ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

بیا در موردش حرف بزنیم.

بیا در موردش حرف بزنیم.

الذهاب إلى القناة على Telegram

خلوتگاه مردی از اردیبهشت شصت و هشت؛ ساکن اتاق درمان مرکز شماره شش.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
236
المشتركون
-224 ساعات
-37 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
اثر نور افکن
گاهی بزرگ‌ترین قضاوتی که تجربه می‌کنیم، اصلاً از طرف دیگران نیست؛ از طرف ذهن خودمونه. ذهن، ما رو قانع می‌کنه که همه دارن به رفتارمون دقت می‌کنن؛ به حرفی که اشتباه زدیم، به لباسی که پوشیدیم یا به سوتی‌ که دادیم. برای همین، ممکنه روزها بابت یک اتفاق ساده خجالت بکشیم. در حالی که بیشتر آدم‌ها انقدر درگیر زندگی خودشون هستن که خیلی از چیزهایی که ما بابتش نگرانیم، اصلاً متوجهش نمی‌شن یا اگر هم بشن، چند دقیقه بعد فراموشش می‌کنن. به این پدیده در روان‌شناسی اثر نورافکن میگن، خطایی که باعث می‌شه تصور کنیم مرکز توجه دیگران هستیم، در حالی که هر کسی بیشتر از همه، مرکز توجه ذهن خودشه.

گاهی آدم‌ها از دست دادنت ناراحت نمی‌شن؛ از دست دادن دسترسی‌شون به تو ناراحت می‌شن.

بعضی رابطه‌ها با دعوا تموم نمی‌شن؛ از جایی تموم می‌شن که یکی از دو نفر، مدام خودش رو کوچک‌تر می‌کنه تا رابطه بزرگ‌تر به نظر برسه.

بعضی‌ها فکر می‌کنن اگر نه بگن، آدم بدی می‌شن. در حالی که نه گفتن به یک درخواست، نه گفتن به خودِ اون آدم نیست. از قدم های کوچیک شروع کن؛ لازم نیست اولین نه‌ات یه تصمیم بزرگ باشه. مثلاً به کاری که واقعاً وقتش رو نداری، مؤدبانه نه بگو. هر بار که دنیا بعد از نه گفتنت به آخر نرسید، به نه گفتن راحت تر عادت میکنی.

حرف مردم؟
حرف مردم؟

It's not your fault.

شک، از اطمینان، اطمینان‌ش بیش‌تره.

ذهن بعضی آدم‌ها تصور می‌کنه اگر همیشه با خودش سخت‌گیر باشه، موفق‌تر می‌شه. اما مغز، تفاوت زیادی بین تهدید و انگیزه قائل نیست. وقتی هر روز با خودت مثل یک دشمن حرف می‌زنی، سیستم عصبی بیشتر درگیر دفاع می‌شه تا رشد. گاهی بزرگ‌ترین مانع پیشرفت، کمبود استعداد نیست؛ زیاد بودنِ تحقیر درونیه.

پس فهمیدیم که ذهن یک عادت خطرناک داره؛ هر چیزی که تکرار بشه، حتی اگر به ضررش باشه، براش امن به نظر می‌رسه. به همین دلیله که بعضی‌ها سال‌ها در رابطه، شغل یا شرایطی می‌مونن که دوستش ندارن. آدم‌ها همیشه خوشبختی رو انتخاب نمی‌کنن؛ اغلب آشنایی رو انتخاب می‌کنن.

یکی از خطاهای ذهن اینه که موفقیت دیگران رو با پشت‌صحنه‌ی زندگی خودمون مقایسه می‌کنه. ما فقط نتیجه‌ی کار اون‌ها رو می‌بینیم، اما تمام تردیدها، شکست‌ها و تلاش‌های خودمون رو از نزدیک زندگی می‌کنیم. طبیعیه که این مقایسه همیشه ناعادلانه از آب دربیاد.

بلوغ یعنی کمتر تلاش کنی آدم‌ها رو تغییر بدی و بیشتر یاد بگیری خودت رو بشناسی.
یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های ذهن اینه که تا وقتی خودت رو نشناسی، مدام آدم‌هایی رو انتخاب می‌کنی که زخمی آشنا رو دوباره زنده کنند. نه چون رنج رو دوست داری؛ چون ذهنت، آشنا رو امن‌تر از ناشناخته می‌دونه. شاید رشد از روزی شروع بشه که به جای پرسیدن «چرا همیشه این آدم‌ها وارد زندگی من می‌شن؟» از خودت بپرسی: چه چیزی در من، این الگو رو تکرار می‌کنه؟

خیلی از دعواها سر اتفاق‌ها نیست؛ سر معنی‌ هست که هر نفر به اون اتفاق میده.

کسی که مرز نداره، آخرش از همه دلخور میشه.

ذهنمون یه عادت عجیب داره؛ چیزای ناتموم رو ول نمی‌کنه. واسه همینه که یه حرف نصفه‌نیمه یا یه خداحافظی بی‌جواب، بیشتر از کلی خاطره‌ی کامل تو ذهنمون می‌مونه.

بعضی آدما قرار نیست تو رو دوست نداشته باشن؛ فقط بلد نیستن اون‌جوری که تو نیاز داری، دوستت داشته باشن و این، تقصیر هیچ‌کدومتون نیست.

هیچ شبی آن‌قدر طولانی نیست که خدا نتواند صبحش را برساند. به روشنایی ایمان داشته باش، حتی وقتی هنوز هوا تاریک است. 🤍

خیلی‌ها در تنهایی بالغ به‌نظر می‌رسند؛ رابطه است که نشان می‌دهد فرد با ناکامی، خشم، حسادت و ترسِ طردشدن چه می‌کند. - زهره صاین پور | روان‌درمانگر