pinkcigarette
الذهاب إلى القناة على Telegram
Однажды ты больше никогда меня не увидишь@любовь
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
430
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+117 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
ببین پدربزرگ من به گغته خودش تو اوایل بیست سالگیش از یک دختری خوشش میومد که اسمش جانا بود بعد این بی شرف خیلی خوشگل بود بور بود چشماش آبی بود اصلا یک چیز نابی بود (من که میگم حاصل تجاوز روس ها بوده ولی کسی بتوزم نمیکنه)عکسشو دبدم ریدم تو خودک
که این پدریزرگ من کلا چند سال باهاش بود بعدش مجبورش کردن با یکی دیگه ازدوتح کنه
بعد فقط من و خودش این قضیه اسممو میدونیم و با اصرار اون اسمم این شد بخاطر این که تو بچگی بور و چشم آبی بودم وگرنه میخواستن اسمم تو شناسنامه بذارن ماندانا و اسم شناسنامه ایمو فقط خود پدربزرگم صدا میزد🤷♂
