی و نیتت چی باشه، اگه میخوای برات جهنم رو تداعی کنم، فقط کافیه وقتی با تمام وجودم بهت اعتماد کردم بهم دروغ بگی...
392
توی بحث با تو، از همون اول تو برنده ای؛ آخه مگه میشه من ببرم وقتی تمام مدت فقط به لبهات نگاه میکردم و حتی یک کلمه از حرفهات رو نفهمیدم؟
392
Repost from توییتی
«یک احساساتی هست، یک چیزهایی هست که نمیشود به دیگری فهماند، نمیشود گفت، آدم را مسخره میکنند، هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت میکند. زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و ناتوان است.»
📚زنده به گور
👤صادق هدایت
@TweetyChannel | Lidia
392
- یعنی دوستم داری گیلبرت؟از چشمت نیوفتاده ام؟
مدت ها بود که نگفته بودی دوستم داری...
+ عزیزم! عزیزدلم! فکر نمیکردم نیازی به گفتنش باشد، زندگی من بدون تو معنی ندارد.
