ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

کتاب‌هاوس

کتاب‌هاوس

الذهاب إلى القناة على Telegram

کتاب‌هاوس «آنچه خودشان گفتند؛ ما از خودمان چیزی اضافه نمی‌کنیم.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
259
المشتركون
-824 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
#محمد_جرجندی: (00:00)
خب. به نام خدا. در دقایق آینده در مورد مسعود مولوی صحبت می‌کنیم. در مورد اینکه این آدم چی شد که اصلاً مهم شد برای من و بعداً اینکه زینب طاهری اومد این وسط و اینکه مسعود مولوی ارتباطش با وکیل (زینب طاهری) چیه و یه بحثای سیاسی که رخ داده بود البته از منظر فنی به این موضوع می‌پردازیم. من هیچ سایدی رو نمی‌گیرم و سعی می‌کنم که تو این ویدئو صرفاً بحث فنی رو پوشش بدم.
10 August 2018 نام‌ها: محمد جرجندی، مسعود مولوی، زینب طاهری کلیدواژه‌ها: مسعود مولوی 📖 صفحۀ ۱۰ 📙 @ketaab_house

#مومو: (00:00)
خیلی برای من عجیب بوت. حرفایی که من می‌زدم، بدون یه کسره و فتحه و حمزۀ بالا پایین، کپی‌پیس حرفای سیدمحمد حسینی بوت.
کپی‌پیست ✓
کپی‌پیس ✕
نام‌ها: محمد اسدنژاد کلیدواژه‌ها: سواد خواندن و نوشتن 📖 صفحهٔ ۹ 📙 @ketaab_house

#سعید_طوفانی: (00:00)
به شما که با فیکیو رئیستم که با آنینیموسش اومده... (00:21) کسی منتظر شما‌‌ دو عزیز نیس. ما به نبود شما اگه بتونیم خودمونو وقف بدیم، کلاب‌هاس جای بهدریه.
اَنونِمِس ✓
آنینیموس ✕
وفق ✓
وقف ✕
هاوس ✓
هاس ✕
نام‌ها: سعید طوفانی کلیدواژه‌ها: سواد خواندن و نوشتن 📖 صفحهٔ ۸ 📙 @ketaab_house

#امیرحسین_مصلی: (00:08)
چرا قبل جنگ میاد، می‌گه که از کوله‌پشتی سرباز خارجی آزادیم درمیاد، که مردم مستصألو بتونه به این سمت سوق بده که آقا، جنگ چیز بدیم نیستا؟
 مستأصل ✓
مستصأل ✕
نام‌ها: امیرحسین مصلی کلیدواژه‌ها: سواد خواندن و نوشتن 📖 صفحهٔ ۷ 📙 @ketaab_house

#امیر_سوری: (00:00)
«سِرِبیریتی بودی دیگه.»
9 September 2026 سِلِبریتی ✓
سِرِبیریتی ✕
نام‌ها: امیر سوری کلیدواژه‌ها: سواد خواندن و نوشتن 📖 صفحهٔ ۶ 📙 @ketaab_house

#امیر_سوری: (00:18)
«حرفایی که پول اینو اونو تَرَکه کرده.»
(1:32)
«می‌گفتن پول تَرَکه کردی.»
9 September 2026 تَلَکه ✓
تَرَکه ✕
نام‌ها: امیر سوری کلیدواژه‌ها: سواد خواندن و نوشتن 📖 صفحهٔ ۵ 📙 @ketaab_house

#آرش_همتا: (00:00)
«اصن به اون فیلسوف، فلسفه و اینا... یه بار دوس دارشدم در دکونو وا کنه برم یه... چون متوجه شدم که چی‌جوری فلسفه بلده. منم بلدم چی‌جوری گوششو بپیچونم. منتها، اینا، اینا تفریحه اینجا. اینا بازیه. چه می‌دونم، اینجا سرگرمیه برای یکی مث من.»
یک هفته بعد — رادیو سازورنگ 27 May 2025 آرش همتا: (00:17)
خب. اینو که یه توضیح دادیم اینا. البته... (01:55) (02:10) (02:53)
#سازورنگ: (03:09)
چرا استقرایی گفتی بعدش؟
آرش همتا: (03:12)
برای این‌که... (04:17) دوست عزیز.
#اکبر_حق‌وردی: (04:27)
آره، درست نیست. بفرمایید.
آرش همتا: (04:29)
اوکی. خب. (06:40) حالا من این تراکتاتوسو که نخوندم. اصن نمیدونم چیه.
اکبر حق‌وردی: (07:49)
کل چیزایی که گفتی اشتباه بود.
نام‌ها: آرش همتا، امیر سازورنگ، اکبر حق‌وردی کلیدواژه‌ها: سواد خواندن و نوشتن 📖 صفحهٔ ۴ 📙 @ketaab_house

#امیر_سوری:
«چون خرن. خودشون کشور رو به این فرطه نابودی و جنگ کشوندن بعد می ندازن تقصیر چهارتا خارج نشین حالا شما هم منو به حرف بگیر تا اموالم رو تو ایران مصادره کنن😁🤣»
04 April 2026 ورطه ✓
فرطه ✕
نام‌ها: امیر سوری کلیدواژه‌ها: سواد خواندن و نوشتن 📖 صفحهٔ ۳ 📙 @ketaab_house

#مصطفی_شمس: (00:21)
«بیس روز گذشت و جواب تست ما اومت. جواب تست ما اومد که... [نامفهوم] اصِن مُضِرّات کلاب‌هاسم هستا. اولاً که کُلِّهُمْ اژمعین، من دو ساعت و چهل و سه دِیقه به خواب رفته بودم.»
14 July 2026 مضرات: [ مَ ضَ‌ رْ را ] ✓
[ مُ ضِ‌ رْ را ] ✕
کلهم اجمعین: [ کُ لْ لُ هُ اَ مَ ] ✓
[ کُ لْ لِ هُ اَ مَ ] ✕
 نام‌ها: مصطفی شمس کلیدواژه‌ها: سواد خواندن و نوشتن 📖 صفحهٔ ۲ 📙 @ketaab_house

ادامۀ قسمت ۳ #امیر_سوری(00:56): «بعد این جرج جرجندی بهش چِر گیگ داده، این شده یار و قال اونوریا، یه‌سره داره ما رو می‌زنه.» نام‌ها: امیر سوری، محمد جرجندی کلیدواژه‌ها: سیم‌کارت سفید، IP سفید، مجوز رسانه، مجوز روزنامه، کافه شمس، کانفیگ، کانفیگ علیه سیم‌کارت سفید 📖 صفحهٔ ۱ — قسمت ۴ از ۴ 📙 @ketaab_house

ادامهٔ قسمت ۲ #آرش_همتا(00:13): «جفتشون مهربونن. خدا شاهده. من موقعی متوجه شدم که داشتم پروکسی وصل می‌کردم و بعد یه دونه چیز برای من فرستاد که اینشو درست کن، اونو اونجوری کن، این پسورد رو بزن، اینو اول وی‌پی‌انه رو، الان اونو خاموش کن، نباید دو تا وی‌پی‌ان روش... بعد من گفتم اینا چیه نوشته؟ این واقعاً فکر کرده که من می‌تونم اینا رو وصل... برای مصطفی زدم: این محمد یه چیزهایی برای من فرستاده. گفت: خب بزن دیگه، درست میشه، وصل میشی. گفتم: چه‌جوری، داداش؟ این یه طوماریه. این اصلاً کجاست؟ کجای گوشیه؟ چهل دقیقه، بندگان خدا، داشتن توضیح می‌دادن. من قلب بذارم براتون.» نام‌ها: آرش همتا، محمد یزدانی، مصطفی شمس کلیدواژه‌ها: سیم‌کارت سفید، IP سفید، مجوز رسانه، مجوز روزنامه، کافه شمس 📖 صفحهٔ ۱ — قسمت ۳ از ۴ 📙 @ketaab_house

ادامۀ قسمت ۱ #آرش_همتا(00:09): «جرجندی هم تو این که ما اینجوری به خِخِـ...، جرجندی خیلی نامرده. ببین، جرجندی راحت می‌تونه یه تَداچْچَچاهی برات درست کنه، بندازدت تهش. تمام اینترنت مَـ...، من ازش التماس کردم، گفتم: «بابا، این کار نمی‌کنه، دو ساعت می‌تونم...؟» گفت: «مصطفی کارت رو درست می‌کنه.» روزی چهل گیگ می‌داد به این سازوبنگ، سوری.» نام‌ها: آرش همتا، محمد جرجندی، امیر سوری، مصطفی شمس کلیدواژه‌ها: سیم‌کارت سفید، IP سفید، مجوز رسانه، مجوز روزنامه، کافه شمس، کانفیگ، کانفیگ علیه سیم‌کارت سفید 📖 صفحهٔ ۱ — قسمت ۲ از ۴ 📙 @ketaab_house

#مصطفی_شمس (00:25): «یه ابزاری ما تونستیم تأمین بکنیم، یه ابزاری با توجه به مجوزی که گرفتیم. بابت همین کافه شمس، آی‌پی دفتر ما رو برداشتن، سفید کردن. از این بستر تونستیم ده تا دونه، ده تا دونه با یه سازوکاری که منم بلد نیستم، اصلاً نمی‌دونم چه‌جوریه. محمد، تمام زحمات و بدبختیشو خود محمد کشیده. مالِ مجوز رسانه‌اس، برای روزنامه‌س. برداشتن، سفید کردن. ده تا دونه تونستیم درست کنیم. یه دونه دادیم به #آرش_همتا، یه دونه نمی‌دونم دادیم مثلاً به فرهاد، یه دونه دادیم به جمالی؛ کلاً ده تا. یه دونه خودمم، یه دونه نهاله، یه دونه محمده. مگه چند نفریم اصلاً ما؟» نام‌ها: آرش همتا، فرهاد، محمد جمالی، محمد یزدانی، مصطفی شمس، نهال کلیدواژه‌ها: سیم‌کارت سفید، IP سفید، مجوز رسانه، مجوز روزنامه، کافه شمس 📖 صفحهٔ ۱ — قسمت ۱ از ۴ 📙 @ketaab_house

کتاب هاوس اکنون این دفتر را از میانِ انبوهِ گفتارهایی که در مجالس و محافل بر زبان آمده و به یاریِ ثبت از زوالِ لحظه رسته‌اند، پیشِ روی خواننده می‌گشاییم؛ نه برای آنکه چیزی بر سخن بیفزاییم، بلکه تا آنچه گفته شده، همان‌گونه که گفته شده، از غوغای مجلس به سکوتِ صفحه آید و در معرضِ خواندن و داوری بماند. چه‌بسا خواننده خود در یکی از همان مجالس حاضر بوده باشد؛ کنارِ همان صداها نشسته و همان گفت‌وگوها را شنیده باشد. اما هر مجلسی را نمی‌توان با هر مجلسی قیاس کرد. جایی نام و شهرت پیش از سخن می‌نشینند و جایی معیار، خودِ کلام است؛ و از همین‌جا بود آن اصرارِ قدیمی: نخست کلمه‌ها را درست بیاموزید. واژه در جمله معنا می‌یابد و جمله در متن؛ و همه در متن‌اند. جزء را از کل می‌فهمیم و کل را از جزء. اگر دو نفر از یک سخن دو فهم دارند، هر کدام باید بتواند بگوید از چه منظر و در چه زمینه‌ای به فهمِ خود رسیده است؛ اما تفاوتِ منظر، مجوزِ نسبت دادنِ هر معنایی به سخن نیست. و آنجا که سخن دعویِ استدلال دارد، نسبتِ منطقیِ جمله‌هایش نیز باید سنجیده شود. نام و شهرت جای استدلال را نمی‌گیرند. در میانِ این صداها، نام‌هایی نیز بوده که بیرونِ این مجالس شناخته‌شده‌تر بوده‌اند؛ اما نام، استدلال نمی‌آورد. در منطق، عنوانِ منطق‌دان به جای استدلال نمی‌نشیند؛ در فلسفه، نامِ فیلسوف به جای اندیشه؛ در نقاشی، امضا به جای اثر؛ و در موسیقی، شهرت به جای ساخته. قدرت می‌تواند تریبون فراهم آورد و صدا را بلندتر به گوشِ دیگران برساند؛ اما بلندیِ صدا، دلیلی بر صدقِ سخن نیست. اعتباری که از شایستگی برخاسته باشد، سرمایه است؛ و آنچه از قدرت یا نامِ دیگری گرفته شود، وام. من نیز اگر از این قلمروها سخن می‌گویم، به نامِ دیگران تکیه ندارم؛ آنچه ساخته‌ام در برابرِ آنچه دیگران ساخته‌اند قرار گرفت و سنجیده شد. اثر، پس از فرونشستنِ هیاهو، باید چیزی برای عرضه داشته باشد؛ چیزی که بی‌تکیه بر نام و جایگاه، روی پایِ خود بایستد. و آنکه چیزی از خویش برای عرضه ندارد، اگر به نام و سرمایهٔ دیگری تکیه کند، نامِ خویش را بر ساختهٔ دیگری نهاده است. اگر بر لفظ و معنا و شیوهٔ سخن سخت می‌گرفتیم، غرض رنجاندنِ گوینده نبود، هرچند ممکن بود سخن بر او گران آید؛ می‌خواستیم مردم ابزارِ سنجشِ سخن را در دست داشته باشند و عقلِ خود را به هر صدای صاحب‌تریبونی نسپارند. مطالعه اگر به انباشتنِ اطلاعات فروکاسته شود، لزوماً انسان را تواناتر نمی‌کند؛ دانستن، بی‌آنکه به فهم و سنجش راه برد، هنوز با توانایی فاصله دارد. اگر ناتوانیِ کسانی را که به نامِ حکومت سخن می‌گفتند آشکار کردیم، مسئله فقط آشکار کردنِ لغزش‌هایشان نبود؛ می‌خواستیم هیبتِ ساختگی‌شان فرو بریزد. اگر گاهی مایهٔ خنده شدند، خنده نیز یکی از راه‌های شکستنِ همین هیبت بود. آدمی گاهی نخست داوریِ خود را تغییر می‌دهد و سپس برای مدعای تازهٔ خویش دلیل می‌سازد. آنجا که دلیل نه برای آزمودنِ موضع، بلکه برای حفظِ آن به کار رود، عقل دیگر داورِ رفتار نیست؛ وکیلِ مدافعِ آن است. کسی که نقدِ قدرت را تهدیدی برای موقعیتِ خود می‌بیند، ممکن است به جای پاسخ دادن به نقد، در پیِ محدود کردنِ صدای منتقد برآید. اما حذفِ صدا، آنچه گفته شده است را از میان نمی‌برد. مردم برای من صرفاً مخاطب نبودند؛ اگر گاهی تندیِ کلام را بر نرمیِ آن ترجیح می‌دادم، از این رو بود که می‌خواستم میانِ آدمی و سخنانی که از جانبِ حکومت می‌شنود، همان فاصله‌ای پدید آید که امکانِ دیدن، سنجیدن و داوری را باقی می‌گذارد. واگذاردنِ داوری به دیگری، حتی آنجا که سخنِ او درست باشد، آدمی را از مسئولیتِ داوریِ خویش معاف نمی‌کند. و شاید همین نسبتِ میانِ صدا و شنوندگان نیز روزی بخشی از صفحاتِ این کتاب شود: ترسِ آنان که از این صدا گریختند، و اعتمادِ آنان که با وجودِ تندی و سختگیری ماندند؛ زیرا واکنشِ آدمیان به یک صدا نیز، اگر در رفتار و گفتار ثبت شده باشد، بخشی از واقعیتِ آن روزگار است. و اگر در برابرِ چنین معیاری، حذفِ صدا آسان‌تر از پاسخ دادن به سخن به نظر رسیده باشد، حذفِ گوینده آنچه ثبت شده است را از میان نمی‌برد. آنچه امروز کوششی برای کوچک کردنِ نامی به نظر می‌رسد، ممکن است در خوانشِ فردا معنایی دیگر پیدا کند؛ زیرا زمان نام‌ها را جابه‌جا می‌کند، اما آثارِ ثبت‌شده را دوباره می‌خواند. از این‌رو، در این کتاب نه بر گفته‌ها چیزی می‌افزاییم و نه از آنها می‌کاهیم. آنچه گفته شده، همان است که گفته شده. بگذار سخن به صدا درآید؛ آنگاه هر کس می‌تواند آنچه را شنیده است، خود داوری کند. این کتاب هزاران صفحه دارد. و این، تنها آغازِ آن است. 📙 @ketaab_house